‫بنام خدا‬


 ‫پيش فرضهاي ذهني كاركنان و‬
            ‫مديران‬
    ‫و تاثير آنها بر رفتارهاي‬
           ‫سازماني؛‬
‫عوامل شكل دهنده و پيامد ها‬
            ‫سيد بابك علوي‬
   ‫استاديار دانشكده مديريت و اقتصاد‬
        ‫دانشگاه صنعتي شريف‬
‫اهداف كارگاه آموزشي‬
‫‪ ‬آشنا سازي مديران و سرپرستان شركت با چگونگي‬
‫تاثي ر پي ش فرضهاي ذهني كاركنان و مديران درباره‬
          ‫خودشان و ديگران بر رفتارهاي سازماني؛‬

‫‪ ‬پيشنهاد چند راه كار مفيد كه با تمرين روي آنها بتوان‬
‫باعث تقويت مهارت افراد در شناخت پيش فرضهاي‬
‫غلط گرديد. بدين ترتيب مي توان از بروز رفتارهاي‬
‫نامناس ب كاري مرتب ط ب ا آ ن پي ش فرضها جلوگيري‬
                                              ‫نمود.‬
‫اهميت پيش فرضها در رفتار‬
                          ‫سازماني‬
   ‫‪ ‬رفتار افراد عمدتا بر اساس ادراکشان از واقعيت‬
   ‫شكل مي گيرد؛ نه الزاما بر اساس خود واقعيت‬

  ‫‪ ‬ادراك انسان از واقعيت ها داراي محدوديت هاي‬
                           ‫فراواني مي باشد.‬

‫‪ ‬بسياري از پيش فرضها و قضاوت هاي انسان ممكن‬
‫است بر اساس ادراكاتي باشد كه الزاما صحيح نمي‬
                                       ‫باشند.‬

‫باورهاي ذهني و رفتارهاي انسانها داراي وابستگي‬   ‫‪‬‬
‫انواع باورها و پيش فرض ها‬
                    ‫‪‬درباره خود؛‬
                  ‫‪‬درباره ديگران؛‬
 ‫‪‬درباره وقايع و پديده هاي محيطي.‬
‫نمونه هايي از انواع خطاهاي رايج در‬
             ‫قضاوت درباره ديگران‬
              ‫‪ ‬قالبي انديشيدن )‪(Stereotyping‬‬
                     ‫‪ ‬اثر هاله اي )‪(Halo effect‬‬
                    ‫‪ ‬اثر تقابل)‪(Contrast effect‬‬
   ‫‪ ‬باور درباره ثبات و يا امكان تغيير توانايي هاي‬
                                         ‫ديگران‬
         ‫)‪(Entity and incremental theorists‬‬
                           ‫‪ ‬خطاي بنيادين اسناد‬
            ‫)‪(Fundamental attribution error‬‬
‫قالبی انديشيدن‬
‫‪ ‬هنگامی که ما کسی را بر اساس ادراک مان در باره‬
    ‫ويژگي هاي گروهی که آن فرد به آن تعلق دارد،‬
‫قضاوت کنيم قالبی انديشيدن را در رابطه با او به کار‬
                                           ‫می بريم.‬

                                     ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬
     ‫”کارمندان مسن نمی توانند مهارتهای جديد راياد‬
                                            ‫بگيرند.“‬
               ‫”کارمندان خيلی چاق انضباط ندارند.“‬
 ‫”کارمندان آسيايی سخت کوش و با وجدان هستند.“‬
‫اثر هاله ای‬
‫‪ ‬اس تنباط کل ی درباره ي ک فرد بر اس اس تنه ا يک‬
‫ويژگ ی مشخ ص وي، مانن د هوش بال، اجتماعی‬
      ‫بودن، و يا ظاهر پسنديده را اثرهاله ای گويند.‬

