‫سایت جامع آثار فمینیستی‬

                                             ‫‪www.daadaar.com‬‬



                                   ‫تهران در بحران سقط جنین‬     ‫نــام مقــالـه‬

                                                      ‫ـــــ‬    ‫نویسنده مقاله‬

                                                        ‫7‬      ‫تـعـداد صفحه‬

                                              ‫00/00/0000‬         ‫تاریخ تحـریر‬

                                                  ‫هفت تیر‬      ‫نـــام سـایـت‬

                    ‫/462/‪http://7tir.biz/news/index.php‬‬            ‫آدرس ‪url‬‬




‫‪Print‬‬   ‫‪search‬‬   ‫‪Prev‬‬      ‫1‬      ‫‪Next‬‬                                          ‫‪Full‬‬   ‫‪Exit‬‬
‫تهران در بحران سقط جنین‬

                   ‫ِ‬                                                                                ‫ِ‬
 ‫نیمه دهه ۰۷ پررونق‌ترین سال‌های فعالیت عامالن سقط‌های غیرقانونی بود. اخبار گفته و ناگفته حکایت از آن داشت که در اغلب شهرها مکان‌هایی‬
                                                                                              ‫ِ‬                                   ‫ٔ ٔ‬
 ‫مخفی، چهره‌های مخفی‌تری را در خود پنهان کرده که با احتساب تمام احتیاط‌های الزم از بروزِ علنی شدن فعالیت‌ها، حداقل روزانه سه زن را در تهران‬
                                            ‫ِ‬
‫کورتاژ می‌کردند. این چهره‌های مخفی الزاماً پزشک و متخصص و جراح زنان نبودند. در موارد بسیاری شنیده شد که دانشجویان سال‌های سوم و چهارمِ‬
                         ‫ِ‬
                     ‫ِ‬
 ‫پزشکی، پرستارها، ماماها، تزریقاتی‌ها و حتی افرادی که به دلیل تخلف از قوانین پزشکی در استفادهٔ جعلی از عنوان پزشک تحت پیگرد قانونی بودند‬
 ‫مبادرت به سقط جنین می‌کردند. هر چقدر فعالیت این افراد زیرزمینی و مخفی بود، مراجعان، ناشناخته‌تر بودند و البته تنوع چهرهٔ مراجعان هم محدودتر.‬
                                              ‫ِ‬
 ‫درصدِ عمدهٔ زنانی که به سقط جنین غیرقانونی متوسل می‌شدند، دختران و زنانی بودند که به دلیل روابط نامشروع پیش و پس از ازدواج نمی‌توانستند‬
 ‫برای حضور سوال برانگیزِ یک موجودِ ناخواسته، پاسخی به جامعه پیرامون خود بدهند، بنابراین به محض بروز نخستین نشانه‌های بارداری اقدام به کورتاژ‬
                                                                            ‫ِ‬       ‫ٔ‬
                                                              ‫ِ‬      ‫ِ‬
 ‫می‌کردند. اما درصد بسیار محدود و قلیلی هم زنان شوهرداری بودند که به سبب بارداری ناخواسته از یک سو و منع قانونی سقط جنین در بیمارستان‌ها‬
                              ‫ِ‬                                                                  ‫ِ‬
                                                                                                                            ‫ِ‬
 ‫و مطب‌ها که پیگیری مجوزِ قانونی آن بسیار نفس گیر بود، دست به دامان عامالن کورتاژِ غیرقانونی می‌شدند. البته در همان سال‌ها و هنوز هم، بعضی از‬
                                                                           ‫ِ‬
 ‫متخصصان بیماری‌های زنان، با عناوین متفاوتی غیر از کورتاژ در مطب یا بیمارستان محل کارِ خود، سقط جنین را انجام می‌دهند که فقط برای مشتریان‬
 ‫ِ‬                                                           ‫ِ ِ‬
                            ‫ِ‬             ‫ِ‬           ‫ِ‬
 ‫آشنا و مطمئن صورت می‌گیرد. اما در آن سال‌ها، از آنجا که حتی این متخصصان هم از عواقب برمال شدن عمل غیرقانونی خود وحشت داشتند، یا از‬
 ‫پذیرفتن بیمار سرباز می‌زدند یا رقم‌های هنگفتی برای عمل مُطالبه می‌کردند که در هر دو صورت و به خصوص به دلیل دوم، از آنجا که دستمزدِ عامالن‬
 ‫ِ‬
  ‫ِ‬
 ‫غیرمتخصص هم به مراتب کمتر از پزشکان بود، مراجعان، ناگزیر عامل غیرمتخصص را به پزشک ترجیح می‌دادند. هرچندکه انجام سقط جنین توسط‬
                                                                              ‫ِ‬
                                                                        ‫ِ‬
 ‫پزشک متخصص زنان خطرات به مراتب کمتری داشت و این متخصصان صرف نظر از آنکه یک عمل غیرقانونی انجام می‌دادند، از احتیاط‌ها و ضرورت‌های‬
                                                                                                                                ‫ِ‬        ‫ِ‬
               ‫ِ‬
 ‫الزمه هر عمل جراحی کوتاهی نمی‌کردند. اما دلیل دیگری هم می‌توانست زنان را ترغیب کند که خطرات سقط جنین غیرقانونی را به عواقب اجتماعی آن‬     ‫ٔ‬

