پیشگفتار
مسالهای با موضع گیری قاطع
بحث اخالقی سقط جنین، دربارهٔ درستی یا نادرستی پایان دادن عمدی به باردارای و کشتن جنین پیش از زایمان است. برای زنان و مردانی که در
ِ ِ ِ
آستانه تصمیم گیری در موردِ خاتمه دادن به بارداری و کشتن جنین هستند، موضوع سقط جنین بسیار دردناک است. این مساله یکی از دوقطبیترین
ٔ
مسائل اخالقی است یعنی اغلب مردم یا موافق سقط جنین هستند و یا مخالف آن، و بسیار کماند کسانی که در این مورد موضع گیری مشخصی نداشته
باشند.
پرسشهای اصلی
در بحث اخالقی دربارهٔ سقط جنین دو پرسش جداگانه مطرح میشوند :
1. آیا سقط جنین اخالقاً نادرست است ؟
2. سقط جنین باید قانونی باشد یا غیر قانونی ؟
پرسشهای ثانوی
اما پاسخ به دو پرسش باال، پایان بحث سقط جنین نیست.
اگر از این بحث نتیجه بگیریم که سقط جنین اخالقاً نادرست نیست، بدان معنا نیست که انجام آن همواره درست است؛ پس باید بپرسیم که آیا در
هر مورد خاص انجام سقط جنین بهترین راهِ حل است ؟ ( یا اینکه نادرستی آن کمتر از همه راه حلهای دیگر است ؟ ).
ٔ
Print search Prev 2 Next Home Full Exit
3.
اگر هم نتیجهبگیریم که سقط جنین اخالقاً نادرست است، بدان معنی نیست که انجام آن باید همواره ممنوع باشد؛ پس باید بپرسیم که چه هنگام
نادرستی انجام سقط جنین کمتر از نادرستی راه حلهای دیگر است ؟
دو دسته
در مورد سقط جنین، یک دسته معتقدند سقط جنین عمدی همواره خطاست. این دسته خود را "حامی حیات" [ ]pro-lifeمیخوانند.
ِ
[]pro-choice دسته دیگر کسانی هستند که که انجام سقط جنین عمدی را در برخی شرایط قابل قبول میدانند. این دسته خود را "حامی انتخاب"
ٔ
میخوانند.
"قربانی" خاموش
مردم در موردِ سقط جنین احساساتی پررنگ دارند چرا که در این مورد به هیچ طریقی نمیتوان نظرِ خودِ جنین ـ "قربانی" خاموش ـ را پرسید ( امری
که در موردِ بِه مرگی یا اُتانازی [ ]euthanasiaامکان پذیر است )، پس به راحتی میتوان جنین را موجودی کامالً معصوم و بیدفاع انگاشت.
مسائل سقط جنین
بحث غیرِ دینی در مورد سقط جنین چندین مساله را در بر میگیرد. از جمله :
• حق حیات یک موجود از کجا ناشی میشود ؟
• آیا جنین یک موجود انسانی است ؟
• آیا جنین از آن قسم موجودات انسانی است که حق حیات دارند ؟
Print search Prev 3 Next Home Full Exit
4.
• آیا جنین موجودیجدای از مادر است ؟
• اگر جنین حق حیات دارد، آیا این حق نسبت به حق مادر بر کنترل بدن خویش اولویت دارد ؟
ـ این مسائل را میتوان در قالب تصمیماتی که زن باردار و پزشکاناش با آن مواجهاند بیان کرد :
• آیا جنین حق دارد تا هنگام آمادگی برای به دنیا آمدن در رحم مادر باشد ؟
• آیا اصوالً میتوانیم جان انسان "بیگناه"ی را بگیریم ؟ و اگر بله، تحت چه شرایطی ؟
ِ
• آیا حق دیگری، مثالً حق زن بر کنترل بدن خویش، هست که مهمتر از حق حیات باشد ؟
ِ ِ
• اگر بارداری جان زن را به خطر اندازد، چگونه میتوانیم تصمیم بگیریم که کدام حق اولویت دارد ؟
استدالل علیه سقط جنین :
رایجترین استدالل علیه سقط جنین به این قرار است :
ِ ِ ِ
• قتل عمدی انسان بیگناه خطاست.
• جنین یک انسان بیگناه است.
• سقط جنین، قتل عمدی جنین است.
• بنابراین سقط جنین، قتل عمدی یک انسان بیگناه است، پس سقط جنین خطاست.
Print search Prev 4 Next Home Full Exit
5.
ـ اگر این استداللرا دنبال کنیم و بپذیریم که جنین حق حیات دارد، آنگاه با دو مساله مواجه میشویم :
ِ ِ
• سقط جنین خطاست، مگر اینکه برای احقاق حقی از مادر باشد که اخالقاً به قدرِ حق حیات جنین مهم است.
ِ
• حق حیات یک شخص نسبت به حق شخص دیگر بر کنترل بدن خود اولویت دارد.
ِ ِ
• پس سقط جنین خطاست، مگر اینکه برای احقاق حقی از مادر باشد که اهمیت آن بیش از اهمیت حق مادر بر کنترل بر بدن خود باشد.
ِ
ِ
• تنها حقی که چنین است، حق حیات مادر است.
• پس سقط جنین خطاست، مگر اینکه برای حفظ جان مادر باشد.
ـ از مسائل نهفته آگاه باشید
در ایدههای باال مسائلی نهفتهاند که باید به طورِ جداگانه به آنها پرداخت...
• کشتن تنها هنگامی خطاست که مرگ چیز بدی باشد... اما آیا مرگ بد است ؟
• مقصودمان از "موجود انسانی" چیست ؟
• آیا جنین یک موجود انسانی است، و اگر بلی، چه موقع میتوان جنین را موجود انسانی محسوب کرد ؟
Print search Prev 5 Next Home Full Exit
6.
ـ سقط جنین چهموقع قانونی است ؟
دالیل سقط جنین
برخی جوامع تقریباً به طورِ کامل سقط جنین را ممنوع کردهاند، اما برخی دیگر در موارد معینی آن را مجاز میدانند.
چنین جوامعی معموالً یک حد سنی حداکثر تعیین کردهاند که پس از آن تحت هیچ شرایطی نباید سقط جنین انجام گیرد :
ّ
ـ در بعضی جوامع برخی از موارد زیر مجاز شمرده میشوند:
• سقط جنین به خاطر حفظ سالمت مادر
• از جمله سالمت روانی
• سقط جنین هنگامی که بارداری ناشی از جرم بوده است
• جرایمی مانند تجاوز، زنا با محارم، یا سوء استفاده از کودکان
• سقط جنین هنگامی که بارداری به زادن کودکی با "کیفیت زندگی غیرِ قابل قبول" میانجامد، شرایطی مانند :
ِ ِ
• معلولیتهای حاد جسمی
• مشکالت حاد ژنتیکی
• ناهنجاریهای حاد روانی
Print search Prev 6 Next Home Full Exit
7.
• سقط جنین بهخاطر دالیل اجتماعی :
• فقر
ِ
• وقتی مادر از عهدهٔ مراقبت از کودک ( یا کودک دیگر ) بر نیاید
• وقتی مادر برای مراقبت از کودک بیش از حد جوان باشد
• سقط جنین به عنوان یک سیاست دولتی
ِ
• به عنوان راهی برای کنترل جمعیت
ِ
• به عنوان راهی برای کنترل گروههایی در میان یک جمعیت
ِ
• به عنوان راهی برای بهبودِ شرایط زیستی جمعیت
ِ ِ ِ
اغلب مخالفان سقط جنین قبول دارند که اگر بارداری یا زایمان برای مادر جداً خطرناک باشد، سقط جنین برای حفظ سالمت مادر پذیرفتنی
است.
معموالً نزد مخالفان سقط جنین، سقط جنین بنا به دالیل اجتماعی کمتر از همه پذیرفتنی است.
ـ سقط جنین و خصوصی بودن :
... استدالل سکوالر به نفع سقط جنین، به حقوق جنین اشاره نمیکند، بلکه به این پرسش میپردازد که آیا اصالً سقط جنین ربطی به قانون و
اخالقیات دارد یا نه.
Print search Prev 7 Next Home Full Exit
8.