                                    ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬
‫کسی که داوطلب شغلی در بازاريابی شرکت باشد،‬
‫و از نظ ر لباس ی ک ه بر ت ن دارد بس يار مرتب باشد.‬
‫ممك ن اس ت مص احبه کننده تص وير نادرستی از وی‬
‫گرفته و بر همان اساس در باره توانائيها و مسئوليت‬
‫پذيري وي قضاوتي مثبت کند، در حاليکه امکان دارد‬
‫چنين فردی از نظر مسئوليت پذيری و شايستگی های‬
                             ‫فردی نا مناسب باشد.‬
‫اثر تقابل‬
    ‫‪ ‬متاثر شدن ارزيابی ما از ويژگی های يک فرد، از‬
    ‫طريق مقايسه با افراد ديگری که اخيرا توسط ما‬
    ‫ارزيابي شده و آنها بسيار بالتر يا پايين تر از نظر‬
                      ‫همين ويژگيها ارزيابي شده اند.‬

                                       ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬
 ‫تصويری ازچگونگی عملکرد اثرتقابل در يک موقعيت‬
      ‫مصاحبه هنگاميکه مصاحبه کننده تعداد زيادی از‬
                  ‫فرمهای استخدامی را در اختياردارد.‬
      ‫فرد مصاحبه شونده می تواند به عنوان بيشترين‬
  ‫مطلوبيت در ارزيابی در نظر گرفته شود اگر با فردی‬
‫که متوسط است مقايسه شود، و همين فرد می تواند‬
   ‫به عنوان کمترين مطلوبيت در ارزيابی پذيرفته شود‬
‫باور درباره ثبات و يا امکان‬
         ‫تغيير تواناييهای ديگران‬
‫‪ ‬مديران ممكن است به صورت عمومي دو نوع پيش‬
‫فرض مهم را درباره توانايي هاي ديگران در ذهن‬
                                 ‫خود داشته باشند:‬
‫‪ ‬ويژگيهای انسان ثابت است، و چندان با كسب تجربه‬
                              ‫بيشتر تغيير نمی کند.‬
  ‫‪ ‬ويژگيهای انسان ممكن است با تجربه تغيير کنند و‬
       ‫توانايي هاي وي توسعه يافته و کاملتر شوند.‬
‫خطای بنيادين اسناد‬
‫‪‬تمايل به ضعيف ديدن تاثير عوامل بيروني و‬
   ‫قوي ديدن تاثير عوامل دروني هنگاميکه‬
  ‫درباره ی رفتار ديگران قضاوت می کنيم.‬

  ‫‪‬به عنوان مثال: تاخير يك نفر در حضور در‬
 ‫جلسه را به بي برنامه بودن وي ولي تاخير‬
      ‫خود را به بي برنامه بودن سيستم ويا‬
            ‫مشكلت محيطي نسبت دهيم.‬
‫برخي از باورها درباره خود‬
‫‪‬باور درباره توانايي هاي خود در حوزه هاي‬
                               ‫مختلف؛‬
             ‫‪‬باور درباره ارزشمندي خود؛‬
                         ‫‪‬خود شيفتگي.‬
‫باور درباره توانايي های خود‬
  ‫‪‬خود-كارآمدي: ميزان باور يك فرد به توانايي‬
     ‫های خود به منظورسازمان دادن واجراي‬
    ‫مجموعه فعاليتهايي در يك حوزه مشخص‬
‫‪‬مطالعات نشان داده است كه هر چه فرد باور‬
 ‫قوي تري نسبت به كارآمدي خود داشته باشد‬
                         ‫عملكرد بالتري دارد.‬
     ‫‪‬هر چند باور غلط درباره توانايي خود مي‬
        ‫تواند از ابعاد گوناگوني خطرناك باشد.‬
‫عزت نفس‬
 ‫‪ ‬عزت نفس اشاره دارد به ميزانی که يک فرد در‬
‫يک حوزه برای خودش احساس ارزش می کند.‬

‫‪ ‬افراد با سطح پايينی ازعزت نفس در مقايسه با‬
   ‫افرادی با سطح باليی از آن تمايل بيشتری به‬
              ‫جلب تاييد از طرف ديگران دارند.‬

‫‪ ‬افراد با سطح باليی از عزت نفس در مقايسه با‬
   ‫افرادی با سطح پايينی از آن، خطرات بيشتری‬
    ‫درانتخاب شغل می پذيرند وتمايل بيشتری به‬
             ‫انتخاب شغلهای غير معمول دارند.‬
‫خود شيفتگی‬