‫‪Print‬‬    ‫‪search‬‬                                          ‫‪Prev‬‬         ‫2‬        ‫‪Next‬‬                               ‫‪Home‬‬        ‫‪Full‬‬       ‫‪Exit‬‬
‫ِ‬                                     ‫ِ‬
 ‫ترجیح بدهند و آن سرعت بسیار باالی عمل سقط جنین بود که به گفته یکی از همین افراد به سرعت یک چشم بر هم زدن بود. ماهیت و عمل غیرقانونی‬
                                                                             ‫ٔ‬                      ‫ِ‬
 ‫هم ایجاب می‌کند که بی سروصدا، مخفیانه و با کمترین نمودهای علنی صورت پذیرد. به جز درصدِ کمی از مراجعان که زنان شوهرداری بودند که به‬
                         ‫ِ‬
 ‫دلیل بارداری ناخواسته، فرصت ناکافی برای کسب اجازهٔ قانونی، و ناتوانی از پرداخت دستمزدِ هنگفت پزشک و هزینه بیمارستان به این افراد غیرمتخصص‬
                                     ‫ٔ‬               ‫ِ‬             ‫ِ‬                            ‫ِ‬               ‫ِ‬
                                                                               ‫ِ ِ‬
 ‫مراجعه می‌کردند، درصد عمده شامل زنانی بود که علنی شدن روابط نامشروع، به خودی خود می‌توانست عواقب زیانباری را متوجه آنان کند چه رسد‬
 ‫به آنکه این روابط منجر به بارداری و تولد یک موجودِ فاقدِ هویت هم بشود. مخفی‌گاه‌های سقط جنین سرعت و سکوت را پیشه می‌کردند. نسخه‌ای که‬
 ‫برای مراجعان هم پیچیده می‌شد و به همین دلیل تعداد پرونده‌های قضایی برای متخلفان این عمل ـ عامالن و مراجعان ـ چندان زیاد نیست زیرا معدود‬
                                                                                                 ‫ِ‬
 ‫اتفاق می‌افتاد که ماموران بتوانند موفق به کشف این مخفی‌گاه یا دستگیری عوامل سقط جنین بشوند. با وجود تراکم چشمگیرِ تقاضا، هر لحظه و هر‬
                                 ‫ِ‬
                                                              ‫ِ‬
 ‫زمان ممکن نبود که بشود اثری از فعالیت‌های چنین افرادی به دست آورد. بیماران باوقت قبلی و معموالً در ساعت‌های پُر رفت و آمد به دلیل جلب توجه‬
               ‫ِ‬
 ‫کمتر، مراجعه می‌کردند. زمان عمل بیش از یک ربع و زمان استراحت بیمار تا رفع عالئم بیهوشی بیش از یک ساعت طول نمی‌کشید و هیچ بیماری اجازه‬
                                                                ‫ِ‬
 ‫نداشت که بیش از این در محل بماند. بیماران هیچ‌کدام با یکدیگر مواجهه حضوری نداشتند و اگر هم داشتند، هیچ‌کدام نمی‌دانستند که دیگری برای چه‬
                                                                           ‫ٔ‬
 ‫کاری مراجعه کرده است. زیرا به افراد گفته شده بودکه مشکل خود را حتی از منشی و مستخدم آن محل هم مخفی کنند. دستمزدها معموالً به حساب‬
 ‫ِ‬                                                                                  ‫ِ‬
 ‫بانکی یک اسم ناشناس واریز می‌شد و بنابراین تالش برای زدودن و کم رنگ کردن هر نشانه‌ای از فعالیت‌های غیرقانونی صورت می‌گرفت. بنابراین در دهه‬
 ‫ٔ‬                                                                   ‫ِ‬                                                         ‫ِ‬      ‫ِ‬
 ‫۰۷، از نمای بیرونی هیچ خانه‌ای نمی‌شد حدس زد که در پشت درهای بسته‌اش چه می‌گذرد. پدیدهٔ دختران فراری تازه چهره نشان داده بود و اخبار، از‬
‫رشدِ روابط نامشروع در میان دختران مجرد یا حتی زنان شوهردار خبر می‌داد. می‌توان این گُمان را به یقین نزدیک کرد که حداقل در هر منطقه تعدادِ‬
                                                                                        ‫ِ‬                 ‫ِ‬       ‫ِ‬
 ‫چشمگیری از غیرمتخصصان سقط جنین غیرقانونی فعال بودند. شاید مناطقی از مرکز تا جنوب شهر هم می‌توانست تعداد بیشتری از این مکان‌ها را در‬
                                                                                                      ‫ِ‬           ‫ِ‬
 ‫خود جای داده باشد چنان که تراکم فشردهٔ جمعیتی در مرکز و جنوب شهر همواره پوشش مناسبی برای انواع بزهکاری‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی‬
                                                          ‫ِ‬
       ‫ِ ِ‬                                                                             ‫ِ‬
‫بوده است. اما از سال‌های پایانی دهه ۰۷، از رونق فعالیت گستردهٔ این شبکه در تهران تا حد چشمگیری کاسته شد و این کاهش نه به سبب نزول آمارِ‬
                                                                                               ‫ِ‬           ‫ٔ‬
‫‪Print‬‬    ‫‪search‬‬                                         ‫‪Prev‬‬         ‫3‬        ‫‪Next‬‬                               ‫‪Home‬‬       ‫‪Full‬‬       ‫‪Exit‬‬
‫بارداری‌های ناخواسته و نامشروع بود چنان که از همان سال‌ها اتفاقاً رشد القیدی‌های اخالقی چندان طعم گزنده‌ای داشت که مسئوالن امور اجتماعی را‬
                                       ‫ِ‬
‫وادار به پذیرفتن آمار تصاعدی مفاسد اجتماعی نسبت به سال‌های گذشته کرد. بلکه کاهش فعالیت به سبب حضورِ پدیدهٔ جدیدی بود که توجه مأموران‬
                                                                                                                           ‫ِ‬
                                                                                        ‫را از مبارزه با عامالن سقط جنین جنایی منحرف کرد.‬
                                                                                                           ‫ِ‬
‫ورودِ داروهای سقط جنین به بازارِ مصرف داخلی، اتفاق تازه‌ای نبود. این داروها بعضاً توسط دست اندرکاران سقط جنین هم مصرف می‌شد به خصوص‬
                                       ‫ِ‬             ‫ِ‬                                              ‫ِ‬
‫به صورت آمپول که به آمپول فشار معروف بود و گفته می‌شد که به دلیل تأثیرِ ناگهانی که بر سیستم داخلی بدن دارد، می‌تواند حتی به ایست قلبی بیمار‬
      ‫ِ‬                                   ‫ِ‬                                                                       ‫ِ‬
‫منجر شود. اما حجم داروهای وارداتی در حدی بود که جز تعداد افراد شبکه، فرد دیگری به آنها دسترسی نداشت. اما با هجوم محموله متنوع داروهای‬
                 ‫ٔ‬
‫ِ‬
‫سقط جنین از مرزِ پاکستان و ورود به داخل ایران، از سال‌های پایانی دهه ۰۷، اعضای این شبکه، مسئوالن و مأموران هم یکباره غافلگیر شدند. قیمت‬
                                                                        ‫ٔ‬
                                           ‫ِ‬     ‫ِ‬
‫ارزان این داروها، حجم وسیع واردات و به خصوص توزیع در بازارِ سیاه ناصرخسرو، گسترهٔ فعالیت عامالن سقط جنین را محدودتر کرد. این داروها که‬ ‫ِ‬
‫اتفاقاً توسط خود بیمار هم می‌توانست مصرف و استعمال شود قیمتی الاقل یک دهم دستمزد سقط جنایی داشت. عوارض و خطرات آن اندکی کمتر بود‬
                                                              ‫ِ‬
‫و سریعتر هم عمل می‌کرد. فراوان‌تر هم بود و جستجوی زیادی الزم نداشت. بنابراین از آغاز دهه ۰۸، می‌توان حدس زد که درآمدِ شبکه کورتاژ الاقل به‬
                ‫ٔ‬                                  ‫ٔ‬
                                                                                                                  ‫نصف کاهش پیدا کرده باشد.‬
‫بازار سیاهِ دارو در خیابان ناصرخسروِ امروز، آنی نیست که ۰۱، ۵۱ سال پیش بود. دهه‌ای پیش از این، زمانی که ایران با بحران دارو مواجه بود، تقریباً‬
                        ‫ِ‬                                                   ‫ِ‬
 ‫داروی هر بیماری ـ چه تاریخ مصرف گذشته و چه به تاریخ روز ـ در بازار ناصرخسرو موجود بود. شبکه دارویی ناصرخسرو ۰۱ سالی پیش از این چنان‬
                                                 ‫ٔ‬
 ‫ِ‬          ‫ِ‬
 ‫گسترده و وسیع بود که حتی توافق وزیر بهداشت و نیروی انتظامی برای جمع‌آوری این بازار راه به جایی نبرد. اما از نیمه دهه ۰۷ که مشکالت نقدینگی‬
                           ‫ٔ ٔ‬                                                                                ‫ِ‬
 ‫ِ‬
 ‫ارزی و گشایش اعتبار برای خرید دارو رو به حل شدن گذاشت و داروی وارداتی، قطره چکانی به شبکه مصرف داخل تزریق شد و به خصوص با راه اندازی‬
                                                   ‫ٔ‬                                                                              ‫ِ‬
 ‫مراکزِ تک نسخه‌ای دارویی، بازارِ ناصرخسرو هم رونق خود را از دست داد. قفسه‌های انبار ناصرخسرو امروز، داروهای سقط جنین، ترک اعتیاد، نیروزا،‬