برخی استدالل میکنندکه برخی تصمیم گیریها باید بر عهدهٔ خودِ افرادِ عضوِ جامعه باشند. آنان میگویند که نظریه پردازان اخالقی و قانون گذاران
نباید در این حیطهها دخالت کنند.
این استدالل اغلب در موردِ سقط جنین نیز مطرح میشود، و میگویند که تصمیم گیری در موردِ انجام سقط جنین باید بر عهدهٔ خود زن باردار
باشد.
اما این استدالل جداً معیوب است زیرا دلیل خصوصی انگاشتن برخی تصمیم گیریها آن است که به هیچ شخص دیگری زیان نمیرسانند و یکی از
اصلیترین پرسشها در موردِ سقط جنین این است که : آیا جنین یک "شخص" [ ]personاست ؟
پس گر چه استدالل خصوصی بودن ممکن است جالب به نظرِ رسد، اما فقط یک گام اضافی در استدالل اخالقی است، زیرا در نهایت ما را به مساله
ٔ
حقوق جنین باز میگرداند.
سقط جنین و حقوق پدر :
موضع سقط جنین عمدتاً معطوف به حقوق جنین و مادر است. حقوق و مالحظات مربوط به پدر به ندرت مورد بحث قرار گرفتهاند.
A. Brott ِ ِ
زن میتوان قانوناً مرد را از حق والد شدن محروم کند یا برخالف میل مرد او را وا دارد که والد شود.
رایجترین مورد ارتباط پدر با سقط جنین هنگامی است که پدر از مادر بخواهد که سقط جنین کند و مادر مایل به این کار نباشد.
اما مواردی هم هست که مادر میخواهد سقط جنین کند اما پدر بچه را میخواهد. آیا با نقض شدن حقوق پدر، سقط جنین اخالقاً نادرستتر
ِ
میشود ؟
Print search Prev 8 Next Home Full Exit
9.
پدران و دادگاهها :
• درسال 2002 دادگاهی در چین حق شوهران برای صاحب فرزند شدن را هم طراز حق همسرشان قرار داد، و مردی به خاطر اینکه همسرش این
حق او را پایمال کرده بود از دست او شکایت کرد.
• دادگاههای آمریکایی همواره رأی دادهاند که شوهر، هَمزی [ ،]partnerیا دوست پسرِ سابق نمیتواند حق سقط جنین زنان را نقض کنند. همچنین
زنی که قصدِ سقط جنین دارد مجبور نیست برای سقط جنین، پدر جنین را مطلع کند.
• در سالهای 7891 و 1002 در بریتانیا مردانی کوشیدند از طریق قانونی همسران سابقِ شان را از سقط جنین منع کنند، اما ناکام ماندند.
ِ
آسیب به پدر :
حقوق پدر بر جنین چندان محل بحث نبوده است.
با این حال، جورج دبلیو هریس فیلسوف این ایده را مطرح کرده که در شرایط معینی تصمیم زن برای سقط جنین میتواند اخالقاً خطا باشد، زیرا
ِ
به پدر آسیب میرساند.
استدالل او به این قرار است :
اگر پدر عالقه اخالقاً موجهی برای والد شدن داشته باشد، و مادر او را بفریبد که تحت شرایط معینی برایش بچه خواهد آورد، و پدر آن شرایط را
ٔ
برآورد، آنگاه اخالقاً درست نیست که مادر عمداً پدر را از بچه داشتن محروم کند.
این موارد شامل فریب کاری عمدی از جانب زن هستند :
Print search Prev 9 Next Home Full Exit
10.
• مرد بچه میخواهداما زن نمیخواهد
• زن به مرد نمیگوید که نمیخواهد بچه دار شود و به این ترتیب مرد را فریب میدهد
• مرد زندگیاش را وقف زن میکند
• زن ناخواسته باردار میشود
• مرد از بارداری زن خوشحال میشود اما زن بچه را سقط میکند
• زن رابطه را به عنوان راهکار خود برای آزردن مرد برقرار میکند
ِ
• زن تظاهر میکند که مرد را دوست دارد، و تظاهر میکند که بچه میخواهد
• مرد زندگیاش را وقف زن میکند
• زن باردار میشود
• زن عمداً سقط جنین میکند تا مرد را بیآزارد.
ایراد برخی به نکته هریس این است که میگویند خطای این نوع سقط جنین به سبب سوء عمل زن است، و نه هرگونه حق اخالقی مرد.
ِ ٔ
هریس در پاسخ استدالل میکند که سقط جنین عالوه بر فریفتن مرد، موجب آزردن او نیز میشود خطای فریبکاری جدای از خطای آزردن است
( گرچه برای نادرست نمودن سقط جنین، وجود فریب هم ضروری است ).
Print search Prev 01 Next Home Full Exit
11.
وقتی پدر بچهرا نخواهد
در اغلب کشورها مردان حق ندارند که زنان را وادار به سقط جنینی کنند که خود والدش هستند.
اغلب نظامهای حقوقی به پدران اجازه نمیدهند تا از قبول مسئولیت بچه و تقبل هزینه او شانه خالی کنند؛ حتی وقتی هم که پدر خواهان سقط
ٔ
جنین مادر باشد این امر صادق است.
تاریخچه سقط جنین
ٔ
سقط جنین در دوران قدیم
سقط جنین در در یونان و روم باستان پذیرفته شده بود. یونانیان و رومیان چندان نگران حفظ جان کودک متولد نشده نبودند، و اغلب تنها هنگامی با
سقط جنین مخالفت میکردند که پدر نمیخواست از داشتن بچهای که مال خود میدانست محروم شود. فیلسوفان باستان نیز میگفتند جنین پسر دست کم
تا 04 روز پس از لقاح، و جنین دختر 08 روز پس از لقاح ( باروری ) شکل نمیگیرد و جان نمییابد. ارسطوی فیلسوف در این مورد چنین نوشت :
آنگاه که زوجین اوالد زیاد داشته باشند، بگذار سقط پیش از آغاز حس و حیات در جنین انجام گیرد؛ آنچه در این موارد قانوناً بایسته و نبایسته است
بستگی به پرسش از حیات و حس دارد. ( ارسطو، سیاست،61.7 )
ارسطو میاندیشید که رویان مادینه بطئیتر از رویان نرینه رشد میکند، اما مادینه پس از تولد، زمان از دست رفته خود را با رشدِ سریعترجبران
ٔ ِ
میکند. به نظرِ میرسد که او با مشاهدهٔ رشد نسبی جنینهای سقط شدهٔ دختر و پسر به این نتیجه رسیده باشد.
دوران انجیلی
عهد عتیق در عبارات چندی به سقط جنین میپردازد، اما در این عبارات سقط جنین بسان خسارت مالی مطرح میشود، نه موضوعی مربوط به
Print search Prev 11 Next Home Full Exit
12.
ِ
قداست حیات. درانجیل، جایگاه جنین به عنوان یک دارایی این گونه مطرح میشود که اگر کسی موجب سقط جنین زن بارداری شد، باید جریمهای به
ِ
شوهر آن زن بپردازد، اما اگر آن آسیب به مرگ خود زن باردار بیانجامد، مرتکب قتل سزاوار کشته شدن است. عهد جدید صریحاً سخنی دربارهٔ سقط
جنین نمیگوید.
تاریخ غرب
در بیشتر تاریخ غرب سقط جنین جرم محسوب نشده است، البته اگر پیش از "جان یافتگی" [ ]quickeningانجام پذیرد، یعنی پیش از اینکه جنین
در هفتههای سیزدهم تا بیستم بارداری در رحم شروع به حرکت کند. مردم جنین را تا پیش از این مرحله، جزئی از بدن مادر میدانستند و لذا معدوم
کردن آن را بسان نوعی عمل جراحی، و فاقد شناعت اخالقی میشمردند.
تاریخچه سقط جنین در انگلستان و آمریکا
ٔ
انگلستان :
در قانون عرفی انگلیس، سقط جنین پس از "جان یافتگی" جرم محسوب میشد اما مجازاتهای پیش بینی شده برای این جرم در طی تاریخ مختلف
ِ ِ
بودهاند.
در نظام قانونی مکتوب 3081، انجام سقط جنین پس از جان یافتگی جرمی محسوب میشد که مستحق مجازات مرگ بود، اما تا پیش از آن
ِ
مجازاتهای خفیفتری داشت.
