#4 بدون شک، به هر اداره، فروشگاه یا مغازه ای که بروید و با کارکنان یک سازمان که صحبت کنید ردپای مقوله عدالت و انصاف سازمانی در مکالمه شما دیده خواهد شد. مساوات یا عدم تساوی در پرداخت حقوق و دستمزد، عادلانه بودن/نبودن قوانین و مقررات، حق کشی ها یا جانبداری های افراطی و موضوعاتی از این دست از مهمترین مسائل عدالت سازمانی خواهد بود.
#6 انگیزش بعنوان یک موضوع برجسته و اساسی در علم مدیریت
1- فشارهای خارجی روزافزون در رقابت های ملی و بین المللی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی، فن آوری و مقررات دولیت صاحب نظران و دست اندرکاران مدیریت را واداشته تا برای افزایش یا دست کم حفظ سطح جاری کارایی و اثربخشی سازمان، فنون و سازکارهای جدید را ایجاد یا کسب نمایند. این امر مستلزم به کارگیری تمام منابع فیزیکی و انسانی سازمان است.
2- سازمان ها تا مدت های مدید به منابع انسانی خود بعنوان ذخایر پایان ناپذیر می نگریستند، ذخایر بی پایانی از نیروی کار واحد شرایط که تغییرات مکرر در آنها می توانست صورت پذیرد. ولی اکنون مدیران با استفاده از راهبردهایی مانند طراحی شغل، مدیریت بر مبنای هدف و مهارت آموزی، نسبت به پروسش و ایجاد انگیزه و حفظ نیروی کار اثربخش در تمام سطوح مهارتی توجه بیشتری مبذول می دارند.
3- رویکردهای مدیریتی نخستین، نیروی کار را تنها ابزاری در کنار دیگر ابزارهای تولید می پنداشتند و چنین گمان می کردند که آنان با پول برانگیخته می شوند. در حالیکه بر خلاف این تصور ساده لوحانه و سطحی که ناشی از عدم شناخت ابعاد وجودی انسانی است انا به وسیله عوامل متعددی به کار برانگیخته می شوند که از آن جمله می توان به چالشی بودن کار، توفیق طلبی و پیشرفت اشاره کرد.
#7 یکی از صاحب نظران انگیزش را فرآیندی می داند که با یک نیاز یا کمبود زیستی یا روانی آغاز شده و رفتار هدفمند یا انگیزه ای را در جهت محرکی خارجی فعال می کند.
#9 واژگان کلیدی این تعریف عبارتنداز: تلاش، هدف سازمانی و نیاز. شاخص عنصر تلاش، شدت است و هنگامی نمایان می گردد که فرد برانگیخته می شود ولی تلاش زیاد به تنهایی به نتایج عملکرد شغلی منجر نمی شود مگر آنکه تلاش در جهت منافع سازمان هدایت شده باشد.
نیاز یک حالت درونی است که به نتایج معینی معطوف می گردد و از کمبودی که انسان در زمانی خاص پیدا می کند ناشی می شود. این کمبود می تواند کمبود روانی مانند نیاز به شناسایی و مطرح شدن، کمبود زیستی مانند نیاز به آب، هوا و غذا، کمبود معرفتی مانند نیاز به بصیرت دهی به افراد، کمبود ایمانی مانند تربیت، الترام به بایدها و پرهیز از نبایدها.نیازی که ارضا نشده باشدموجب تنش در درون فرد می شودکه تنش نیز انگیزه هایی را در درون فرد تحریک می نماید.
#10 مدیران برای هدایت موفقیت آمیز کارکنان در جهت کسب اهداف سازمانی به شناخت این فرآیندهای روان شناختی نیاز دارند.
#12 1- به توصیف ماهیت انسان می پردازد.
2- رفتارهای ویژه مانند رفتار سیاسی یا رفتارهای پرخاشگرانه را شرح می دهد.
#13 بر اساس اصل علیت، همه نظریه های انگیزش، رفتار را برخاسته از علتی می دانند.
1-نظریه های تقویت یادگیری بر نتایج رفتار به ویژه نقش تقویت مثبت تاکید دارد.
2- نظریه های نیاز یا محتوایی بر نقش ادراکات تاکید می ورزند و فرض آنها بر این است که رفتار انسانی ارای و هدفمند است. بدین معنی که انسانها می توانند بیندیشند و اطلاعات را پردازش و استدلال نمایند.
#14 5- ویژگی مهم فرد و توان او بر رفتار انتخاب شده اثر می گذارد و بدینگونه رفتار واقعی شکل می گیرد. زیرا زمینه ها لازم مانند توان، مهارت، تجربه یا دانش پایه برای کسب هدف انتخاب شده در افراد متفاوت است.