‫‪Print‬‬     ‫‪search‬‬                                         ‫‪Prev‬‬         ‫4‬         ‫‪Next‬‬                               ‫‪Home‬‬        ‫‪Full‬‬       ‫‪Exit‬‬
‫رفع ناتوانی جنسی و در موارد بسیار معدود داروهای خاص چون داروی بیماران قلبی، کلیوی، هموفیلی را در خود جای داده است.‬

                                                                                                                                     ‫آنها هم می‌دانند‬
‫وقتی به ناصرخسرو می‌روی، هزاران چشم پیدا و پنهان تو را می‌برند برای تجزیه. چشم‌هایی که تو نمی‌بینی. کفاش است و کفش واکس می‌زند اما‬
                                                                                                        ‫ِ‬
‫تردید قدم‌های تو را هم در ذهنش نگاه می‌دارد. پادوی ساندویچ فروشی است و مغازه را جارو می‌زند، اما غبارِ افکارِ پنهان تو را هم می‌گیرد. در نگاهِ این‬
‫هزاران چشم تو همه جور آدمی هستی. مأمور، واسطه، مشتری، فروشنده، خبرچین، پیک و … اطمینان سخت جلب می‌شود اما اگر جلب شد، دایره‌ات پُر‬
                                                                                                  ‫ِ‬             ‫ِ‬
‫می شود از اطالعات. شاید هم اطالعات چندان دست اولی نباشد. شاید تو ذوق کنی از این همه دانسته و بروی ادارهٔ دارو و بگویی که من اینها را می‌دانم.‬
                                                                                                ‫آنها هم پوزخندی می‌زنند و می‌گویند ما هم می‌دانیم.‬

                                                                                                                        ‫اطالعاتی که آنها هم می‌دانند…‬
                      ‫ِ‬
‫دارو به صورت آمپول و قرص شیاف از مرز پاکستان وارد می‌شود. به نام‌های پروستادین و پروستوگلندین. ساخت یک شرکت آمریکایی در هندوستان‬
                                                                                                                  ‫ِ‬
‫است. دارو از پاکستان به مرزِ زاهدان می‌رسد. آمپول‌ها ارزانترند. آمپول را در هند یا پاکستان جفتی ۵ هزار تومان می‌خرند. تا به تهران و به دست فروشنده‬
         ‫ِ‬                                                                                     ‫ِ‬
‫برسد قیمتش می‌شود حدود ۸ هزار تومان. این قیمت عمده فروشی است. اما برای مشتری از ۰۲ تا ۰۷ هزار تومان تمام می‌شود. بسته به شناخت مشتری.‬
‫اگر آشنا باشد و آمپول را بشناسد و اسمش را درست بگوید فروشنده می‌فهمد که نمی‌تواند سرش را کاله بگذارد. این طوری می‌شود تا ۵۱ هزار تومان‬
                                                                                                                                      ‫هم چانه زد.‬
‫آمپول‌ها باید جفتی مصرف شود. می‌گویند بهترین راه تزریق از راهِ سرم است. روی آمپول‌ها هم نوشته که باید در وَرید یا عضله تزریق شود. کافی‬
                                                                      ‫ُ‬
‫است یک تزریقاتی آشنا داشته باشند. مقدارِ هر آمپول یک میل است. آمپول‌ها همه وکیوم است و تاریخ مصرفش هم تا ۴۰۰۲ است. قرص‌ها هم هستند.‬