در قانون 7381 انگلیس اهمیت جان یافتگی از میان رفت و مجازات مرگ برای سقط جنین لغو شد.
در قانون 0291 انگلیس تبصرهای اضافه شد که مطابق آن اگر سقط جنین "با نیت خیر و فقط به منظور حفظ جان مادر" انجام گیرد جرم محسوب
Print search Prev 21 Next Home Full Exit
13.
نمیشود.
این تغییر رسمیتنها اصالحی در قانون ضد سقط جنین بود؛ مقصود از این تغییر تنها صیانت از جان مادر در طی شرایط بارداری و زایمان خطرناک
بود؛ و نه صیانت از جان جنین.
در سال 8391 در طی دادرسی یک پروندهٔ مهم، دادگاه رأی به سقط جنین مادر 41 سالهای داد که مورد تجاوز قرار گرفته بود. نظر دادگاه این بود
ِ
که سالمت روانی آن مادر جوان توسط زایمان به خطر میافتد و این حکم رویهای شد مبنی بر اینکه اجتناب از رنج روانی مادر دلیل کافی برای سقط
جنین است.
قاضی ( آقای جاستیس مک ناوتن ) این مطلب را چنین بیان کرد :
... اگر پزشکان، بر پایهای شواهد محکم و دانش کافی، تشخیص دهند که پیامدهای احتمالی ادامه بارداری موجب آسیب فیزیکی یا روانی به زن
ٔ
میشود، هیئت منصفه میتواند نظر پزشکان را بپذیرد... تا عمل جراحی به منظور حفظ جان مادر صورت گیرد.
و اصلی که این قاضی بنا نهاد قریب 03 سال مبنای اندیشه قضایی بریتانیا در موردِ سقط جنین شد.
ٔ
آمریکا
در اغلب نواحی آمریکای زمان مستعمرات سقط جنین رایج بود، اما در خفا، زیرا قوانین سختی علیه روابط جنسی خارج از ازدواج وجود داشت.
قوانین خاص علیه سقط جنین در نیمه دوم قرن هجدهم وضع شدند، و تا سال 0091 در همه جای آمریکا سقط جنین غیر قانونی بود، به جز در
ِ ٔ
مواردی که برای حفظ جان مادر انجام گیرد.
Print search Prev 31 Next Home Full Exit
14.
برخی محققان گفتهاندکه ممنوعیت سقط جنین در آمریکا جملگی به سبب اعتقادات دینی یا اخالقی نبود، بلکه بخشی از آن ناشی از فشار صنف
پزشکان بود که میخواستند مانع انجام این عمل توسط غیرِ پزشکانی شوند که اغلب سقط جنینها را انجام میدادند
در طی رأی تاریخی و جنجال برانگیز دادگاه عالی آمریکا در سال 3791، که بیشتر با عنوان پروندهٔ Roe v Wadeمعروف است، سقط جنین در ایاالت
متحده قانونی شد.
اما در سال 3002 دادستان کل خواهان بازنگری در Roe v Wadeو ادعا کرد که سقط جنین برای زن مضر است.
در سال 3002 مجالس نمایندگان و سنای آمریکا رأی به ممنوعیت سقط جنینهای دیر هنگام دادند و حق سقط جنین را محدود کردند.
قانون سقط جنین 7691 بریتانیا
ِ
قانون سقط جنین مصوب 7691 وضعیت سقط جنین در انگلستان را متحول کرد. مطابق این قانون اگر عالوه بر پزشک زن باردار، دو پزشک دیگر
تأیید کنند که ادامه بارداری مستلزم خطر جانی برای زن باردار باشد، یا به آسیب جسمی یا روانی زن باردار یا هر کودک موجود در خانواده بیانجامد، و
ٔ
این خطر بیش از خطر پایان دادن به بارداری باشد، یا اینکه، این خطر جدی وجود داشته باشد که کودک متولد شده دچار ناهنجاریهای جسمی یا روانی
باشد که معلولیت حاد محسوب میشوند.
دالیل کافی
اگر تمام موقعیتهای ممکنی را که در آنها سقط جنین مطابق این قانون مجاز است فهرست کنیم، فهم اینکه این قانون چه مواردی را مجاز میشمارد
آسانتر میشود. هر یک از دالیل زیر برای سقط جنین، دلیل کافی محسوب میشوند :
• خطر ادامه بارداری برای جان زن بیش از خطر خاتمه دادن به بارداری او باشد
ٔ
Print search Prev 41 Next Home Full Exit
15.
• برای اجتناب ازآسیب جسمی یا روانی دائم به زن باردار، خاتمه دادن به بارداری او ضروری باشد
• خطر ادامه بارداری برای سالمت جسمی یا روانی زن بیش از خطر خاتمه دادن به بارداری او باشد
ٔ
• خطر ادامه بارداری برای سالمت جسمی یا روانی دیگر کودکان موجود در خانوادهٔ زن باردار بیش از خطر خاتمه دادن به بارداری باشد
ٔ
• جنین در معرض خطر جدی باشد به طوری که اگر متولد شود دچار چنان ناهنجاریهای جسمی یا روانی باشد که معلولیتهای حاد محسوب
میشوند
دو دلیل اصلی انجام فوری سقط جنین به این قرارند :
• نجات جان زن باردار
• جلوگیری از آسیب دائم جسمی یا روحی به زن باردار
اگر چه غالباً میگویند که قانون 7691 به زنان انگلیسی حق سقط جنین اعطا کرد اما در حقیقت چنین نیست. سقط جنین همچنان مطابق قوانین
سابق جرم است، اما قانون 7691 عذری برای سقط جنین تحت شرایط معین فراهم آورد.
مالحظات فلسفی و اخالقی
تعریف
• سقط جنین خاتمه دادن عمدی بارداری است
• چرا سقط جنین نادرست محسوب میشود ؟
Print search Prev 51 Next Home Full Exit
16.
• کشتن انسانها نادرستاست
• کشتن انسانهای بیگناه نادرست است
• جنین از هنگام لقاح یک انسان است
• پس نابود کردن جنین نادرست است
• بنابراین سقط جنین همواره نادرست است
• کشتن انسانهای بالقوه نادرست است
• نابود کردن زندگی انسان بالقوه نادرست است
• جنین از هنگام لقاح جنین یک انسان بالقوه است
• پس نابود کردن جنین نادرست است
• بنابراین سقط جنین همواره نادرست است
• کشتن موجوداتی که " آیندهای شبیه ما دارند" نادرست است
• در اغلب موارد، اگر جنین سقط نشود آیندهای مانند ما خواهد داشت
• کشتن چنین جنینی نادرست است
Print search Prev 61 Next Home Full Exit
17.
• پس سقط جنینمعموالً نادرست است
• زجر دادن نادرست است
• درد و زجر دادن نادرست است
• جنین پس از 81 هفته آن قدر رشد کرده است که درد را احساس کند
• پس انجام سقط جنین پس از 81 هفتگی نادرست است
• افزایش مدارا در برابر کشتن نادرست است
• مجاز داشتن سقط جنین، مدارا در برابر کشتن است
• مدارا در برابر کشتن از احترام مردم نسبت به حیات میکاهد
• کاهش احترام مردم به حیات چیز بدی است، زیرا میتواند منجر به افزایش بِه مرگی ( اُتانازی )، نسل کشی و قتل شود
• پس سقط جنین همواره نادرست است
چرا سقط جنین همواره نادرست نیست ؟
اغلب برهانهای باال را باید در چارچوب دو برهان نخست مالحظه کرد
دالیل موافقان سقط جنین :
Print search Prev 71 Next Home Full Exit
18.