  ‫‪ ‬احساس استثنايي بودن و مهم بودن بسيار‬
                                     ‫زياد؛‬
      ‫‪ ‬غرق بودن در احساس نياز به قدرت و‬
        ‫رؤياهاي موفقيت هاي بسيار بزرگ؛‬
‫‪ ‬نياز زياد به مورد توجه قرار گرفتن و تحسين؛‬
    ‫‪ ‬توقع زياد از ديگران و حس بهره جويي؛‬
           ‫‪ ‬فقدان درك احساسات ديگران.‬
‫چگونه باورهاي خود را مورد ارزيابي‬
                       ‫قرار دهيم؟‬
      ‫‪ ‬شناسايي نردبان استنتاج در ذهن خود‬
               ‫‪ ‬تقويت مهارت هاي گفتگو‬
‫شناسايي نردبان استنتاج در‬
                       ‫ذهن خود‬
‫‪ ‬بر اساس مطالعات آرجري س و شان )6991( افراد به‬
‫صورت گزينشی اطلعات لزم را از محيطشان اخذ می‬
‫کنند . سپس ممک ن اس ت ب ه سرعت زنجيره ای از‬
‫استنباطها را در ذهن شکل داده، وسپس روابط ي بين‬
‫اطلعات جدي د و فرضها و باورها را با تفاسير خود از‬
‫اطلعات موجود ايجاد کنند، ونهايتا ً رفتارهايشان را بر‬
                  ‫اساس استنباطهايشان ب روز دهند.‬

    ‫‪ ‬چنين استنباطهايی معمول آزمون نشده و متاسفانه‬
                          ‫ً‬
                       ‫گاهی غير صحيح می باشند.‬
‫شناسايي نردبان استنتاج در ذهن خود‬
‫شناسايي نردبان استنتاج در ذهن خود‬
                           ‫)ادامه(‬
‫تقويت مهارتهاي گفتگو‬
          ‫‪ ‬تاملت ذهنی و پرسشگري:‬
‫‪ ‬تاملت ذهنی به کنترل سرعت فرآيند تفکر‬
 ‫استنباطی به منظور ايجاد آگاهی بيشتر از‬
  ‫چگونگی الگوي ذهنی اشاره دارد)سنگه‬
                                ‫4991(.‬

 ‫‪ ‬پرسشگری به کنترل شرايط گفتگو و طرح‬
‫سؤالت هوشمندانه ازديگران اشاره دارد تا‬
 ‫بتوان شناخت لزم را درباره پيش فرضهای‬
      ‫دست آورد )سنگه 4991(.‬     ‫يكديگر ب‬
‫پايان‬

        ‫با تشكر‬

E-mail: sbalavi@sharif.edu
‫تمرين فردي‬

‫‪ ‬حداق ل يك ي از تجارب ناموفق خود را در‬
‫تعاملت انس اني ب ا ديگران ب ه ياد آورده و با‬
‫بهره گيري از تكني ك نردبان اس تنتاج بررسي‬
                                      ‫كنيد كه:‬
‫‪ ‬تا چ ه ميزان باورهاي شما درباره خود و‬
‫قضاوت درباره آنها در ايجاد آن شرايط مؤثر‬
                                  ‫بوده است؟‬
‫‪ ‬چگونه داده هاي موجود را براي شكل گيري‬
                 ‫استنتاج خود تفسير كرده ايد؟‬
‫تمرين گروهي‬
  ‫‪‬در گروه خود درباره موضوع زير گفتگو و با‬
     ‫بهره گيري از مهارت هاي گفتگوي توضيح‬
    ‫داده شده در اين جلسه نتيجه گيري نماييد:‬

‫چه تحولت محيطي را در آينده به عنوان فرصت‬
‫و تهديدهاي جدي براي شركت خود مي دانيد؟‬
     ‫براي هر كدام 4 مورد را اشاره كنيد.‬