6- مانند ارزیابی ارضای نیاز به احترام که بطور معمول به وسیله خود فرد انجام میگیرد و حق شایستگی بطور کلی به وسیله دیگری ارزیابی می شود.
7- بر اساس کیفیت ارزیابی عملکرد، پاداش یا تنبیه اختصاص می یابد.
8- در نهایت، بر اساس میزانی که رفتار و پاداش ها نیاز اصلی را برطرف کرده است ارزیابی مجدد انجام می گیرد.
اگر چرخه انگیزش نیاز را برطرف کرده باشد یک حالت تعادل یا رضایت خاطر به دست می آید اما اگر هنوز نیاز برطرف نشده باشد، چرخه انگیزش با احتمال انتخاب رفتار دیگر تکرار خواهد شد.
#15 1- حالت عدم تعادل درونی
4- کاوش و انتخاب راهبردهای ارضای نیاز
6- توسط فرد یا گروه
9- تعادل
#16 چراکه افراد در سازمان به تنهایی کار نمی کنند، بلکه مشاغل آنان به گونه ای بهم وابسته است که به بازده یکدیگر بعنوان ورودی برای کار خود متکی هستند.
نظریه تقویت که جزو دیگر مدل را شکل می دهد
#18 در این شکل، آورده های فردی و محتوای شغل دو دسته از عوامل کلیدی را تشکیل می دهند که بر انگیزش فرد اثر دارند. این دو دسته از عوامل بر یکدیگر و همچنین بر فرآیندهای انگیزش (برانگیختگی، هدایت، پایداری و استقامت در کار) تاثیر می گذارند. همچنین رفتارهای برانگیخته شده تحت تاثیر مستقیم توان و دانش شغلی فرد (مهارتها)، انگیزش و تلفیقی از عوامل محتوایی شغل که توانمندساز یا محدودیت آورند قرار دارند. برای مثال اصرار بر انجام پروژه های که در ان کار باید با مواد خام معیوب یا تجهیزات ناسالم صورت پذیرد دشوار خواهد بود. برعکسف عنگامی که مدیران منابع کافی در اختیار کارکنان قرار داده اند، مراقب اثربخش نیز بنمایند رفتاری با انگیزش را می توان انتشار داشت. سرپرست می تواند با ارائه الگوهای موفق در ایفای نقش های گوناگون به کارکنان نشان دهد که چگونه کارهای پیچیده را به تمام رسانند و به آنن در حفظ خودکامیابی و عزت نفس کمک کند. عملکرد نیز به نوبه خود تحت تاثیر رفتار برانگیخته قرار دارد.
#19 1- انگیزش مجموعه ای از فرایندهای روانشناختی است که میل و نیت فرد را برای رفتار به طریق خاص پرورش می دهد. رفتار چیزی را منعکس می کند که می توان دید و شنید. نتایج انگیزش را به طور کلی برحسب رفتارهایی که واقعا به نمایش دیآمده و میزان تلاش صورت پذیرفته یا راهبردهای به کار رفته برای تکمیل یک شغل یا کار می توان ارزیابی کرد.
2- برای مثال میزان وقتی که برای مطالعه امتحان بعدی (رفتار) صرف می کنید از انگیزش شما در ترکیب با توان و هدف های شخصی تان (آورده های فردی) و کیفیت یادداشت هایی که از مباحث درس برداشته اید (متغیر توانمندساز یا محدودیت آور محتوای شغل) تاثیر می پذیرد.
3- عملکرد جمع رفتارهایی است که کارمند طی زمان و در ارتباط با محتواها و افراد بروز می دهد. عملکرد بیانگر استانداردی خارجی است که نوعاً توسط سازمان تعیین و توسط مدیر مورد سنجش قرار می گیرد. فرض کنید نمره نهایی یک دانشجو برای یک درس 88 از 100 باشد. این میانگین مبتنی بر رفتارهای به نماش گذاشته شده در تمام طول ترم است که به استانداردهای یک استاد خاص و توزیع نمره در کلاس مورد نظر بستگی دارد.
این نتیجه گیری نشان می دهد که مسائل عملکرد نتیجه تلفیق آورده های فردی، عوامل محتوای شغل، انگیزش و رفتارهای برانگیخته شده مناسب است. متمایز ساخت انگیزش و رفتار از یکدیگر مزایای خاص خود را دارد.
#20 1- بارها مشاهده شده است که دو نفر مسئولیت انجام یک نوع کار را به عهده دارند، ولی در حالیکه توانایی های آنان مشابه است و سابقه کار یکسانی نیز دارند یکی از آنان مسائل آن کار را آسان تر و سریع تر از دیگری تشخصی می دهد. بنابراین به نظر می رسد که این تفاوت در انگیزه آنها نهفته است.