جنین لزوماً یک"شخص" نیست که دارای حق حیات باشد
• یک تودهٔ سلولی به صرف اینکه متعلق به گونهای انسان است دارای حق حیات نیست
• در غیر این صورت باید قطع یک عضو را نیز قتل محسوب کرد
• یک توده سلولهای انسانی تنها در شرایط معینی دارای حق حیات است
• این شرایط بدین قرار اند:
• تودهٔ سلولی به مرحله معینی از رشد رسیده باشد که بتوان آن را از لحاظ اخالقی "شخص" محسوب کرد
ٔ
• دارای ویژگیهای خاصی باشد که بتوان آن را از لحاظ اخالقی "شخص" محسوب کرد
• کشتن انسانهای بیگناه همیشه نادرست نیست
• در بسیاری موارد ما باید از میان دو نفر بیگناه انتخاب کنیم که کدام یک زنده بماند و کدام یک بمیرد. مثالً هنگامی که :
• دوقلوهای به هم چسبیده، که عمل جراحی جداسازی میتواند به مرگ یکی از آنها بیانجامد
ِ ِ
• شرایط بحرانی کوه، که کوهنورد تنها با قطع طناب حامی همراهش میتواند جان خود را نجات دهد
• زنی که مجبور است یکی از بچههایش را رها کند تا بتواند دیگری را نجات دهد
•" انسانهای بالقوه" فاقد حق هستند
Print search Prev 81 Next Home Full Exit
19.
• تنها انسانهای "بالفعل"دارای حق هستند
• زن باردار نیز اخالقاً حقوقی دارد
• در برخی شرایط، حقوق زن میتوانند بر حقوق جنین ارجحیت یابند
• این حقوق مرجح شامل موارد زیر هستند :
ّ
ِ
• حق زن بر تملّک بدن خود
• حق زن برای تصمیم گیری در موردِ آیندهٔ خود
ِ
• حق زن برای تصمیم گیری بدون دخالت اخالقی یا قانونی دیگران
ِ
• زن باردار حق حیات دارد. پس وقتی سقط نکردن جنین موجب صدمه به جان یا سالمت مادر شود، او اخالقاً حق دارد که جنین را سقط کند
ِ
شخصیت اخالقی
شخصیت اخالقی و سرشت بشر
یکی از نخستین موضوعاتی که هنگام اندیشیدن به سقط جنین باید روشن کرد، این ایده است که مقصودمان از "جان انسان" چیست.
وقتی مردم از "جان انسان" حرف میزنند، ممکن است منظورشان از انسان :
• یک عضو از گونه زیست شناختی بشر باشد موجودی که دارای کد ژنتیک انسانی است
ٔ
Print search Prev 91 Next Home Full Exit
20.
یا اینکه ممکناست منظورشان از انسان موجودی باشد که :
ِ
• عالوه بر کد ژنتیک انسانی دارای ویژگیهایی خاص انسان است
• از جمله ویژگیهای انسانی که اغلب ذکر میشوند میتوان به توانایی اندیشیدن، تخیل، و ارتباط برقرار کردن اشاره کرد
• اما ویژگیهای پیشنهادی را میتوان چنان فهرست کرد که انسان بودن را به تعریف خاصی محدود کند
• موجودی که "شخص اخالقی" باشد، دارای حقوق و چه بسا مسئولیتهایی نیز هست و موقعی که جنین حائز آن فهرست ویژگیها میشود که به
موجب آنها بتوان او را دارای حق حیات دانست، میتواند از ابتدای لقاح تا پیش از تولد باشد.
( در واقع به نظرِ بعضی فیلسوفان، حتی نوزادان را نیز نمیتوان بر پایه حائز ویژگیهای انسانی شدن دارای حق حیات دانست. خوشبختانه این فیلسوفان
ٔ
میپذیرند که در عوض نوزادان را میتوان به خاطر سنت و قانون واجد حق حیات شمرد. )
آیا این موضوع اهمیت دارد ؟
بله، البته اهمیت دارد که مقصود از " انسان" یا "شخص" چیست، زیرا بدون ایضاح این نکته ممکن است مردم گرفتار بحثی شوند که در آن همگی
واژهٔ " انسان" را به کار میبرند، اما مرادشان از آن متفاوت باشد.
اما در فلسفه اخالق محض ممکن است این نکته مهم نباشد، زیرا در برخی موارد اغلب مردم میپذیرند که حتی اگر جنین یک شخص باشد، میتوان
ٔ ِ
سقط جنین را توجیه کرد و برخی فیلسوفان احتجاج کردهاند که حتی هنگامی که هیچ خطر جسمی یا روانی سالمت مادر را تهدید نکند سقط جنین
میتواند اخالقاً مجاز باشد.
Print search Prev 02 Next Home Full Exit
21.
موارد دشوار
در گذشته اغلب مردم بحث خود از سقط جنین را از این موضع آغاز میکردند که سقط نکردن جنین بهتر از سقط کردن آن است.
اما امروزه دیگر همگان از این موضع آغاز نمیکنند، و در نتیجه آگاهی فزاینده نسبت به حقوق زنان، اغلب مردم از موضعی بیطرف در این مورد دفاع
ٔ
میکنند.
اما موارد بسیاری هست که در آن کسانی که معموالً معتقدند انجام ندادن سقط جنین بهتر است، جداً به فکر میافتند. برخی از این موارد در زیر
فهرست شده اند :
• مواردی که یک مشکل حاد پزشکی در میان است :
• بارداری زندگی یا سالمت مادر را به خطر اندازد
• تعداد جنینهای درون رحم زیادتر از آن باشد که همگی بتوانند زنده به دنیا بیایند
• جنین چنان ناقص باشد که در مراحل پیشرفتهتر بارداری بمیرد
• جنین چنان ناقص باشد که پس از به دنیا آمدن بمیرد
مواردی که در آن کودک "بهنجار" [ ]normalنخواهد شد
• کودک دچار ناهنجاریهای ذهنی یا جسمی خواهد شد. ناهنجاریهایی که والدین ( به درستی ؟ ) میاندیشند که کیفیت زیست او را جداً معیوب
میکند
Print search Prev 12 Next Home Full Exit
22.
• مواردی که درآن بارداری کامالً ناخواسته باشد
• بارداری ناشی از تجاوز باشد
• بارداری ناشی از نقصانی در پیشگیری باشد که والدین را نمیتوان به خاطر آن مقصر شمرد
• بارداری ناشی از وازکتومی ناقص باشد
• بارداری ناشی از عمل جنسی کسانی باشد که نمیدانستهاند ِ شان به بارداری میانجامد
سکس
• از جمله کسانی که از فهم این مطلب ناتوان باشند
• مواردی که بارداری ناخواسته بوده، اما در سکس ریسک شده است :
• بارداری ناشی از نقصی در جلوگیری باشد و طرفین این نقص را میدانستهاند
• بارداری ناشی از بیمباالتی در کاربرد شیوههای جلوگیری باشد
• بارداری ناشی از نقص در کاربرد شیوههای جلوگیری باشد
مواردی که بارداری پیامدهایی برای شیوهٔ زندگی داشته باشد :
• بچه دار شدن، مادر را از رسیدن به هدف عینی معینی در زندگی منع کند
• مادر ناتوان از مراقبت کودک باشد
Print search Prev 22 Next Home Full Exit
23.
• مادر ناتوان ازمراقبت کودک یا کودکان دیگرش باشد
• بچه دار شدن به افت سطح زندگی خانواده بیانجامد
• برای تغذیه کودک غذا به قدر کافی نباشد
ٔ
• بچه دار شدن به تعقیب قضایی پدر یا مادر بیانجامد
• جنسیت کودک مطلوب نباشد
• غلبه بر معلولیت کودک به شیوهٔ زندگی خانوده آسیب برساند
• غلبه بر معلولیت کودک به زیان کودکان فعلی خانواده تمام شود
همسازی
سقط جنین و همسازی []consistency
برخی نویسندگان استدالل کردهاند که اگر شما مخالف حکم اعدام، سالحهای کشتار جمعی و مانند آن هستید، نمیتوانید مدافع سقط جنین
باشید.
به نظر آنان، احترام به کرامت زندگی بشر، باید در موردِ همه اقسام زندگی اعمال شود حق حیات را نمیتوان تقسیم بندی کرد، بلکه باید به عنوان
ِ ٔ
یک " اخالق همساز زندگی" بدان نگریست.
ِ
ماری میهان در مقالهای در سال 0891 احتجاج کرد که اگر چپ گرایان در دلسوز ِ شان نسبت به ضعفا و بیچارگان، و مخالفت شان با استثمار،
ی
Print search Prev 32 Next Home Full Exit
24.
همساز باشند بایدبا سقط جنین مخالفت کنند.