Workshop 1

  • 1.
    ‫بنام خدا‬ ‫پيشفرضهاي ذهني كاركنان و‬ ‫مديران‬ ‫و تاثير آنها بر رفتارهاي‬ ‫سازماني؛‬ ‫عوامل شكل دهنده و پيامد ها‬ ‫سيد بابك علوي‬ ‫استاديار دانشكده مديريت و اقتصاد‬ ‫دانشگاه صنعتي شريف‬
  • 2.
    ‫اهداف كارگاه آموزشي‬ ‫‪‬آشنا سازي مديران و سرپرستان شركت با چگونگي‬ ‫تاثي ر پي ش فرضهاي ذهني كاركنان و مديران درباره‬ ‫خودشان و ديگران بر رفتارهاي سازماني؛‬ ‫‪ ‬پيشنهاد چند راه كار مفيد كه با تمرين روي آنها بتوان‬ ‫باعث تقويت مهارت افراد در شناخت پيش فرضهاي‬ ‫غلط گرديد. بدين ترتيب مي توان از بروز رفتارهاي‬ ‫نامناس ب كاري مرتب ط ب ا آ ن پي ش فرضها جلوگيري‬ ‫نمود.‬
  • 3.
    ‫اهميت پيش فرضهادر رفتار‬ ‫سازماني‬ ‫‪ ‬رفتار افراد عمدتا بر اساس ادراکشان از واقعيت‬ ‫شكل مي گيرد؛ نه الزاما بر اساس خود واقعيت‬ ‫‪ ‬ادراك انسان از واقعيت ها داراي محدوديت هاي‬ ‫فراواني مي باشد.‬ ‫‪ ‬بسياري از پيش فرضها و قضاوت هاي انسان ممكن‬ ‫است بر اساس ادراكاتي باشد كه الزاما صحيح نمي‬ ‫باشند.‬ ‫باورهاي ذهني و رفتارهاي انسانها داراي وابستگي‬ ‫‪‬‬
  • 4.
    ‫انواع باورها وپيش فرض ها‬ ‫‪‬درباره خود؛‬ ‫‪‬درباره ديگران؛‬ ‫‪‬درباره وقايع و پديده هاي محيطي.‬
  • 5.
    ‫نمونه هايي ازانواع خطاهاي رايج در‬ ‫قضاوت درباره ديگران‬ ‫‪ ‬قالبي انديشيدن )‪(Stereotyping‬‬ ‫‪ ‬اثر هاله اي )‪(Halo effect‬‬ ‫‪ ‬اثر تقابل)‪(Contrast effect‬‬ ‫‪ ‬باور درباره ثبات و يا امكان تغيير توانايي هاي‬ ‫ديگران‬ ‫)‪(Entity and incremental theorists‬‬ ‫‪ ‬خطاي بنيادين اسناد‬ ‫)‪(Fundamental attribution error‬‬
  • 6.
    ‫قالبی انديشيدن‬ ‫‪ ‬هنگامیکه ما کسی را بر اساس ادراک مان در باره‬ ‫ويژگي هاي گروهی که آن فرد به آن تعلق دارد،‬ ‫قضاوت کنيم قالبی انديشيدن را در رابطه با او به کار‬ ‫می بريم.‬ ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬ ‫”کارمندان مسن نمی توانند مهارتهای جديد راياد‬ ‫بگيرند.“‬ ‫”کارمندان خيلی چاق انضباط ندارند.“‬ ‫”کارمندان آسيايی سخت کوش و با وجدان هستند.“‬
  • 7.
    ‫اثر هاله ای‬ ‫‪‬اس تنباط کل ی درباره ي ک فرد بر اس اس تنه ا يک‬ ‫ويژگ ی مشخ ص وي، مانن د هوش بال، اجتماعی‬ ‫بودن، و يا ظاهر پسنديده را اثرهاله ای گويند.‬ ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬ ‫کسی که داوطلب شغلی در بازاريابی شرکت باشد،‬ ‫و از نظ ر لباس ی ک ه بر ت ن دارد بس يار مرتب باشد.‬ ‫ممك ن اس ت مص احبه کننده تص وير نادرستی از وی‬ ‫گرفته و بر همان اساس در باره توانائيها و مسئوليت‬ ‫پذيري وي قضاوتي مثبت کند، در حاليکه امکان دارد‬ ‫چنين فردی از نظر مسئوليت پذيری و شايستگی های‬ ‫فردی نا مناسب باشد.‬