‫‪Print‬‬     ‫‪search‬‬                                           ‫‪Prev‬‬         ‫5‬         ‫‪Next‬‬                                ‫‪Home‬‬         ‫‪Full‬‬          ‫‪Exit‬‬
‫آنها گرانترند. هر دانه ۰۳ هزار تومان. اما تأثیرش بهتر است. چون انقباض بیشتری ایجاد می‌کند. اما آمپول ارزانتر است و مشتری‌ها بیشتر سراغ آمپول‬
                                                                                                           ‫ِ‬
‫می‌روند. تأثیر آمپول هم بسته به فیزیک بدن فرق می‌کند. از ۳ ساعت تا ۲۱ ساعت طول می‌کشد تا اثرِ آمپول کامل شود و جنین سقط شود. میانگین‬
‫فروش آمپول، ماهی ۰۰۱ تا ۰۰۲ تا است. البته این تعدادِ میانگین مراجعات حضوری که می‌دانیم وگرنه بسیاری از خریدها به صورت تلفنی است. خریدهای‬
                      ‫ِ‬                                                     ‫ِ‬         ‫ِ‬                                                  ‫ِ‬
‫تلفنی تا ۰۰۵ آمپول در ماه هم می‌رسد. همه مشتری‌ها با یک تکه کاغذ می‌آیند. هیچ کس نسخه ندارد. حتی اگر به پزشک هم مراجعه کرده باشند،‬
                                                                                                    ‫ٔ‬
‫پزشک برایشان روی کاغذ اسم آمپول را می‌نویسد. نسخه جرم دارد. البته با تأییدِ پزشکی قانونی می‌توانند بروند هالل احمر و آمپول را دانه‌ای ۰۰۰۱ یا‬
                                                            ‫ِ‬                                                       ‫ِ‬
‫۰۰۵۱ تومان بخرند. آمپول‌های بلژیکی هم هستند. آنها خیلی گران است. از اول هم همین آمپول‌های بلژیکی بود. بعد آمپول‌های هندی آمد. بلژیکی‌ها‬
                         ‫هر دانه‌ای ۰۳ تا ۵۴ هزار تومان است. ولی کیفیت و تأثیرش فوق العاده است. مردم هندی را ترجیح می‌دهند که ارزانتر است.‬
‫بیشتر مشتری‌ها تهرانی هستند. شاید هم از اطراف تهران. اما از شهرستان هم می‌آیند. اصفهان، مشهد، قم، رشت در این شهرها بازار سیاهِ دارو مثل‬
‫ِ‬                                                                                          ‫ِ‬
‫تهران نیست. داروهای سقط جنین هم یک راست واردِ بازار ناصرخسرو می‌شود. به صرفه‌تر است که از تهران بخرند. هم ارزانتر تمام می‌شود و همین جا‬
‫هم اگر آشنا داشته باشند می‌توانند تزریق کنند و بروند یک مسافرخانه یک شب بمانند و فردا راهی شهرستان بشوند. مشتری‌هایمان از ۵۱ ـ ۴۱ ساله‬
‫هستند تا خانم‌های ۰۳ و ۵۳ ساله. جوانترها بیشترند. حدود ۵۲ ـ ۰۲ ساله. از قیافهِ شان می‌فهمیم که مجردند یا شوهر دارند. مجردها بیشتر می‌پرسند،‬
‫بیشتر می‌ترسند، سریع می‌خرند و می‌روند. شوهردارها تردید می‌کنند، با شوهرشان می‌آیند، اطمینان ندارند.بعضی وقت‌ها خانم‌های مُحجبه هم می‌آیند‬
              ‫َّ‬
‫که ناخواسته حامله شده‌اند. با شرمندگی و خجالت سراغ آمپول و قرص را می‌گیرند. سریع می‌خرند و می‌روند. االن کم شده چون می‌گویند گران شده و‬
                                                               ‫ٔ‬            ‫ِ‬                                              ‫ِ‬
‫منتظرند که قیمت اصلی را پیدا کنند. در پاکستان هم گران شده. مثل اینکه کارخانه سازنده گرانتر می‌فروشد. ولی در روزهای خاص هم نایاب می‌شود‬
‫مثل هفته نیروی انتظامی یا روزهای مبارزه با مواد مخدر که اینجا پُر می‌شود از مأمور. گذشتن از مرز سخت نیست اما تا به تهران برسد سخت است.‬
                                                                                                                                  ‫ِ ٔ‬
‫اگر محموله را بگیرند بسته به حکم قاضی از ۰۰۲ تا ۰۰۵ هزار تومان جریمه نقدی دارد. گاهی اوقات دالل‌های داروخانه‌ها می‌آیند و چند بسته را یکجا‬
                                                                                                            ‫ِ‬


‫‪Print‬‬    ‫‪search‬‬                                          ‫‪Prev‬‬        ‫6‬         ‫‪Next‬‬                               ‫‪Home‬‬        ‫‪Full‬‬       ‫‪Exit‬‬
‫می‌خرند. اگر طرف داروخانه‌ای آشنا داشته باشد می‌رود سراغ داروخانه. چرا بیاید اینجا ؟ البته داروخانه‌ها داخل مغازهِ شان ندارند. ولی اگر مشتری داشته‬
                                       ‫ِ‬                                                                                          ‫ِ‬
                                                                                                    ‫باشند یک دالل می‌فرستند اینجا و کار تمام است.‬