او نوشت :
... ما معتقد به باوری هستیم که فمنیستهای حامی حیات "امر همسازی" میگویند. یعنی این باور که احترام به حیات بشر مستلزم مخالفت با سقط
جنین، مجازات مرگ، بِه مرگی، و جنگ است.... در شأن چپ نیست که از ضعفا و درماندگان غفلت کند. نشان سنتی چپ صیانت از توسری خوردگان،
ِ
بیچارگان و فقراست. کودک نازاده بیچارهترین مردمان است، که حتی بیشتر از کشاورزان بیزمین یا بیماران روانی مستحق حمایت است. غریزهٔ اصلی
چپ کمک به کسانی است که در کار خود ماندهاند و این غریزهای مطلقاً سلیم است. امر بشر اینگونه میگذرد.
میهان چند نکته مشخص را علیه سقط جنین مطرح میکند :
ٔ
• چپها سنتاً خواهان حمایت از ضعفا و بیچارگان بودهاند؛ کودکان نازاده ضعیفترین و بیچارهترین کساناند، پس باید از آنان حمایت کرد
• حق حیات پایه تمام حقوق بشری دیگر است اگر ما حامی حقوق بشر هستیم پس باید حامی حق حیات هم باشیم
ٔ
• سقط جنین موضوعی مربوط به حقوق مدنی است که برخی از حامیان سقط جنین توسط آن کوشیدهاند رشد برخی گروههای جمعیتی را تحت
کنترل در آورند
• گاهی سقط جنین توسط شرکای زندگی یا والدین استثمارگر به زن تحمیل میشود
• گاهی سقط جنین توسط جامعهای که نمیتواند نیازهای زن را بر آورد به او تحمیل میشود
• والدین نسبت به کودکان نازادهِ شان وظایفی دارند شانه خالی کردن از این وظایف نادرست است
Print search Prev 42 Next Home Full Exit
25.
• سقط جنین کسانیرا که بدان مبادرت میکنند، یا کسانی را که درگیر این فرآیند هستند سنگدل میسازد
حق حیات
آیا حق حیات موضوعی مربوط به سقط جنین است ؟
برخی فیلسوفان استدالل کردهاند که "حق حیات" یک عبارت مبهم است. میگویند این عبارت دو ایدهٔ مختلف را درهم میآمیزد، و خوب است میان
این دو ایده فرق قائل شویم.
• حق غیرِ منصفانه کشته نشدن
ٔ
• حق تأمین همه چیز برای حفظ حیات
این دو ایده بسیار با هم متفاوتاند.
آیندگان مانند ما
ِ
سقط جنین : محروم کردن جنین از آیندهاش
برخی میگویند سقط جنین به این خاطر نادرست است که جنین را از داشتن " آیندهای مانند ما " محروم میکند.
این استدالل را دون مارکیز مطرح کرده است. گیرایی استدالل او بدین خاطر است که هیچ فرضی در مورد نمیکند که آیا جنین یک شخص است
که حقوقی دارد یا نه. استدالل او چنین است :
این ادعا که دلیل اصلی نادرستی قتل این است که کشتن قربانی او را از آیندهاش محروم میکند نتایج واضحی برای اخالق سقط جنین دارد.
Print search Prev 52 Next Home Full Exit
26.
آیندهٔ یک جنیناستاندارد شامل تجارب، پروژهها، فعالیتها، و غیره است که با زندگی فعلی بزرگساالن و زندگی آیندهٔ کودکان فعلی مشابهت دارد
چون این دلیل که کشتن انسان او را از داشتن آیندهاش محروم میکند نادرستی قتل انسان زاده شده را ثابت میکند در موردِ جنین نیز صادق است،
در نتیجه سقط جنین نیز به همین قیاس اخالقاً نادرست است.
4:68 ,Don Marquis, Why Abortion is Immoral, The Journal of Philosophy
مارکیز به این نکات اشاره میکند :
• مرگ بد است زیرا شخص را از تجربه کردن، فعالیت، لذت بردن، و پروژههایی که آیندهاش را میسازند باز میدارد
• مرگ زودرس بد است زیرا موجب محرمیت از تجارب و... آتی میشود
ِ
• سقط جنین همان مرگ زودرس نیست، اما به مانند مرگ زودرس جنین را از داشتن تجارب آتی محروم میکند
• بنابراین سقط جنین نیز به مانند مرگ زودرس انسان بد است
ِ
• پس سقط جنین نیز به همان میزان کشتن انسانها ( موجب مرگ زودرس آنان شدن ) نادرست است
انسانهای بالقوه
استدالل باال علیه سقط جنین زیرکانهتر است زیرا به این فرض متوسل نمیشود که جنین یک انسان بالقوه است و به این سبب مستحق حیات
است.
Print search Prev 62 Next Home Full Exit
27.
پیش گیری از بارداری
برخیادعا کردهاند که برهان فوق حاکی از نادرستی پیش گیری از بارداری نیز هست، زیرا پیش گیری هم موجب میشود تا موجوداتی از داشتن
" آیندهای مانند ما " محروم شوند. پاسخ این ایراد این است که هنگامی که پیشگیری از بارداری انجام میگیرد، موجودی در میان نیست که از " آیندهای
مانند ما" محروم شود.
اما مطابق برهان " آیندهای مانند ما" پیشگیری از بارداری پس از باروری تخمک نادرست است.
برهان فوق چه هنگام سقط جنین را مجاز میدارد ؟
به نظر میرسد برهان فوق در دو مورد سقط جنین را نادرست نشمارد :
• هنگامی که جنین پس از به دنیا آمدن چنان معلولیتی داشته باشد که ناتوان از کسب تجارب آینده باشد ( یا دست کم محروم از تجارب آگاهانه
باشد )، سقط جنین نادرست نیست.
• هنگامی که جنین پس از به دنیا آمدن چنان ناقص باشد که تمام تجارباش ناگوار یا دردناک باشند به طوری که فقدان آن تجارب غنیمتی باشد،
سقط جنین نادرست نیست.
اما این مالحظات پوست خربزهای زیر پوست این برهان میاندازد.
به قیاس دو مورد باال میتوان استدالل کرد که هنگامی هم که جنین پس از به دنیا آمدن در جامعه یا شرایطی چنان ناگوار زندگی کند که همه
ٔ
تجارباش تلخ یا دردناک باشند به طوری که نداشتن آن تجارب برایش غنیمتی باشد، باز سقط جنین نادرست نیست.
وضع جنینی خیالی را تصور کنید ( که همگان بر ناگواریاش اذعان میکنند ) که به عنوان یک بچه برده به دنیا آید و مجبور باشد اندکی پس از تولد
ٔ ِ
Print search Prev 72 Next Home Full Exit
28.
تمام عمرش رابسوزد و بسازد آیا باید در این مورد سقط جنین را قابل قبول بدانیم ؟
این برهان در موردِ بِه مرگی و خودکشی هم کاربرد دارد
ایدهٔ اصلی این برهان را میتوان در بحث بِه مرگی نیز به کار برد. آشکار است که در برخی موارد بِه مرگی ـ مثالً موقعی که شخص در کُمای دائم رفته
ِ
و دیگر نمیتواند تجارب آتی داشته باشد ـ این برهان میتواند خاتمه دادن به زندگی او را توجیه کند.
با این حال، هنگام کاربرد این برهان باید در نظر داشت که این برهان ربطی به این ندارد که آیا شخص نظر خاصی نسبت به ارزش آیندهاش دارد یا
خیر.
سقط جنین برای دفاع از خود
حتی اگر بپذیریم که جنین یک شخص است و لذا حق حیات دارد، این بدان معنا نیست که سقط جنین همواره خطاست. ممکن است در برخی
اوضاع و احوال که ادامه بارداری برای سالمت جسمی یا روانی مادر خطرناک باشد، بتوان سقط جنین را اخالقاً درست شمرد. هنگامی که ادامه بارداری
ٔ ٔ
حیات یا سالمت مادر را تهدید کند حتی سرسختترین مخالفان سقط جنین نیز میپذیرند که اگر ادامه بارداری به مرگ مادر منجر شود سقط جنین
ٔ
اخالقآً موجه است. ( تذکر : برخی استدالل کردهاند که این موارد مشمول " آموزهٔ اثر دوگانه" است و نه دفاع از خود، و در این حالت مرگ جنین تنها اثر
جانبی درمانی است که به نجات جان مادر بیانجامد. )
عموماً این نکته را میپذیرند که شخص حق دارد در برابر خطرات از خود دفاع کند، و دفاع از خود در برابر تهدیدات فیزیکی میتواند مستلزم ِاعمال
خشونت، یا حتی در موارد حاد، قتل باشد.