  • 8.
    ‫اثر تقابل‬ ‫‪ ‬متاثر شدن ارزيابی ما از ويژگی های يک فرد، از‬ ‫طريق مقايسه با افراد ديگری که اخيرا توسط ما‬ ‫ارزيابي شده و آنها بسيار بالتر يا پايين تر از نظر‬ ‫همين ويژگيها ارزيابي شده اند.‬ ‫‪ ‬به عنوان مثال:‬ ‫تصويری ازچگونگی عملکرد اثرتقابل در يک موقعيت‬ ‫مصاحبه هنگاميکه مصاحبه کننده تعداد زيادی از‬ ‫فرمهای استخدامی را در اختياردارد.‬ ‫فرد مصاحبه شونده می تواند به عنوان بيشترين‬ ‫مطلوبيت در ارزيابی در نظر گرفته شود اگر با فردی‬ ‫که متوسط است مقايسه شود، و همين فرد می تواند‬ ‫به عنوان کمترين مطلوبيت در ارزيابی پذيرفته شود‬
  • 9.
    ‫باور درباره ثباتو يا امکان‬ ‫تغيير تواناييهای ديگران‬ ‫‪ ‬مديران ممكن است به صورت عمومي دو نوع پيش‬ ‫فرض مهم را درباره توانايي هاي ديگران در ذهن‬ ‫خود داشته باشند:‬ ‫‪ ‬ويژگيهای انسان ثابت است، و چندان با كسب تجربه‬ ‫بيشتر تغيير نمی کند.‬ ‫‪ ‬ويژگيهای انسان ممكن است با تجربه تغيير کنند و‬ ‫توانايي هاي وي توسعه يافته و کاملتر شوند.‬
  • 10.
    ‫خطای بنيادين اسناد‬ ‫‪‬تمايلبه ضعيف ديدن تاثير عوامل بيروني و‬ ‫قوي ديدن تاثير عوامل دروني هنگاميکه‬ ‫درباره ی رفتار ديگران قضاوت می کنيم.‬ ‫‪‬به عنوان مثال: تاخير يك نفر در حضور در‬ ‫جلسه را به بي برنامه بودن وي ولي تاخير‬ ‫خود را به بي برنامه بودن سيستم ويا‬ ‫مشكلت محيطي نسبت دهيم.‬
  • 11.
    ‫برخي از باورهادرباره خود‬ ‫‪‬باور درباره توانايي هاي خود در حوزه هاي‬ ‫مختلف؛‬ ‫‪‬باور درباره ارزشمندي خود؛‬ ‫‪‬خود شيفتگي.‬
  • 12.
    ‫باور درباره تواناييهای خود‬ ‫‪‬خود-كارآمدي: ميزان باور يك فرد به توانايي‬ ‫های خود به منظورسازمان دادن واجراي‬ ‫مجموعه فعاليتهايي در يك حوزه مشخص‬ ‫‪‬مطالعات نشان داده است كه هر چه فرد باور‬ ‫قوي تري نسبت به كارآمدي خود داشته باشد‬ ‫عملكرد بالتري دارد.‬ ‫‪‬هر چند باور غلط درباره توانايي خود مي‬ ‫تواند از ابعاد گوناگوني خطرناك باشد.‬
  • 13.
    ‫عزت نفس‬ ‫‪‬عزت نفس اشاره دارد به ميزانی که يک فرد در‬ ‫يک حوزه برای خودش احساس ارزش می کند.‬ ‫‪ ‬افراد با سطح پايينی ازعزت نفس در مقايسه با‬ ‫افرادی با سطح باليی از آن تمايل بيشتری به‬ ‫جلب تاييد از طرف ديگران دارند.‬ ‫‪ ‬افراد با سطح باليی از عزت نفس در مقايسه با‬ ‫افرادی با سطح پايينی از آن، خطرات بيشتری‬ ‫درانتخاب شغل می پذيرند وتمايل بيشتری به‬ ‫انتخاب شغلهای غير معمول دارند.‬