                                                                                                                                   ‫بعد از ناصرخسرو‬
‫سقط جنین همواره یکی از آن بحث‌های مگویی بوده که مسئوالن یا در پاسخ سکوت کرده‌اند، چون نمی‌خواستند تاروپودِ موضوع از هم شکافته شود،‬
‫یا واقعاً پاسخی نداشتند. تزریق مرتب این باور در اذهان عمومی که : "جامعه ما یک جامعه اسالمی و دینی است و ارزش‌های اسالمی در این جامعه مانع‬
                                                          ‫ٔ‬           ‫ٔ‬                                      ‫ِ ِ‬
             ‫ِ‬
‫از ارتکاب فساد می‌شود." نظری بسیار ساده است که یا قرار است جامعه را نادان فرض کنیم یا چشم‌هایمان را بسته‌ایم و با لبخند، از پشت چشم‌های‬ ‫ِ‬
‫بسته سعی داریم پیرامون را بنگریم. آمار مراجعات به بازار ناصرخسرو برای داروهای سقط چنین بسیار باالست و بر این آمار روزانه افزوده می‌شود بدون‬
‫ِ‬
 ‫ِ‬
‫آنکه عواقب مصرف داروهای سقط جنین در جامعه هشدار داده شود. نه می‌توانیم مصرف کنندگان این داروها را نادیده بگیریم یا به دلیل آنکه مرتکب‬
                                                  ‫ِ‬                                                                                  ‫ِ‬
               ‫ِ‬                                    ‫ِ‬                     ‫ِ ِ‬                                                        ‫ِ ِ‬
‫عمل خالف شرع شده‌اند از جامعه طردشان کنیم و نه می‌توانیم نَص قانون مبنی بر غیرقانونی بودن سقط جز در مواردی که به تأیید پزشکی قانونی برسد‬
‫و موجب عوارض جانی برای مادر یا نوزاد بشود را زیر پا بگذاریم. یک راه می‌ماند و آن گسترش دامنه آموزش است. آموزش پیشگیری از بارداری برای‬
                             ‫ِ‬                 ‫ِ ٔ‬                                                                               ‫ِ‬        ‫ِ‬
‫هر قشرِ سنی. این بار به جای آنکه چشم‌هایمان و گوش‌هایمان را ببندیم که نبینیم و نشنویم دختران 51 ـ 61 ساله به دلیل روابط نامشروع و بارداری‬
                           ‫ِ‬
‫ناخواسته، راهی بازار ناصرخسرو شده‌اند، چشم‌هایمان را باز کنیم و هر دخترِ 51 ـ 61 ساله را مجاب کنیم که آموزش‌های پیشگیری از بارداری را فرا بگیرد.‬
                                     ‫ِ‬                                                   ‫ِ‬
‫وحشت هم نداشته باشیم که با این کار ممکن است اَنگ فساد را بر جامعه جوانِ مان زده باشیم و… آمار مراجعات بازارِ ناصرخسرو برای داروهای سقط‬
                                                                        ‫ٔ‬
                                                                                                       ‫جنین، به اندازهٔ کافی هشدار دهنده است…‬




‫‪Print‬‬     ‫‪search‬‬                                           ‫‪Prev‬‬         ‫7‬         ‫‪Next‬‬                                ‫‪Home‬‬         ‫‪Full‬‬       ‫‪Exit‬‬