2- در هر مقطع زمانی، هر کسی نیازها، میل ها و انتظاراتی دارد. این عوامل نه تنها تغییر می کنند بلکه گاه در تعارض با یکدیگرند. کسانی که ساعات بیشتری را صرف کار می کنند تا نیاز خود به کسب موفقیت را برآورده سازند ممکن است این ساعات اضافی کار را در تعارض مستقیم با نیاز تعلق به خانواده بیابند.
3- تفاوت ها قابل ملاحظه در انتخاب انگیزه های معینی نسبت به سایر انگیزه ها و در میزان انرژی ای است که افراد این انگیزه ها را با آن دنبال می کنند. همانگونه که سازمان ها از نظر محصولات تولیدی یا خدماتی که ارائه می دهند با هم متفاوتند، انسان ها نیز بر حسب آنکه چه چیزی در آنان ایجاد انگیزه می نمایدبا هم در تفاوتند.
#21 این افکار جوهر اصلی تفکر فیلسوفان قدیم مانند سقراط، افلاطون، ارسطو و فلاسفه قرون وسطی از جمله توماس اکویناس و فیلسوفان متاخر مانند دکارت، هابز و اسپینوزا را تشکیل می دهد.
#22 اراده به عنوان یکی از قوه های ذهن (مانند افکار و احساسات) به شمار می آمد. مفاهیم کنونی مانند اراده محکم و قدرت اراده از این تفکر نخستین که افراد می توانند آگاهانه چگونگی رفتار خود را معین سازند اشتقاق یافته است.
بر مبنای این تفکر، برای واداشتن افراد به تغییر رفتار باید آنان را متقاعد کرد که اراده خود را تغییر دهند.
#23 برخی از فیلسوفان یونان باستان این اصل را بعنوان مفهوم اصلی برای تشریح آنچه رفتار انسان را بر می انگیزد به کار بردند. این اصل برای چندین قرن شالوده فلسفی رفتار انسان به شمار می آمد و به ویژه در قرون هجده و نوزده در میان فیلسوفانی مانند جان لاک، جرمی بنتهام و جان استوارت میل شهرت بسیار یافت.
#24 داروین بر این باور بود که غرایز از طریق انتخاب طبیعی پایدار می شوند و برای بقای موجود زنده ضرورت دارند.
ویلیام جیمز: توان انجام یک عمل بدون پیش بینی اینکه این عمل چه به بار می آورد و بدون یادگیری چگونگی انجام آن از پیش
غرایز رفتارهای طبیعی غیراکتسابی اند و تفاوت مهم میان انسان و سایر پستانداران این است که انسان ها غرایز بسیار بیشتری دارند.
ویلیام مک دوگال: غرایز تمایلات ارثی، ارادی و هدف جویی است که چگونگی شناخت افراد از اشیاء را تشریح می کنند و این تمایلات برای اقدام نسبت به ارضای نیازها برانگیخته می شوند. لیست غرایز: گریز، تنفر، کنجکاوی، قرابت، خودحقارتی، دفاع از خود، رفتار والدین، تولید مثل، گرسنگی، جمع دوستی، فراگیر و اکتساب، سازندگی
زیگموند فروید: غریزه جنسی، پرخاشگری و مرگ
#26 1- نیازها: مبتنی برا ین پیش فرض اند که افراد به وسیله نیازهای ارضا نشده برانگیخته می شوند. برای مثال نارضایتی فرد از زندگی اجتماعی خود او را به مشارکت بیشتر در فعالیت های اجتماعی بر می انگیزاند. هنری موری، یکی از روانشناسان دهه 1930، نخستین بار فهرستی از نیازهایی را که فکر می کرد زیربنای رفتارهای هدفمند است ارائه کرد از جمله: حقارت و رضایت، کسب موفقیت یا توفیق طلبی، تعلق، پرخاشگری، استقالا، تلاقی، تمکین، دفاع، سلطه، خودنمایی و ...
2- تقویت: نظریه پردازان این عرصه از جمله ثرندایک و اسکینر بر این باورند که رفتار به وسیله نتایج آن کنترل می شود نه بر اثر نتایج حالت های فرضی درونی مانند غرایزف انگیزه ها یا نیازها. افراد رفتارهایی را تکرار می کنند که پیامدهای مطلوبی دارد و از رفتارهایی که آثار نامطلوب به همراه دارد اجتناب می ورزند.
3- شناخت: نظریه پردازان این حوزه معتقدند که رفتار بطور کامل به وسیله نتایج محیطی شکل نمی گیرد بلکه تابعی از باورها، انتظارات، ارزش ها و سایر ادراکات ذهنی است. بنابراین رفتار را ناشی از انتخاب آگاهانه و منطقی از میان گزینه های گوناگون آشکار می دانند تا نتایج محیطی.