این حق دفاع از خود در برابر تهدیدات فیزیکی حتی در موردی هم که عامل تهدید کامالً بیگناه، فاقد نیت سوء، و کامالً ناآگاه از تهدید آفرینی خود
Print search Prev 82 Next Home Full Exit
29.
باشد صادق است.
بهاین ترتیب اگر یک جنین ( که کامالً بیگناه است ) زندگی مادری را تهدید کند، مادر حق دارد آن را سقط کند. همچنین ممکن است هنگامی که
خطر مرگ شخص را تهدید نمیکند اما شخص در معرض آسیب جدی باشد ( مثالً بارداریای که آسیب جدی به مادر میزند ولی او را نمیکشد ) شخص
حق داشته باشد عامل تهدید را بکشد و شخص میتوان از کس دیگری ( مثالً دکتری که سقط جنین را انجام میدهد ) بخواهد که اقدامات ضروری را
برای حفاظت او انجام دهد.
باید به چند ایراد این استدالل توجه نمود :
• در اغلب موارد، خود مادر با باردار شدن برای خودش خطر ایجاد کرده است آیا این نکته تغییری در برهان اخالقی نمیدهد ؟
• در عمل تغییری نمیدهد، زیرا اگر بارداری مادر را بکشد، محتمالً جنین را نیز خواهد کشت.
• مادر میتواند استدالل کند که او تنها به بارداری رضایت داده، و نه به بارداری معیوب و بالی جاناش
• برخالف اغلب موارد دفاع از خود، جنین مرتکب هیچ عمل تهدیدآمیزی نمیشود. آیا این تغییری در برهان اخالقی نمیدهد ؟
تهدیدات غیرِ فیزیکی علیه مادر
گیریم هیچ خطر فیزیکی مادر را تهدید نکند، دیگر چه تهدیدی میماند ؟
چند مورد هست که گفتهاند در آن مادر حق سقط جنین دارد. از جمله :
• آسیب به سالمت روانی
Print search Prev 92 Next Home Full Exit
30.
• آسیب به خانواده
• آسیب به چشم انداز شغلی
• آسیب به چشم انداز مالی
• آسیب به برنامههای زندگی
به نظر میرسد برهان دفاع از خود در این موارد دیگر سقط جنین را توجیه نکند، زیرا این برهان کشتن شخص دیگری را برای نجات جان خود توجیه
میکند، اما هیچ یک از آسیبهای باال را نمیتوان آسیب به جان شخص دانست. به دلیل مشابه، این موارد به مرگی را نیز توجیه نمیکنند.
اما جنین را یک شخص ندانیم که واجد حق حیات است، یا اگر آن را موجودی بدانیم که مانند یک شخص کامل دارای حق حیات نیست، لحاظ کردن
ِ
این موارد به عنوان دفاع از خود جای بحث دارند.
ِ
مسئولیت مادر در سقط جنین
به نظر بسیاری، انسان باید مسئولیت پیامد کنشهای خود را بپذیرد و لذا میگویند هنگامی که مادر به میل خود عمل جنسی انجام داده باشد سقط
جنین خطاست و خطا بودن آن نه به خاطر جایگاه اخالقی جنین، بلکه به خاطر عدم مسئولیت پذیری مادر است.
به بیان رسمیتر :
اگر شما به میل خود چنان رفتار کنید که به ایجاد یک شخص یا جنین بیانجامد، آنگاه مسئول حفظ جان آن شخص یا جسنین هستید.
پس هنگامی که مادر به اختیار خود سکس داشته، سقط جنین خطاست.
Print search Prev 03 Next Home Full Exit
31.
مسلماً زن حقدارد که در موردِ بارداری خود تصمیم بگیرد. او این تصمیم را پیش از آمیزش جنسی میگیرد. گرفتن این "تصمیم" در حین بارداری،
و آن را کنترل بارداری عنوان کردن، عملی غیراخالقی است. Mona Charen
تحلیل این برهان
• شخص باید مسئولیت پیامد کنشهایی را که آگاهانه و ارادی انجام میدهد بپذیرد
• زنی که به طور ارادی آمیزش جنسی دارد میداند که کنش او ریسک ایجاد جنین / شخص اخالقی را در بر دارد
• پس زنی که باردار میشود باید بارداری را به عنوان پیامد ریسک آمیزش جنسی بپذیرد
ِ
• پس زن وظیفه دارد مراقب جنین / شخص اخالقی باشد
• پس او باید بگذارد جنین / شخص اخالقی به دنیا آید
• پس او نباید جنین / شخص اخالقی را سقط کند
حتی اگر نپذیریم که جنین یک شخص اخالقی است، این برهان همچنان استوار است، و به همین خاطر از هر دو واژه استفاده شده است.
سکس غیرِ عمدی در این برهان نمیگنجد
ِ
اما فرض کنید که زنی به طورِ عمدی و ارادی خطر باردار شدن را پذیرا نشده باشد و لذا تصمیم به لقاح جنین نگرفته باشد ( مثالً مورد تجاوز قرار
گرفته باشد ) در این صورت زن هیچ مسئولیتی در قبال جنین ندارد و لذا سقط جنین نادرست نمینماید. از این رو آشکار است که شالودهٔ برهان فوق
بر پایه حق حیات جنین نیست، بلکه بر پایه مسئولیت مادر است.
ٔ ٔ
Print search Prev 13 Next Home Full Exit
32.
پیشگیری از بارداریو مسئولیت
قضیه وقتی دشوارتر میشود که زن از شیوههای قابل اعتماد پیشگیری از بارداری هم استفاده کرده باشد. در این صورت او میتواند استدالل کند
ِ
که سقط جنین حاصل از چنین آمیزشی نادرست نیست، زیرا او عامدانه ریسک بارداری را نپذیرفته است، بلکه همه تمهیدات ممکن را برای پیشگیری
ٔ
از آن به کار بسته است.
مطابق منطق صریح برهان مسئولیت، گاهی احتماالت بعید هم رخ میهند، و پیامدهایی در بر دارند که شخص باید مسئولیت آنها را پذیرا باشد. نتیجه
ِ ِ ِ
این میشود که مادر در این حالت نیز مسئول پیدایش جنین است و نباید آن را سقط کند.
مسئولیت محدود
قضیه وقتی گیج کنندهتر میشود که زن نداند، یا از فهم این نکته عاجز باشد که آمیزش جنسی به بارداری منجر میشود. مثالً ممکن است زن در
جایی زندگی کند که آموزش کافی در موردِ مسائل جنسی به او داده نشده است. در چنین مواردی، نادانسته ریسک بارداری را پذیرفته است و میتوان از
او در قبال کنشهایش سلب مسئولیت نمود.
مسئولیت مردان
قوت این برهان را میتوان با لحاظ کردن مردان در آن محک زد. اغلب مردم این برهان را که آمیزش جنسی مسئولیت زاست در موردِ مردان هم
صادق میدانند. به این ترتیب باید گفت همین که اسپرم از مرد خارج شد باید او را نیز کامالً مسئول هر گونه بارداری و کودک حاصل دانست. کمتر کسی
میپذیرد که مرد حق داشته باشد به منظور شانه خالی کردن از مسئولیت خود خواهان سقط جنین شود.
Print search Prev 23 Next Home Full Exit
33.
معلولیتهای جنین
ِ
این استدالل که اگر کودک پس از تولد دچار معلولیت جسمی یا روانی شود سقط جنین مجاز است، به مذاق برخی اخالقیون خوش نمیآید.
یک استدالل اخالقیون علیه این نوع سقط جنین چنین است :
• مجاز داشتن سقط جنین به علت معلولیت نشانگر این است که افراد معلول، یا زندگی معلوالن، کم ارزشتر از زندگی مردمان "عادی" است.
