ُ‫ًظشیِ هزاکش‬
‫چْشُ ای‬

Face Negotiation
Theory

‫استال تیٌگ تَهی‬

STELLA YING-TOOMEY
‫ًظشیِ هزاکشُ چْشُ ای اص تیٌگ تَهی‬
‫‪ ‬تش اساس ایي ًظشیِ دس هَقعیتْای دسگیشی ، ًگشاًیْای هتقاتل‬
‫ٍ چْشُ ای هشدم دس فشٌّگْای هشتشک سثة هی شَد کِ اًْا‬
‫تا اجتٌاب ، تعْذ یا افشاگشی تا دیگشاى تشخَسد کٌٌذ اص طشفی ،‬
‫ًگشاًیْای چْشُ ای هشدم دس فشٌّگْای فشدی هَجة هی شَد‬
‫آًْا چْشُ خَد سا تا حاالت ًفَرهٌذاًِ ، تیاى احساسات ، اتشاص‬
‫خشًَت هٌفعل تِ صَستی هطلَب اسائِ دٌّذ . ایي ًظشیِ‬
‫صَست فشٌّگی ، سٍاًی ٍ اجتواعی است‬
‫‪ ( ‬آدم تشفی ، آیشٍى ، سیشک ، هتخصص ٍ... )‬
‫هشٍسی تش ًظشیِ هزاکشُ چْشُ ای‬
‫هدل تضادّای هَجَد در‬
‫ارتباط‬
‫اجبار‬
‫تَافق‬
‫اجتٌاب‬

‫ّویاری‬
‫تسلظ‬

‫ًَع رفتار چْرُ‬

‫هدل فرٌّگ‬

‫اّویت ارتباط با دیگراى/کاربرد‬
‫زیاد/‬
‫هبتٌی بر اًتقال پیام تَسظ‬
‫حالت چْرُ‬

‫زهیٌِ زیاد‬

‫فردگرایی/کن کاربرد/هبتٌی بر‬
‫اًتقال هستقین ٍ کالهی‬

‫زهیٌِ کن‬
‫هقایسِ فشٌّگ ّای هختلف کِ صهیٌِ ّای کن یا‬
‫صیادی تشای تقَیت ایي ًظشیِ داسًذ‬
‫زهیٌِ کن(آهریکا)‬
‫• مىظًر فرد در سخىان اي کامال‬
‫ياضح ي ريشه است‬

‫• تاکیذ بر فردگرایی‬

‫• مستقیم صحبت کردن رایج است‬

‫زهیٌِ زیاد(ژاپي)‬
‫مىظًر فرد در رفتارها ي حاالت اي‬
‫گىجاوذٌ شذٌ است‬

‫تاکیذ بر فعالیت جمعی‬
‫غیر مستقیم صحبت کردن رایج‬
‫است‬
‫چْشُ:تصَیش یک فشد دس حالت تعاهلی‬
‫کاس چْشُ:هذیشیت ًیاصّا ٍ استثاطات‬
‫چْشُ‬

Face negotiation

  • 1.
    ُ‫ًظشیِ هزاکش‬ ‫چْشُ ای‬ FaceNegotiation Theory ‫استال تیٌگ تَهی‬ STELLA YING-TOOMEY
  • 2.
    ‫ًظشیِ هزاکشُ چْشُای اص تیٌگ تَهی‬ ‫‪ ‬تش اساس ایي ًظشیِ دس هَقعیتْای دسگیشی ، ًگشاًیْای هتقاتل‬ ‫ٍ چْشُ ای هشدم دس فشٌّگْای هشتشک سثة هی شَد کِ اًْا‬ ‫تا اجتٌاب ، تعْذ یا افشاگشی تا دیگشاى تشخَسد کٌٌذ اص طشفی ،‬ ‫ًگشاًیْای چْشُ ای هشدم دس فشٌّگْای فشدی هَجة هی شَد‬ ‫آًْا چْشُ خَد سا تا حاالت ًفَرهٌذاًِ ، تیاى احساسات ، اتشاص‬ ‫خشًَت هٌفعل تِ صَستی هطلَب اسائِ دٌّذ . ایي ًظشیِ‬ ‫صَست فشٌّگی ، سٍاًی ٍ اجتواعی است‬ ‫‪ ( ‬آدم تشفی ، آیشٍى ، سیشک ، هتخصص ٍ... )‬
  • 3.
    ‫هشٍسی تش ًظشیِهزاکشُ چْشُ ای‬ ‫هدل تضادّای هَجَد در‬ ‫ارتباط‬ ‫اجبار‬ ‫تَافق‬ ‫اجتٌاب‬ ‫ّویاری‬ ‫تسلظ‬ ‫ًَع رفتار چْرُ‬ ‫هدل فرٌّگ‬ ‫اّویت ارتباط با دیگراى/کاربرد‬ ‫زیاد/‬ ‫هبتٌی بر اًتقال پیام تَسظ‬ ‫حالت چْرُ‬ ‫زهیٌِ زیاد‬ ‫فردگرایی/کن کاربرد/هبتٌی بر‬ ‫اًتقال هستقین ٍ کالهی‬ ‫زهیٌِ کن‬
  • 4.
    ‫هقایسِ فشٌّگ ّایهختلف کِ صهیٌِ ّای کن یا‬ ‫صیادی تشای تقَیت ایي ًظشیِ داسًذ‬ ‫زهیٌِ کن(آهریکا)‬ ‫• مىظًر فرد در سخىان اي کامال‬ ‫ياضح ي ريشه است‬ ‫• تاکیذ بر فردگرایی‬ ‫• مستقیم صحبت کردن رایج است‬ ‫زهیٌِ زیاد(ژاپي)‬ ‫مىظًر فرد در رفتارها ي حاالت اي‬ ‫گىجاوذٌ شذٌ است‬ ‫تاکیذ بر فعالیت جمعی‬ ‫غیر مستقیم صحبت کردن رایج‬ ‫است‬
  • 5.
    ‫چْشُ:تصَیش یک فشددس حالت تعاهلی‬ ‫کاس چْشُ:هذیشیت ًیاصّا ٍ استثاطات‬ ‫چْشُ‬