4- ویژگی های شغل: بر اساس این رهیافت نظری، نفس کار، رمز انگیزش کارکنان است. کار یکنواخت و خسته کننده انگیزه خوب کار کردن را در افراد می کشد، در حالیکه کار چالشی انگیزه افراد را زیاد می کند. سه جزء کار چالشی: تنوع، استقلال و اختیار تصمیم گیری. دو روش مشهور برای افزایش تنوع در مشاغل تکراری: غنایر شغلی (طراحی مجدد شغل) و گردش شغل
5- عواطف/احساسات: کارکانان افرادی با ویژگی های جامع اند که هدف هایی بیش از مطرح شدن به عنوان یک فرد با عملکرد عالی دارند. برای مثال هر فرد ممکن اسبخواهد همسری دوست داشتنی، پدر یا مادری دلسوز، دوستی خوب و شهروندی وظیفه شناس یا شخصی شاد باشد. برای مثال اگر آرزوی فردی در زندگی ورود به دوره تحصیلات تکمیلی و گرفتن مدرک دکترا باشد به احتمال زیاد برای مدتی طولانی سخت درس خواهد خواند. برعکس یک استاد کاملاً باانگیزه وقتی ببیند فرزندش در یک حادثه به شدت صدمه دیده ممکن است تدریس و کلاس درس را رها کند.
#27 بنابراین انگیزش برای عملکرد شغلی لازم است ولی کافی نیست. تمایز میان عملکرد و انگیزش بسیار سودمند است. یکی از کارشناسان انگیزش بر این باور است که در برخی از مشاغل تلاش برای ایجاد انگیزه بیشتر به منظور عملکرد بهتر معنی ندارد. اگر مدیران بدانند که عملکرد ضعیف تنها ا انگیزش اندک سرچشمه نمی گیرد بهتر می توانند مسائل ضعف عملکرد را شناسایی و اصلاح نمایند. این آگاهی می تواند روابط متقابل شخصی بهتری را در محیط کار به وجود آورد.
#29 1- رابطه متعهدانه با سازمان از نوع روابط اخلاقی بسیار مثبت است. رابطه فرد با یک گروه مذهبی
2- رابطه حسابگرانه می تواند مثبت یا منفی باشد
3- روابطی از نوع شدیداً منفی، رابطه شخص با سیستم زندان
#30 رابطه حسابگرانه فرد با سازمان مبتنی بر نظریه مبادله اجتماعی است که در آن هر طرف رابطه چیزهای معنی را از دیگری طلب می کنند و بر طبق آن نیز کمک هایی به مبادله صورت می دهد. مشارکت در کسب و کار و داد و ستدهای تجاری نمونه های عالی رابطه حسابگرانه اند. درصورتیکه طرفین خوب عمل نمایند و هر دو طرف از مبادله منتقع شوند رابطه گرایش مثبت می یابد، ولی هنگامی که ضرر و زیان رخ دهد یا تعارض بوجود آید رابطه گرایش منفی پیدا خواهد کرد.
#31 تقاضاها: هر طرف مبادله تقاضاهایی از دیگری دارد که بیانگر انتظارات هر طرف از طرف مقابله رابطه است. سازمان تقاضای خود از فرد رار در شکل بیانیه رسالت و هدف، انتظارات شغل، هدف های عملکردی و بازخور عملکرد بیان می دارد. این موارد جزو سازوکارهیا رسمی و عمده ای است که افراد از طریق آنها به تقاضاها و انتظارات از خودشان پی می برند. در عوض فرد نیز نیازهایی دارد که باید برآورده شود و این نیازها پایه ای برای انتظارات یا تقاضاهای فرد از سازمان است.
کمک ها: همانگونه که هر طرف مبادله تقاضاهایی از طرف دیگر دارد هر یک کمک های نیز به تداوم برقراری رابطه می نماید. این کمک ها مبنایی برای ارضای تقاضاهای طرف مقابل در رابطه مبادله ای است. کارکنان می توانند تقاضاهای سازمان را از طریق گستره ای از کمک ها شامل مهارتها، توانایی ها، دانش، انرژی، ارتباطات حرفه ای و استعدادهای ذاتی خود برآورده سازند. افراد طی زمان رشد و بهبود می یابند و می توانند بطور روز افزون تقاضاها و انتظاراتی را که سازمان از آنان دارد برآورده سازند. به همین ترتیب، سازمان گستره ای از کمک ها شامل حقوق، مزایا، فرصت های پیشرفت شغلی، امنیت، وجهه و اعتبار و تعلق اجتماعی به کارکنان خود را برآورده سازند. از این رو یکی از علائق فرد و سازمان آن است که آیا رابطه منصفانه بوده یا ترتیبات برابری برای طرفین مبادله وجود دارد یاخیر
#32 ادارک عدم سازگاری میان باورها و رفتارها باعث ایجاد عدم تجانس شناختی یا ناآرامی روان شناختی است که به نوبه خود سبب اقدام اصلاحی می گردد. برای مثال فرد سیگاری وقتی که ببیند عده زیادی در اثر ابتلا به سرطان ریه می میرند به احتمال زیاد برای ترک سیگار برانگیخته می شود. به همین ترتیب هنگامی که فردی قربانی مبادله اجتماعی نامنصفانه می گرددبرای اصلاح وضعیت برانگیخته می شود. افراد می کوشند تا احساس بی عدالتی را بطور مستقیم (دزدی یا خرابکاری) یا غیرمستقیم (کندکاری عمدی، کمک نکردن به همکار) تلافی کنند.