• این درست نیست
• این تبعیض علیه معلوالن است
• این باعث میشود که معلوالن احساس کم ارزشی کنند
استدالل دیگر این است که :
• اغلب معلوالن میگویند که زنده بودنِ شان را به کشته شدن در دوران جنینی ترجیح میدهند
• مجاز داشتن سقط جنین بر پایه معلولیت به معنای محروم کردن افراد از تصمیم گیری در موردِ زندگی شان است
ِ ٔ
استدالل سوم این است که مجاز داشتن سقط جنین معلول، به معنای مجاز داشتن سقط جنین جهت به نژادی [ ] eugenicاست، یعنی سقط جنین
جهت حذف ژنهای معلولیت زا برای نژاد بشر.
کمیسیون حقوق معلولیت و قانون سقط جنین
مطابق بخش 1( 1 ) dاز قانون سقط جنین 7691 بریتانیا، اگر خطر معلولیت حاد برای جنین تشخیص داده شود، خاتمه دادن به بارداری هر زمانی
Print search Prev 33 Next Home Full Exit
34.
طی بارداری مجازاست. در دیگر شرایط سقط جنین باید در 6 ماه اول بارداری صورت گیرد.
کمیسیون حقوق معلولیت این بخش از قانون سقط جنین را چنین نقد میکند :
در نظر بسیاری این بخش اهانت آمیز است؛ زیرا کلیشههای منفی معلولیت را تقویت میکند و از آنجا که میگوید که در صورت معلولیت جنین،
میتوان آن را در هر زمانی طی دوران بارداری معدوم کرد، در حالی که در موارد دیگر مطابق قانون سقط جنین حدی زمانی مقرر میکند به شدت مخالف
ّ
برابری معلوالن و غیرِ معلوالن است.
کمیسیون حقوق معلولیت همنوا با بسیاری سازمانهای دیگر معتقد است که تصمیم گیری والدین در موردِ بچه دار شدن یا نشدن باید فارغ از مالحظه
ٔ
معلولیت یا عدمِ معلولیت کودک ارزیابی شود.
برابری و معلولیت
جوامع مدرن باورهای خاصی در موردِ معلولیت دارند :
• به هیچ عنوان نباید تبعیضی علیه معلوالن اعمال شود
• جامعه باید همه تدابیر معقول را اتخاذ کند تا معلوالن بتوانند نقش کاملی در حیات عادی جامعه ایفا کنند
ٔ
• پیشداوری در موردِ معلوالن قابل پذیرش نیست
• باید کلیشههای در موردِ معلولیت را از میان برداشت
اما پذیرش این موارد تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکند که، در شرایط یکسان، نداشتن یک معلولیت بهتر از دچار آن معلولیت بودن است.
Print search Prev 43 Next Home Full Exit
35.
می توانیم باپذیرش این نکته همچنان معتقد باشیم که :
• به هیچ عنوان نباید تبعیضی علیه معلوالن اعمال شود
• جامعه باید همه تدابیر معقول را اتخاذ کند تا معلوالن بتوانند نقش کاملی در حیات عادی جامعه ایفا کنند
ٔ
• پیشداوری در موردِ معلوالن قابل پذیرش نیست
• باید کلیشههای در موردِ معلولیت را از میان برداشت
سقط جنین و قطعیت اخالقی
فیلسوفی به نام تِد الکهارت راه حلی عملی برای پرداختن به مسائل مربوط به تصمیم گیری در موردِ سقط جنین پیشنهاد میکند.
الکهارت پیشنهاد میکند که ما باید "کنشهای خود را چنان انجام دهیم که آن کنشها در نظرمان واجد بیشینه اعتماد اخالقی باشند."
ٔ
به زبان متداول، سخن او این است که هنگامی که میخواهیم تصمیمی اخالقی بگیریم، باید طوری عمل کنیم که به درستی آن بیش از همه اطمینان
داریم.
برای مثال :
• مادری باور دارد که سقط جنیناش در مجموع از نظر اخالقی موجه است زیرا آزمایشهایش نشان داده که کودک او دچار معلولیت شدید خواهد
شد.
• این مادر معتقد است که باید رویهای را پیش بگیرد که بیش از همه به درستی اخالقی آن اطمینان دارد.
Print search Prev 53 Next Home Full Exit
36.
• او مطمئن استکه سقط نکردن جنین همواره از نظر اخالقی مجاز است.
• از آنجا که او قدری تردید دارد ( گرچه تردیداش بسیار اندک باشد ) که آیا در این مورد سقط کردن جنین اخالقاً مجاز است یا خیر، نباید جنین
را سقط کند.
کسی که از این آموزه پیروی کند در اغلب موارد تصمیم به مخالفت با سقط جنین میگیرد.
سقط جنین و حقوق زن
همه آمال زن ـ از جمله در موردِ آموزش، اشتغال، یا هر صورت دیگر از تسلط بر سرنوشت خود ـ در نهایت بستگی به توانایی تصمیم گیریاش دربارهٔ
ٔ
سقط جنین و چگونگی آن دارد. سوزان فالودی
انکار حق زن برای سقط جنین، او را متحمل همه مشقات و مالمتهای بارداری ناخواسته میکند، و از این حقیقت چشم میپوشد که مردان نیز
ٔ
مسئولیتی به دوش دارند، و بسیاری از بارداریهای ناخواسته حاصل آمیزشهای ناخواسته اند. بِستی هارتمن
ِ
استفاده از بدن زن، برخالف اراده و تصمیماش، به عنوان محفظهای برای بارداری ناخواسته را نوعی "تجاوز مشروعیت یافته" دانستهاند. عملی که ارتکاب
ِ
آن باید به همان میزان"جنین کشی" شنیع محسوب شود. هاوارد مودی
به نظرِ من این [ مجاز داشتن سقط جنین ] گامی است که باید در راستای رهایش کامل زنان برداشت. قاضی هَری ای. بلکمون
گر چه اغلب فمینیستها را مدافع حق سقط جنین انگاشته اند، اما خواهیم دید که یک فمنیست به خوبی میتواند هم مدافع حق سقط جنین باشد
و هم مخالف آن.
Print search Prev 63 Next Home Full Exit
37.
در زمینه حقوقزنان، عموماً مساله سقط جنین به عنوان موضوعی سیاسی مطرح شده و نه اخالقی یعنی پرسش عمدتاً این بوده که " اگر زنی خواستار
ِ ٔ ٔ ِ
سقط جنین باشد آیا باید او را از این عمل منع کرد ؟" و نه این پرسش که " آیا سقط جنین اخالقاً نادرست است ؟"
یک مساله سیاسی دیگر نیز در موردِ سقط جنین مطرح میشود : زنان نمیتوانند آزادانه در موردِ سقط جنین تصمیم بگیرند، مگر اینکه در صورتٔ
تمایل به ادامه بارداری نیز حق داشته باشند از حمایتهای الزم برخوردار شوند. ( به بیان دیگر، زنان باید حق داشته باشند که به علت فقر یا فقدان حمایت
ٔ
خانوادگی مجبور به سقط جنین نشوند. )
استداللهای بر پایه "حقوق زنان" به نفع سقط جنین نه تنها برای جان و آزادی زنان ارزش قائل میشوند، بلکه میپذیرند که گاهی میتوان جان
ٔ
جنین را فدای این ارزشها نمود.
برخی استداللهای مدافعان سقط جنین بر پایه حقوق زنان چنیناند :
ٔ
• زن اخالقاً حق دارد که تصمیم بگیرد با بدن خود چه کند
ِ
• حق سقط جنین برای رسیدن به برابری جنسیتی داشتن الزامی است
• حق سقط جنین برای تحقق تواناییهای بالقوهٔ زن الزامی است
• ممنوع کردن سقط جنین زنان را به روشهای غیرِ قانونی سقط وادار میکند.
ِ
• حق سقط جنین باید بخشی از مجموعه حقوق بارداری باشد تا زن بتواند آزادانه در موردِ پایان دادن به بارداری تصمیم گیری کند.
ٔ
استداللهای مبتنی بر حقوق زنان یادآور میشوند که باید زن را یک شخص دانست و نه صرفاً محفظهای برای حمل جنین. بنابراین عالوه بر دغدغه
ٔ ِ
Print search Prev 73 Next Home Full Exit
38.
کودک نازاده، بایدکامالً مراقب حقوق زن و نیازهای او نیز باشیم.
فعاالن حامی حق تصمیم گیری زن نگاه القیدانه یا سنگدالنهای به جنین ندارند؛ معموالً عکس این مطلب صادق است، و به نظرِ اغلب این فعاالن،
ِ
تصمیم به سقط جنین معموالً قضیه انتخاب میان بد از میان بدترهاست.