Daadaar Abortion8

  • 1.
    ‫سایت جامع آثارفمینیستی‬ ‫‪www.daadaar.com‬‬ ‫تهران در بحران سقط جنین‬ ‫نــام مقــالـه‬ ‫ـــــ‬ ‫نویسنده مقاله‬ ‫7‬ ‫تـعـداد صفحه‬ ‫00/00/0000‬ ‫تاریخ تحـریر‬ ‫هفت تیر‬ ‫نـــام سـایـت‬ ‫/462/‪http://7tir.biz/news/index.php‬‬ ‫آدرس ‪url‬‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫1‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 2.
    ‫تهران در بحرانسقط جنین‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫نیمه دهه ۰۷ پررونق‌ترین سال‌های فعالیت عامالن سقط‌های غیرقانونی بود. اخبار گفته و ناگفته حکایت از آن داشت که در اغلب شهرها مکان‌هایی‬ ‫ِ‬ ‫ٔ ٔ‬ ‫مخفی، چهره‌های مخفی‌تری را در خود پنهان کرده که با احتساب تمام احتیاط‌های الزم از بروزِ علنی شدن فعالیت‌ها، حداقل روزانه سه زن را در تهران‬ ‫ِ‬ ‫کورتاژ می‌کردند. این چهره‌های مخفی الزاماً پزشک و متخصص و جراح زنان نبودند. در موارد بسیاری شنیده شد که دانشجویان سال‌های سوم و چهارمِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫پزشکی، پرستارها، ماماها، تزریقاتی‌ها و حتی افرادی که به دلیل تخلف از قوانین پزشکی در استفادهٔ جعلی از عنوان پزشک تحت پیگرد قانونی بودند‬ ‫مبادرت به سقط جنین می‌کردند. هر چقدر فعالیت این افراد زیرزمینی و مخفی بود، مراجعان، ناشناخته‌تر بودند و البته تنوع چهرهٔ مراجعان هم محدودتر.‬ ‫ِ‬ ‫درصدِ عمدهٔ زنانی که به سقط جنین غیرقانونی متوسل می‌شدند، دختران و زنانی بودند که به دلیل روابط نامشروع پیش و پس از ازدواج نمی‌توانستند‬ ‫برای حضور سوال برانگیزِ یک موجودِ ناخواسته، پاسخی به جامعه پیرامون خود بدهند، بنابراین به محض بروز نخستین نشانه‌های بارداری اقدام به کورتاژ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫می‌کردند. اما درصد بسیار محدود و قلیلی هم زنان شوهرداری بودند که به سبب بارداری ناخواسته از یک سو و منع قانونی سقط جنین در بیمارستان‌ها‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫و مطب‌ها که پیگیری مجوزِ قانونی آن بسیار نفس گیر بود، دست به دامان عامالن کورتاژِ غیرقانونی می‌شدند. البته در همان سال‌ها و هنوز هم، بعضی از‬ ‫ِ‬ ‫متخصصان بیماری‌های زنان، با عناوین متفاوتی غیر از کورتاژ در مطب یا بیمارستان محل کارِ خود، سقط جنین را انجام می‌دهند که فقط برای مشتریان‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫آشنا و مطمئن صورت می‌گیرد. اما در آن سال‌ها، از آنجا که حتی این متخصصان هم از عواقب برمال شدن عمل غیرقانونی خود وحشت داشتند، یا از‬ ‫پذیرفتن بیمار سرباز می‌زدند یا رقم‌های هنگفتی برای عمل مُطالبه می‌کردند که در هر دو صورت و به خصوص به دلیل دوم، از آنجا که دستمزدِ عامالن‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫غیرمتخصص هم به مراتب کمتر از پزشکان بود، مراجعان، ناگزیر عامل غیرمتخصص را به پزشک ترجیح می‌دادند. هرچندکه انجام سقط جنین توسط‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫پزشک متخصص زنان خطرات به مراتب کمتری داشت و این متخصصان صرف نظر از آنکه یک عمل غیرقانونی انجام می‌دادند، از احتیاط‌ها و ضرورت‌های‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫الزمه هر عمل جراحی کوتاهی نمی‌کردند. اما دلیل دیگری هم می‌توانست زنان را ترغیب کند که خطرات سقط جنین غیرقانونی را به عواقب اجتماعی آن‬ ‫ٔ‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫2‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 3.
    ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ترجیح بدهند و آن سرعت بسیار باالی عمل سقط جنین بود که به گفته یکی از همین افراد به سرعت یک چشم بر هم زدن بود. ماهیت و عمل غیرقانونی‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫هم ایجاب می‌کند که بی سروصدا، مخفیانه و با کمترین نمودهای علنی صورت پذیرد. به جز درصدِ کمی از مراجعان که زنان شوهرداری بودند که به‬ ‫ِ‬ ‫دلیل بارداری ناخواسته، فرصت ناکافی برای کسب اجازهٔ قانونی، و ناتوانی از پرداخت دستمزدِ هنگفت پزشک و هزینه بیمارستان به این افراد غیرمتخصص‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫مراجعه می‌کردند، درصد عمده شامل زنانی بود که علنی شدن روابط نامشروع، به خودی خود می‌توانست عواقب زیانباری را متوجه آنان کند چه رسد‬ ‫به آنکه این روابط منجر به بارداری و تولد یک موجودِ فاقدِ هویت هم بشود. مخفی‌گاه‌های سقط جنین سرعت و سکوت را پیشه می‌کردند. نسخه‌ای که‬ ‫برای مراجعان هم پیچیده می‌شد و به همین دلیل تعداد پرونده‌های قضایی برای متخلفان این عمل ـ عامالن و مراجعان ـ چندان زیاد نیست زیرا معدود‬ ‫ِ‬ ‫اتفاق می‌افتاد که ماموران بتوانند موفق به کشف این مخفی‌گاه یا دستگیری عوامل سقط جنین بشوند. با وجود تراکم چشمگیرِ تقاضا، هر لحظه و هر‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫زمان ممکن نبود که بشود اثری از فعالیت‌های چنین افرادی به دست آورد. بیماران باوقت قبلی و معموالً در ساعت‌های پُر رفت و آمد به دلیل جلب توجه‬ ‫ِ‬ ‫کمتر، مراجعه می‌کردند. زمان عمل بیش از یک ربع و زمان استراحت بیمار تا رفع عالئم بیهوشی بیش از یک ساعت طول نمی‌کشید و هیچ بیماری اجازه‬ ‫ِ‬ ‫نداشت که بیش از این در محل بماند. بیماران هیچ‌کدام با یکدیگر مواجهه حضوری نداشتند و اگر هم داشتند، هیچ‌کدام نمی‌دانستند که دیگری برای چه‬ ‫ٔ‬ ‫کاری مراجعه کرده است. زیرا به افراد گفته شده بودکه مشکل خود را حتی از منشی و مستخدم آن محل هم مخفی کنند. دستمزدها معموالً به حساب‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫بانکی یک اسم ناشناس واریز می‌شد و بنابراین تالش برای زدودن و کم رنگ کردن هر نشانه‌ای از فعالیت‌های غیرقانونی صورت می‌گرفت. بنابراین در دهه‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫۰۷، از