#33 شخص ارزیابی خود را از آنکه آیا پاداش سازمان برای جبران آورده هایش کافی است یا خیر با مقایسه کارفرمای خود با سایر کارفرماها صورت می دهد. افراد به مقایسه خود با سایر افرادی که از نظر سطح تحصیل، جنسیت، تجربه، نوع کار و غیره وضعیت مشابهی دارند تمایل نشان می دهند.
1- اگر دو نفر دارای پیشینه یکسان از نطر نوع کار، سطح تحصیلات، خدمت و غیره باشند ولی نرخ پرداخت ساعتی آنان تفاوت کند، در صورتیکه نسبت دریافتی به آورده یکی با نسبت دریافتی به آورده دیگری مشابه باشد گفته می شود که انصاف رعایت شده است.
2- از آنجا که برابری مبتنی بر مقایسه نسبت دریافتی به آورده است، نابرابری ضرورتاً به دلیل آنکه پاداش بیشتری دریافت می دارد بوجود نمی آید. اگر افزایش درآمد شخص دیگر حاصل آورده بیشتر وی باشدهنوز حس برابری وجود خواهد داشت. بهرحال اگر شخص مورد مقایسه درآمد بیستری را باری آورده مشابه داشته باشدنابرابری منفی ادراک می شود. افرادی که از نابرابری منفی ناراحت نیستند سخاوتمند می نامند.
3- درصورتیکه نسبت دریافتی به آورده کسی بیشتر از همکار مشابهش باشد احساس نابرابری مثبت به وی دست می دهد
ویژگی های نابرابری:
کارکنان نابرابری منفی را کمتر تحمل می کنند تا نابرابری مثبت
نابرابری را از راه های گوناگون می توان کاهش داد.
#34 آیا تجربه کرده اید که برخی از افراد با کوچکترین نابرابری بسیار مغموم می شوند، در حالیکه برخی هرگز ناراحت نمی شوند؟پژوهش ها نشان میدهد که به دلیل تفاوت های فردی که حساسیت به نابرابری نامیده می شود افراد نسبت به سطح یکسانی از نابرابری واکنش های منفاوتی از خود نشان می دهند.
افراد سخاوتمند تحمل زیادی برای نابرابری منفی دارند، از آن جهت که ترجیح میدهند نسبت دریافتی به آورده شان کمتر از نسبت دریافتی به آورده دیگر افراد مورد مقایسه باشد. برعکس افراد حساس به نابرابری از هنجار سخت معامله به مثل پیروی می کنند و به سرعت برانگیخته می شوند تا هم نابرابری منفی و هم نابرابری مثبت را از بین ببرند و سرانجام ذیحقوقان تحمل هیچگونه برابری نابرابری منفی را ندارند. مردان و زنان واکنش های یکسانی نسبت به نابرابری منفی از خود نشان می دهند.
#35 1- شخص سخت تر کار کند، در برنامه های آموزش تخصصی شرکت کند یا به دانشگاه برود.
2- خیلی تلاش نکند، ساعت استراحت را طولانی کند.
3- تقاضای افزایش حقوق یا تقاضای منصب جدید کند.
4- تقاضای پرداخت کم کند.
5- غیبت یا ترک خدمت کند.
6- خود را متقاعد سازد که آورده های معینی اهمیت نداشته یا خود را متقاعد سازد که دیگری شغل یکنواخت و کسل کننده دارد.
7- شخص نتیجه گیری کند که دیگری تجربه بیشتری دارد یا سخت تر کار می کند، یا دیگری عنوان مهم تری دارد.
8- شخص جدیدی را برای مقایسه انتخاب کند یا شغل فعلی خود را با شغلی قبلی اش مقایسه کند.
مطالعات میدانی حاکی است نظریه برابری میتواند برای تشریح رفتارهای مهم سازمانی سودمند باشد. برای مثال کارکنانی که تصمیم های مربوط به جبران زحمات را منصفانه می دانند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بیشتری دارند. گذشته از این، نظریه برابری می تواند نقش مهمی را در روابط میان مدیریت و نیروی کار با توجه به مزایای مورد مذاکره اتحادیه ها ایفا کند.