  • 14.
    ‫خود شيفتگی‬ ‫‪ ‬احساس استثنايي بودن و مهم بودن بسيار‬ ‫زياد؛‬ ‫‪ ‬غرق بودن در احساس نياز به قدرت و‬ ‫رؤياهاي موفقيت هاي بسيار بزرگ؛‬ ‫‪ ‬نياز زياد به مورد توجه قرار گرفتن و تحسين؛‬ ‫‪ ‬توقع زياد از ديگران و حس بهره جويي؛‬ ‫‪ ‬فقدان درك احساسات ديگران.‬
  • 15.
    ‫چگونه باورهاي خودرا مورد ارزيابي‬ ‫قرار دهيم؟‬ ‫‪ ‬شناسايي نردبان استنتاج در ذهن خود‬ ‫‪ ‬تقويت مهارت هاي گفتگو‬
  • 16.
    ‫شناسايي نردبان استنتاجدر‬ ‫ذهن خود‬ ‫‪ ‬بر اساس مطالعات آرجري س و شان )6991( افراد به‬ ‫صورت گزينشی اطلعات لزم را از محيطشان اخذ می‬ ‫کنند . سپس ممک ن اس ت ب ه سرعت زنجيره ای از‬ ‫استنباطها را در ذهن شکل داده، وسپس روابط ي بين‬ ‫اطلعات جدي د و فرضها و باورها را با تفاسير خود از‬ ‫اطلعات موجود ايجاد کنند، ونهايتا ً رفتارهايشان را بر‬ ‫اساس استنباطهايشان ب روز دهند.‬ ‫‪ ‬چنين استنباطهايی معمول آزمون نشده و متاسفانه‬ ‫ً‬ ‫گاهی غير صحيح می باشند.‬
  • 17.
  • 18.
    ‫شناسايي نردبان استنتاجدر ذهن خود‬ ‫)ادامه(‬
  • 19.
    ‫تقويت مهارتهاي گفتگو‬ ‫‪ ‬تاملت ذهنی و پرسشگري:‬ ‫‪ ‬تاملت ذهنی به کنترل سرعت فرآيند تفکر‬ ‫استنباطی به منظور ايجاد آگاهی بيشتر از‬ ‫چگونگی الگوي ذهنی اشاره دارد)سنگه‬ ‫4991(.‬ ‫‪ ‬پرسشگری به کنترل شرايط گفتگو و طرح‬ ‫سؤالت هوشمندانه ازديگران اشاره دارد تا‬ ‫بتوان شناخت لزم را درباره پيش فرضهای‬ ‫دست آورد )سنگه 4991(.‬ ‫يكديگر ب‬
  • 20.
    ‫پايان‬ ‫با تشكر‬ E-mail: sbalavi@sharif.edu
  • 21.
    ‫تمرين فردي‬ ‫‪ ‬حداقل يك ي از تجارب ناموفق خود را در‬ ‫تعاملت انس اني ب ا ديگران ب ه ياد آورده و با‬ ‫بهره گيري از تكني ك نردبان اس تنتاج بررسي‬ ‫كنيد كه:‬ ‫‪ ‬تا چ ه ميزان باورهاي شما درباره خود و‬ ‫قضاوت درباره آنها در ايجاد آن شرايط مؤثر‬ ‫بوده است؟‬ ‫‪ ‬چگونه داده هاي موجود را براي شكل گيري‬ ‫استنتاج خود تفسير كرده ايد؟‬
  • 22.
    ‫تمرين گروهي‬ ‫‪‬در گروه خود درباره موضوع زير گفتگو و با‬ ‫بهره گيري از مهارت هاي گفتگوي توضيح‬ ‫داده شده در اين جلسه نتيجه گيري نماييد:‬ ‫چه تحولت محيطي را در آينده به عنوان فرصت‬ ‫و تهديدهاي جدي براي شركت خود مي دانيد؟‬ ‫براي هر كدام 4 مورد را اشاره كنيد.‬