نمای بیرونی هیچ خانه‌ای نمی‌شد حدس زد که در پشت درهای بسته‌اش چه می‌گذرد. پدیدهٔ دختران فراری تازه چهره نشان داده بود و اخبار، از‬ ‫رشدِ روابط نامشروع در میان دختران مجرد یا حتی زنان شوهردار خبر می‌داد. می‌توان این گُمان را به یقین نزدیک کرد که حداقل در هر منطقه تعدادِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫چشمگیری از غیرمتخصصان سقط جنین غیرقانونی فعال بودند. شاید مناطقی از مرکز تا جنوب شهر هم می‌توانست تعداد بیشتری از این مکان‌ها را در‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫خود جای داده باشد چنان که تراکم فشردهٔ جمعیتی در مرکز و جنوب شهر همواره پوشش مناسبی برای انواع بزهکاری‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫بوده است. اما از سال‌های پایانی دهه ۰۷، از رونق فعالیت گستردهٔ این شبکه در تهران تا حد چشمگیری کاسته شد و این کاهش نه به سبب نزول آمارِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫3‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 4.
    ‫بارداری‌های ناخواسته ونامشروع بود چنان که از همان سال‌ها اتفاقاً رشد القیدی‌های اخالقی چندان طعم گزنده‌ای داشت که مسئوالن امور اجتماعی را‬ ‫ِ‬ ‫وادار به پذیرفتن آمار تصاعدی مفاسد اجتماعی نسبت به سال‌های گذشته کرد. بلکه کاهش فعالیت به سبب حضورِ پدیدهٔ جدیدی بود که توجه مأموران‬ ‫ِ‬ ‫را از مبارزه با عامالن سقط جنین جنایی منحرف کرد.‬ ‫ِ‬ ‫ورودِ داروهای سقط جنین به بازارِ مصرف داخلی، اتفاق تازه‌ای نبود. این داروها بعضاً توسط دست اندرکاران سقط جنین هم مصرف می‌شد به خصوص‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫به صورت آمپول که به آمپول فشار معروف بود و گفته می‌شد که به دلیل تأثیرِ ناگهانی که بر سیستم داخلی بدن دارد، می‌تواند حتی به ایست قلبی بیمار‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫منجر شود. اما حجم داروهای وارداتی در حدی بود که جز تعداد افراد شبکه، فرد دیگری به آنها دسترسی نداشت. اما با هجوم محموله متنوع داروهای‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫سقط جنین از مرزِ پاکستان و ورود به داخل ایران، از سال‌های پایانی دهه ۰۷، اعضای این شبکه، مسئوالن و مأموران هم یکباره غافلگیر شدند. قیمت‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ارزان این داروها، حجم وسیع واردات و به خصوص توزیع در بازارِ سیاه ناصرخسرو، گسترهٔ فعالیت عامالن سقط جنین را محدودتر کرد. این داروها که‬ ‫ِ‬ ‫اتفاقاً توسط خود بیمار هم می‌توانست مصرف و استعمال شود قیمتی الاقل یک دهم دستمزد سقط جنایی داشت. عوارض و خطرات آن اندکی کمتر بود‬ ‫ِ‬ ‫و سریعتر هم عمل می‌کرد. فراوان‌تر هم بود و جستجوی زیادی الزم نداشت. بنابراین از آغاز دهه ۰۸، می‌توان حدس زد که درآمدِ شبکه کورتاژ الاقل به‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫نصف کاهش پیدا کرده باشد.‬ ‫بازار سیاهِ دارو در خیابان ناصرخسروِ امروز، آنی نیست که ۰۱، ۵۱ سال پیش بود. دهه‌ای پیش از این، زمانی که ایران با بحران دارو مواجه بود، تقریباً‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫داروی هر بیماری ـ چه تاریخ مصرف گذشته و چه به تاریخ روز ـ در بازار ناصرخسرو موجود بود. شبکه دارویی ناصرخسرو ۰۱ سالی پیش از این چنان‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫گسترده و وسیع بود که حتی توافق وزیر بهداشت و نیروی انتظامی برای جمع‌آوری این بازار راه به جایی نبرد. اما از نیمه دهه ۰۷ که مشکالت نقدینگی‬ ‫ٔ ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ارزی و گشایش اعتبار برای خرید دارو رو به حل شدن گذاشت و داروی وارداتی، قطره چکانی به شبکه مصرف داخل تزریق شد و به خصوص با راه اندازی‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫مراکزِ تک نسخه‌ای دارویی، بازارِ ناصرخسرو هم رونق خود را از دست داد. قفسه‌های انبار ناصرخسرو امروز، داروهای سقط جنین، ترک اعتیاد، نیروزا،‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫4‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 5.
    ‫رفع ناتوانی جنسی ودر موارد بسیار معدود داروهای خاص چون داروی بیماران قلبی، کلیوی، هموفیلی را در خود جای داده است.‬ ‫آنها هم می‌دانند‬ ‫وقتی به ناصرخسرو می‌روی، هزاران چشم پیدا و پنهان تو را می‌برند برای تجزیه. چشم‌هایی که تو نمی‌بینی. کفاش است و کفش واکس می‌زند اما‬ ‫ِ‬ ‫تردید قدم‌های تو را هم در ذهنش نگاه می‌دارد. پادوی ساندویچ فروشی است و مغازه را جارو می‌زند، اما غبارِ افکارِ پنهان تو را هم می‌گیرد. در نگاهِ این‬ ‫هزاران چشم تو همه جور آدمی هستی. مأمور، واسطه، مشتری، فروشنده، خبرچین، پیک و … اطمینان سخت جلب می‌شود اما اگر جلب شد، دایره‌ات پُر‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫می شود از اطالعات. شاید هم اطالعات چندان دست اولی نباشد. شاید تو ذوق کنی از این همه دانسته و بروی ادارهٔ دارو و بگویی که من اینها را می‌دانم.‬ ‫آنها هم پوزخندی می‌زنند و می‌گویند ما هم می‌دانیم.‬ ‫اطالعاتی که آنها هم می‌دانند…‬ ‫ِ‬ ‫دارو به صورت آمپول و قرص شیاف از مرز پاکستان وارد می‌شود. به نام‌های پروستادین و پروستوگلندین. ساخت یک شرکت آمریکایی در هندوستان‬ ‫ِ‬ ‫است. دارو از پاکستان به مرزِ زاهدان می‌رسد. آمپول‌ها ارزانترند. آمپول را در هند یا پاکستان جفتی ۵ هزار تومان می‌خرند. تا به تهران و به دست فروشنده‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫برسد قیمتش می‌شود حدود ۸ هزار تومان. این قیمت عمده فروشی است. اما برای مشتری از ۰۲ تا ۰۷ هزار تومان تمام می‌شود. بسته به شناخت مشتری.‬ ‫اگر آشنا باشد و آمپول را بشناسد و اسمش را درست بگوید فروشنده می‌فهمد که نمی‌تواند سرش را کاله بگذارد. این طوری می‌شود تا ۵۱ هزار تومان‬ ‫هم چانه زد.‬ ‫آمپول‌ها باید جفتی مصرف شود. می‌گویند بهترین راه تزریق از راهِ سرم است. روی آمپول‌ها هم نوشته که باید در وَرید یا عضله تزریق شود. کافی‬ ‫ُ‬ ‫است یک تزریقاتی آشنا داشته باشند. مقدارِ هر آمپول یک میل است. آمپول‌ها همه وکیوم است و تاریخ مصرفش هم تا ۴۰۰۲ است. قرص‌ها هم هستند.‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫5‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 6.