#36 عدالت یعنی دادگری کردن
جرجانی: عدالت در لغت استقامت باشد و در شریعت استقامت بر طریق حق با پرهیز از آنچه ممنوع است در دین.
عدل یعنی:
1-موزون بودن
2- تساوی و نفی هر گونه تبعیض
3- رعایت حقوق افراد و دادن حق به صاحب حق
4- رعایت استحقاق ها در افاضه وجود و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد.
1- اگر در مجموعه ای اجزا و ابعاد گوناگون بکار رفته هدف خاصی داشته باشد باید شرایط معینی در آن از حیث مقدار لازم جزء و از لحاظ کیفیت ارتباط اجزا با یکدیگر رعایت شود تا آن مجموعه بتواند باقی بماند و به هدف مورد نظر برسد.برای مثال اجتماعی که بخواهد به بقای خود تداوم بخشد باید متعادل باشد یعنی هر چیزی در آن به قدر لازم نه به طور مساوی وجود داشته باشد.
بدیهی است که تعادل و توازن در مدیر بیش از هر کسی دیگر ضروری است.
عدل به معنی تناسب و توازن، از شئول حکیم و علیم بودن خداوند است.
#37 یک برداشت غلط این است که اگر اعطای پاداش به طور مساوی عدل باشد منع به طور یکسان نیز هم عدل خواهد بود. عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاق های متساوی باید صورت پذیرد.
#40 سعادت افراد جامعه در گرو رعایت حقوق و اولویت هاست. از این رو، در اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد، آزادی های اساسی و امتیازاتی برای هر انسان در نظر گرفته شده است مانند حق حیات، آزادی، سلامت، خلوت و مالکیت.
#41 1- تمام مردم حق دارند که زندگی و امنیت خود را ناخواسته به خطر نیندازند.
2- کارکنان، مشتریان و عامه مردم حق دارند که بطور عمدی درباره موضوعاتی که حق دانستن آن را دارند اغوا نشوند.
3- قانون حق خلوت، بکارگیری انواع معینی از اطلاعات را از سوی دولت و سایر افرادی که می توانند این اطلاعات را به دست آورند محدود می سازد.
4- انسان ها حق دارند از دستوراتی که با باورهای مذهبی و اخلاقی آنان مغایرت دارد سرپیچی کنند.
5- افراد حق دارند اعمال دیگران را از نظر اخلاقی نبودن مورد انتقاد قرار دهند. این حق تنها تا زمانی به قوت خود باقی است که انتقادها آگاهانه و صادقانه باشد و حقوق دیگران را نیز در داخل یا خارج از سازمان نقض نکند.
6- این حق افراد را قادر می سازد از آنچه مالکیت آن را دارند استفاده کنند یا به فروش برسانند.
#43 برای مثال در دادگاه، افراد رای مطلول و نامطلوب دریافت می دارند. افراد منصفانه بودن نتایج را با توجه به یک استاندارد مرجع مورد ارزیابی قرار می دهند که در افراد همیشه بر یک مبنا نیست.
1- هر عضو گروه اجتماعی نتیجه یکسانی را دریافت دارد
2- نیازمندترین فرد بیشترین میزان جبران را دریافت دارد
3- جبران عادلانه مبتنی بر سهم یا آورده های هر یک از افراد صورت گیرد.
#44 طبق نظریه عدالت رویه ای هنگامی که افراد رویه هیا جاری تصمیم گیری در زمینه توزیع درآمدها را عادلانه بدانندانگیزه بیشتری برای عملکرد بهتر خواهند داشت. چرا که می دانند در این صورت عملکردشان به دقت ارزیابی می شود. برعکس اگر فکر کنند مسئولان از خدمات آنان آگاهی ندارند و طبعاً عملکردشان را بطور دقیق ارزیابی نمی کنند یا عواطف شخصی خود را در ارزیابی عملکرد دخالت می دهند انگیزه چندانی از خود نشان نخواهند داد. نظریه عدالت رویه ای در پی یافت علل عادلانه یا ناعادلانه دانستن رویه ها و آثار ناشی از آن از سوی افراد است. طبق پژوهش ها، مردم رویه هایی را عادلانه می دانند که با قواعد ششگانه زیر سازگار باشند:
1- متناقض یکدیگر نباشند
2- از تعصب به دور باشند
3- دقیق باشند
4- قابل اصلاح باشند
5- بیانگر تمام نظرات اقراد ذی نفع باشند
6- مبتنی بر استاندرادهای اخلاقی غالب باشند.
#45 1- بر اساس این مدل، افراد برای نتایج کوتاه مدت در فعالیت های جمعی مشارکت نمی کنند بلکه آنان در عملکرد خود به داد و ستدهای آتی نیز توجه دارند. در واقع رویه تصمیم گیری از آن جهت اهمیت دراد که می تواند اطلاعات مربوط به منافع آتی افراد را آشکار سازد و آنها می توانند تخمین بزنند که فرصت های آتی برایشان نویدبخش خواهد بود یا نومید کننده. مطابق مدل ابزاری، رویه هایی که جاذب ترین نتایج آتی را به ارمغان آورند عادلانه ترین رویه ها به شمار می روند.
#46 طبق این مدل، رویه ها تا حدی که حاکی از احترام گروه یا دست کم یکی از مسئولان آن نسبت به افراد باشد عادلانه ارزیابی می شود. رویه هایی که عدم احترام گروه را می رسانند ناعادلانه خواهند بود. مدل رابطه ای معین می کند که افراد رویه را نسبت به سه ترجیح رابطه ای زیر مورد ارزیابی قرار می دهند:
1- از تعصب به دور باشند (بی طرفی)
2- حاکی از علاقه تصمیم گیرنده به علائق و منافع افراد باشد (خیرخواهی)
3- برای افراد وجهه و اعتبار به ارمغان آورد (شناسایی اعتبار)
#47 1- صداقت و تواضع مدیران، احترام به حقوق و عقاید افراد، و دادن بازخور به موقع درباره کیفیت کارشان اهمیت ویژه ای دارد. دولتمردان باید زمینه هایی را فراهم آورند که افراد دیدگاه ها، عقاید و نقطه نظرات خود را در فرآیند تصمیم گیر ارائه دهند.
2- اگر هر مسئولی نسبت به موارد زیر به مردم آگاهی کافی بدهد بسیار کارساز خواهد بود:
1) چگونگی ارزیابی تلاش کارکنان و زمانی که آنان صرف می کنند
2) چگونگی ارزیابی عملکرد افراد با معین کردن زمینه های پاسخگویی و استانداردهای کمی، کیفی، زمانی و هزینه ای
3) چگونگی تصمیم گیری در زمینه جبران زخمات افراد
بنابراینی چنانچه آحاد جامعه در تصمیم گیری های مربوط به حوزه کاری خود مشارکت داشته باشند و طبق اصول اخلاقی با آنان رفتار شود، ادراک عدالت رویه ایی بیشتری خواهند داشت. سازمان ها نیز می توانند گام های بلندی در ارتقای سطح تصمیم گیری اخلاقی و تشویق افراد برای رعایت اصول اخلاقی در برخورد با دیگران بردارند.
#48 برای مثال نظریه انتظار بیان می دارد هنگامی که افراد به موارد زیر باور داشته باشند انگیزه زیادی برای سخت کوشی به دست می آورند:
1- تلاش آنان به کسب سطح رضایت بخش از عملکرد منجر شود (انتظار زیاد باشد)
2- عملکرد آنان به نتایج مطلوب مانند پرداخت مناسب و ارتقاء منجر شود.
3- جذابیت آن نتایج در ارضای نیازهای آنان (جذابیت و مفید بودن نتایجس) زیاد باشد.
هنگامی که درآمد افراد کم باشد ادراک عدالت رویه ای اهمیت ویژه ای می یابد و نمود آن بیشتر می شود. طبق پژوهش های مقدماتی افراد دارای سطح درآمد متوسط یا زیاد، دریافتی خود را عادلانه می دانند خواه عدالت رویه ای رعایت شده باشد یا خیر. ولی افرا با سطح درآمد کم فقط هنگامی دریافتی خود را عادلانه ارزیابی می کنند که حاصل رعایت عدالت در رویه باشد. عدالت رویه ای می تواند عامل مهمی برای شناخت انگیزش افراد و جلب همکاری آنان باشد و از جمله می توان به نقش عدالت رویه ای در بهبود خلق و خوی کاری مردم اشاره کرد.
#49 خلق و خوی کاری بیشا ز نگرش ها و ارزشها سیال است و می تواند هر روز، هر ساعت و گاهی هر دقیقه تغییر یابد. اگر خلق و خوی دیروز را امروزتان مقایسه کنید، به ماهیت متحول خلق و خوی کاری خود پی خواهید برد.
دسته بندی کلی خلق وخوی کاری
1- خلق و خوی مثبت : برانگیختگی، اشتیاق، فعال بودن، قوی بودن و چابکی
2- خلق و خوی منفی: افسردگی، احساس ترس و تحقیر زیاد و عصبانیت
گاهی هم عواطق انسان ها نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی است بلکه عواطف ملایم تری مانند آرامی، سادگی یا خونسردی است.
عوامل موثر بر خلق و خوی کاری انسان ها: ارتقاء یا تنزل درجه، مطلوبیت محیط کاری و ...