    ‫آنها گرانترند. هردانه ۰۳ هزار تومان. اما تأثیرش بهتر است. چون انقباض بیشتری ایجاد می‌کند. اما آمپول ارزانتر است و مشتری‌ها بیشتر سراغ آمپول‬ ‫ِ‬ ‫می‌روند. تأثیر آمپول هم بسته به فیزیک بدن فرق می‌کند. از ۳ ساعت تا ۲۱ ساعت طول می‌کشد تا اثرِ آمپول کامل شود و جنین سقط شود. میانگین‬ ‫فروش آمپول، ماهی ۰۰۱ تا ۰۰۲ تا است. البته این تعدادِ میانگین مراجعات حضوری که می‌دانیم وگرنه بسیاری از خریدها به صورت تلفنی است. خریدهای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫تلفنی تا ۰۰۵ آمپول در ماه هم می‌رسد. همه مشتری‌ها با یک تکه کاغذ می‌آیند. هیچ کس نسخه ندارد. حتی اگر به پزشک هم مراجعه کرده باشند،‬ ‫ٔ‬ ‫پزشک برایشان روی کاغذ اسم آمپول را می‌نویسد. نسخه جرم دارد. البته با تأییدِ پزشکی قانونی می‌توانند بروند هالل احمر و آمپول را دانه‌ای ۰۰۰۱ یا‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫۰۰۵۱ تومان بخرند. آمپول‌های بلژیکی هم هستند. آنها خیلی گران است. از اول هم همین آمپول‌های بلژیکی بود. بعد آمپول‌های هندی آمد. بلژیکی‌ها‬ ‫هر دانه‌ای ۰۳ تا ۵۴ هزار تومان است. ولی کیفیت و تأثیرش فوق العاده است. مردم هندی را ترجیح می‌دهند که ارزانتر است.‬ ‫بیشتر مشتری‌ها تهرانی هستند. شاید هم از اطراف تهران. اما از شهرستان هم می‌آیند. اصفهان، مشهد، قم، رشت در این شهرها بازار سیاهِ دارو مثل‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫تهران نیست. داروهای سقط جنین هم یک راست واردِ بازار ناصرخسرو می‌شود. به صرفه‌تر است که از تهران بخرند. هم ارزانتر تمام می‌شود و همین جا‬ ‫هم اگر آشنا داشته باشند می‌توانند تزریق کنند و بروند یک مسافرخانه یک شب بمانند و فردا راهی شهرستان بشوند. مشتری‌هایمان از ۵۱ ـ ۴۱ ساله‬ ‫هستند تا خانم‌های ۰۳ و ۵۳ ساله. جوانترها بیشترند. حدود ۵۲ ـ ۰۲ ساله. از قیافهِ شان می‌فهمیم که مجردند یا شوهر دارند. مجردها بیشتر می‌پرسند،‬ ‫بیشتر می‌ترسند، سریع می‌خرند و می‌روند. شوهردارها تردید می‌کنند، با شوهرشان می‌آیند، اطمینان ندارند.بعضی وقت‌ها خانم‌های مُحجبه هم می‌آیند‬ ‫َّ‬ ‫که ناخواسته حامله شده‌اند. با شرمندگی و خجالت سراغ آمپول و قرص را می‌گیرند. سریع می‌خرند و می‌روند. االن کم شده چون می‌گویند گران شده و‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫منتظرند که قیمت اصلی را پیدا کنند. در پاکستان هم گران شده. مثل اینکه کارخانه سازنده گرانتر می‌فروشد. ولی در روزهای خاص هم نایاب می‌شود‬ ‫مثل هفته نیروی انتظامی یا روزهای مبارزه با مواد مخدر که اینجا پُر می‌شود از مأمور. گذشتن از مرز سخت نیست اما تا به تهران برسد سخت است.‬ ‫ِ ٔ‬ ‫اگر محموله را بگیرند بسته به حکم قاضی از ۰۰۲ تا ۰۰۵ هزار تومان جریمه نقدی دارد. گاهی اوقات دالل‌های داروخانه‌ها می‌آیند و چند بسته را یکجا‬ ‫ِ‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫6‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  • 7.
    ‫می‌خرند. اگر طرفداروخانه‌ای آشنا داشته باشد می‌رود سراغ داروخانه. چرا بیاید اینجا ؟ البته داروخانه‌ها داخل مغازهِ شان ندارند. ولی اگر مشتری داشته‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫باشند یک دالل می‌فرستند اینجا و کار تمام است.‬ ‫بعد از ناصرخسرو‬ ‫سقط جنین همواره یکی از آن بحث‌های مگویی بوده که مسئوالن یا در پاسخ سکوت کرده‌اند، چون نمی‌خواستند تاروپودِ موضوع از هم شکافته شود،‬ ‫یا واقعاً پاسخی نداشتند. تزریق مرتب این باور در اذهان عمومی که : "جامعه ما یک جامعه اسالمی و دینی است و ارزش‌های اسالمی در این جامعه مانع‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫از ارتکاب فساد می‌شود." نظری بسیار ساده است که یا قرار است جامعه را نادان فرض کنیم یا چشم‌هایمان را بسته‌ایم و با لبخند، از پشت چشم‌های‬ ‫ِ‬ ‫بسته سعی داریم پیرامون را بنگریم. آمار مراجعات به بازار ناصرخسرو برای داروهای سقط چنین بسیار باالست و بر این آمار روزانه افزوده می‌شود بدون‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫آنکه عواقب مصرف داروهای سقط جنین در جامعه هشدار داده شود. نه می‌توانیم مصرف کنندگان این داروها را نادیده بگیریم یا به دلیل آنکه مرتکب‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫عمل خالف شرع شده‌اند از جامعه طردشان کنیم و نه می‌توانیم نَص قانون مبنی بر غیرقانونی بودن سقط جز در مواردی که به تأیید پزشکی قانونی برسد‬ ‫و موجب عوارض جانی برای مادر یا نوزاد بشود را زیر پا بگذاریم. یک راه می‌ماند و آن گسترش دامنه آموزش است. آموزش پیشگیری از بارداری برای‬ ‫ِ‬ ‫ِ ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫هر قشرِ سنی. این بار به جای آنکه چشم‌هایمان و گوش‌هایمان را ببندیم که نبینیم و نشنویم دختران 51 ـ 61 ساله به دلیل روابط نامشروع و بارداری‬ ‫ِ‬ ‫ناخواسته، راهی بازار ناصرخسرو شده‌اند، چشم‌هایمان را باز کنیم و هر دخترِ 51 ـ 61 ساله را مجاب کنیم که آموزش‌های پیشگیری از بارداری را فرا بگیرد.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫وحشت هم نداشته باشیم که با این کار ممکن است اَنگ فساد را بر جامعه جوانِ مان زده باشیم و… آمار مراجعات بازارِ ناصرخسرو برای داروهای سقط‬ ‫ٔ‬ ‫جنین، به اندازهٔ کافی هشدار دهنده است…‬ ‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫7‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