#50 مطالعه دیگر حاکی است که فروشندگان دارای خلق وخوی مثبت، خدمات کیفی تری به مشتریان ارائه می کنند. در اختیار قرار دادن دفتر کار جذاب، قدردانی به موقع از کارکنان، فراهم آوردن فرصت هایی برای تعامل اجتماعی آنان، و کار را مانند بازی جذاب و با انگیزش کردن از ترفندهای مدیران سازمانی برای ارتقای خلق و خوی کارمندان است.
#51 شواهد حاکی است که این دو علاوه بر تفاوت، با هم تداخل هم دارند. برای مثال یک تحلیل کلان که به تازگی صورت پذیرفته است رابطه توده ای 64 درصد را میان عدالت توزیعی و رویه ای نشان میدهد. پزوهشگران معتقدند ادراکات حاکی از وجود عدالت توزیعی و رویه ای به نوعی از انتظارات فرد درباره نتایج عملکرد سرچشمه می گیرد که گاهی گرایش اقتصادی دارند و گاهی احساسی/اجتماعی هستند.
#52 عدالت مراوده ای برای اولین بار توسط دو پژوهشگر به نام های بایاس و مواگ در سال 1986 به کار برده شد و آنها مدعی شدند که عدالت مراوده ای نوع دیگری از عدالت است که از نظر مفهومی متمایز از عدالت توزیعی و رویه ای است و به عمل اجتماعی رویه اشاره دارد.
عدالت مراوده ای برای شناخت نگرش ها و رفتارهای متنوع کارکنان در پاسخ به بیکار شدن موقت، تصمیم ها درباره بودجه، فنون مذاکره وفرایند استخدام، ارائه خدمت به مشتری ، اقدامات بازاریابی و برخورد روسا متغیر مهمی به شمار می آید.
عدالت مراوده ای برای شناخت رفتار شهروندی سازمانی، اعتماد به مدیریت و تعهد سازمانی، مشروعیت سرپرست، پذیرش ممنوعیت سیگار کشیدن در محل کار، رفتارهای تلافی جویانه، دزدی برخی از کارکنان، پیگیری قانونی حقوق خود، اقامه شکایت توسط مشتری، مواجهه شهروندان با نیروی انتظامی و دادگاه ها و نگرانی های کارکنان از تضییع حق خلوتشان در محیط کار نیز متغیر مهمی به شمار می آید.
#53 کان در کتاب خود تحت عنوان ”احساس بی عدالتی“ این پرسش را مطرح می سازد که چرا از ”احساس بی عدالتی“به جای ”احساس عدالت“ صحبت می کند و می گوید:“زیرا نوشته ها در زمینه قانون طبیعی عدالت را تیره و تار ساخته است و به ناچار رابطه مطلوب میان انسان ها، یا وضعیت ایستا یا مجموعه ای از استانداردهای ادراکی را به ذهن متبادر می سازند، در حالیکه انسان ها برعکس چیزهایی را که فعالف زنده و قابل تجربه در واکنش های انسانی اند ترجیح می دهند”.
#57 ناسزا حمله ناعادلانه به هویت دیگری است. برای مثال فردی که پشت سر همکارش بدگویی می کند و بدین ترتیب تصویر نامطلوبی از وی در پیش دیگران ایجاد می کند یا رئیسی که برای بدنام کردن کارمندی از اصطلاحات موهن در مراودات خود استفاده می کند (مثل خیانتکار) رفتارشان غلط و ناعادلانه توصیف می شود.
#60 1- انتظار برخورد با ملاحظه و مودبانه به عنوان محور ترجیحات افراد از عدالت مراوده ای مطرح است.هنگامی که افراد ناچارند برای دریافت پاسخ، مدت زیادی را صبر کنند احساس برخورد ناعادلانه می کنند. بطور مشابه، افراد در خصوص تصمیم های اثرگذار بر آنان انتظار دریافت توضیح یا پاسخگویی دارند و هنگامی که چنین اطلاعاتی دریافت نمی دارند احساس برخورد ناعادلانه پیدا می کنند.
2- پژوهش ها نشان میدهد که کارکنان، رفتارهای خشن برخی از مدیران را بی عدالتی مراوده ای می دانند، مانند اینکه به سرپرست جوانی گفته شود یکی از کارکنان پرکار خود را که رئیس از او خوشش نمی آید اخراج کند و گرنه نشان از ضعف مدیریت وی به شما خواهد آمد و ارتقاء آتی وی در شرکت را به مخاطره خواهد انداخت.
#61 برای مثال ارزیابی که نوعاً انتظار عملکرد عالی از ارزیابی شونده دارد آن را خواهد دید و عکس آن نیز صادق است. به این پدیده اثر هاله ای نیز گفته می شود.
این یافته ها روی هم رفته می رساند که اگر کارکنان انتظار بی عدالتی در محیط کارشان داشته باشند به احتمال بی عدالتی خواهند دید مگر اینکه شاهد بی چون و چرایی وجود داشته باشد که خلاف انتظار را برساند.