ٔ
اهمیت سقط جنین برای زنان افزونتر است
سقط جنین مؤلفه مهمی از حقوق زنان است زیرا اثرات مساله سقط جنین بر زنان بیشتر است، چه از لحاظ فردی ( اینکه زن درصدد تصمیم گیری
ٔ ٔ
دربارهٔ سقط جنین باشد ) و چه لحاظ جمعی، و برای جنس زن.
بارداری اثر شگرفی بر حیات زن دارد. چنان که سارا ودینگتون در پروندهٔ Roev Wadeدر دادگاه عالی آمریکا خاطر نشان میکند :
چه بسا بارداری یکی از سرنوشت سازترین جنبههای زندگی زن باشد. بارداری بدن را مختل میکند. آموزش را مختل میکند. اشتغال را مختل میکند.
ِ
و اغلب کل حیات خانوادگی زن را مختل میکند.
خانم ودینگتون چنین ادامه میدهد :
و ما احساس میکنیم که به خاطر تأثیر بارداری بر زن...، این موضوع برای زنان درگیر بارداری دارای اهمیت بنیادی است که مجاز باشند در موردِ
ادامه یا خاتمه بارداری خود تصمیم بگیرند.
ٔ
جودیت جارویث تامسون فیلسوف هم چنین مینویسد :
... امکان یا عدم امکان سقط جنین برای زن واجد اهمیت حیاتی است. نداشتن حق سقط جنین، قیدی بر آزادی زن مینهد. قیدی که او را از زندگی
Print search Prev 83 Next Home Full Exit
39.
به شیوههایی کهبرایش اهمیت شگرفی دارند باز میدارد. قیدی که هم بر سر راه زن است و هم بر سر راه تحقق برابری و اگر این قید به این دلیل به
زن تحمیل شود که جنین از هنگام لقاح دارای حق حیات است، آنگاه بدان معناست که نظر خود زن در این مورد نه از لحاظ عقلی ارزشی دارد و نه از
لحاظ اخالقی.
سقط جنین و حقوق بر بدن
بسیاری از مردم حق فرد برای کنترل بدن خود را یک حق پایه اخالقی میدانند.و میگویند اگر زنان مجاز نباشند که جنین ناخواسته را سقط کنند،
ٔ
از این حق محروم شدهاند.
سادهترین صورت برهان حقوق زنان بر بدن خود بدین قرار است :
• زن حق تصمیم گیری در موردِ اینکه با بدن خود چه کند و چه نکند را دارد
• جنین درون بدن زن وجود دارد
• زن حق دارد تصمیم بگیرد که جنین درون بدناش باقی بماند یا نه
• بنابراین زن باردار حق سقط جنین را دارد
ِ
این مساله بسیاری از ایدههای حقوق بشری را در موردِ جنین برجسته میکند.
• هر انسانی بر بدن خود حق مالکیت دارد
• جنین جزئی از بدن زن است
Print search Prev 93 Next Home Full Exit
40.
• بنابراین زن حقدارد جنینی را که حمل میکند سقط کند
تصمیم دیوان عالی ایاالت متحده در پروندهٔ Wade Roevتا حدی متمایل به این دیدگاه بود، زیرا حکم داد که حق زن برای خاتمه دادن به بارداریاش
ذیل آزادی تصمیم گیریهای شخصی در امور خانوادگی قرار میگیرد و به همین سبب مشمول اصالحیه چهاردهم قانون اساسی ایاالت متحده میشود.
ِ ٔ
این تصمیم منجر به آن شد که برخی ادعا کنند ممنوع کردن سقط جنین غیرِ اخالقی است زیرا نافی حق آزادی انتخاب است و زن را به مجبور به
بارداری ناخواسته میسازد.
مخالفان این برهان اغلب به این ایده که جنین "جزئی" از بدن زن است میتازند. آنان استدالل میکنند که جنین مانند دست و پا و کلیه نیست:
جنین جزئی از بدن زن نیست، بلکه ( تا حدی ) یک "شخص" جداگانه است که خود حق حیات دارد.
ایراد دیگر به این برهان آن است که مردم به طورِ کامل حق کنترل بدن خود را ندارند. همگان در موردِ اینکه با بدنِ شان چه کنند محدودیتهایی
دارند و برخی از این محدودیتها ( مانند قوانین ضدِ خودکشی و به مرگی ) نیز درست به میزان منع سقط جنین مداخله گرانه میباشند.
بچه داری، آزادی و برابری
جنبش آزادسازی زنان حق سقط جنین را برای برقراری برابری جنسیتی حیاتی میداند. میگویند اگر زن مجاز به سقط جنین نباشد، نه تنها وادار ِ
میشود که تا زمان زایمان به بارداریاش ادامه دهد بلکه همچنین جامعه از او انتظار دارد که تا سالها از آن بچه حمایت و مراقبت کند ( یا اینکه کسی
را به این کار بگمارد ).
این گروه استدالل میکنند که زنان تنها هنگامی دارای حق برابر با مردان خواهند بود که بتوانند دربارهٔ بچه داشتن یا نداشتن دست به انتخاب بزنند،
مردان باردار نمیشوند، و به همین خاطر درگیر چنین قیدی نیستند.
Print search Prev 04 Next Home Full Exit
41.
به عالوه، میگویند،آزادی زندگی و حق انتخاب زن با بچه دار شدن، و کلیشهها، رسوم اجتماعی، و وظایف سرکوبگرانه مالزم بچه داری، محدود
ٔ
میشود. همچنین آنان حق کنترل بر بدن خویش را یک حق اخالقی کلیدی میشمارند. حقی که زن تنها زمانی میتواند بدان دست یابد که مجاز به
سقط جنین ناخواسته باشد. هیچ زنی نمیتواند خود را آزاد بداند، مگر اینکه بتواند آگاهانه در موردِ مادر شدن یا نشدن خود تصمیم گیری کند. مارگارت
سانگر، بنیانگذار Planned Parenthood
به طور خالصه :
• زنان به منظور حصول برابری کامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مردان نیازمند حق سقط جنین هستند
• زنان به منظور داشتن آزادیهای برابر با مردان نیازمند حق سقط جنین هستند
• زنان به منظور داشتن حق کامل مالکیت بر بدن خود ( شامل حق تصمیم گیری در موردِ حمل نکردن جنین ) نیازمند حق سقط جنین هستند بدون
این حق، زن واجد همان جایگاه اخالقی مرد نیست
در نظر بسیاری تصمیم دادگاه عالی آمریکا معروف به Roev Wadeکه به زنان حق سقط جنین ( در شرایط معین ) اعطا کرد، جایگاه زنان را در آمریکا
دگرگون کرده است.
این تصمیم تاریخی... نه تنها ضامن حقوق زنان بر تمامیت و خودفرمانی بدن خود بود، بلکه به میلیونها زن امکان داد تا به طور کامل و برابر در امور
اجتماعی مشارکت داشته باشند. کاترین کولبرت ( 2991 )
استداللهای مخالفان سقط جنین بر پایه حقوق زن :
ٔ
همه مدافعان حقوق زنان موافق سقط جنین نیستند، و بسیاری از آنان در پی راهِ حلهایی عملی برای رفع علل سقط جنین توسط زن میباشند
ٔ
Print search Prev 14 Next Home Full Exit
42.
برخی از مدافعانحقوق زنان همصدا با مدافعان حق حیات جنین میگویند که حق حیات باید همواره مقدم بر حق زن بر کنترل بدن خود و یا برابری
ّ
زنان باشد.
اما برخی هم مستقیماً بر پایه حقوق زن استداللهایی در مخالفت با سقط جنین مطرح میکنند :
ٔ
سقط جنین موجب آزادی زن نمیشود، برخی استدالل میکنند که سقط جنین موجب آزادی زن نمیشود، بلکه سبب میشود که جامعه از برآوردن
نیازهای زن سرباز زند. اینان میگویند که برابری زنان، مستلزم امکان سقط جنین آزادانه برای آنان نیست، بلکه محتاج حمایت مالی و اجتماعی از مادران
است. حمایتهایی مانند :
• امکانات ارزان و سهل الوصول نگهداری از کودک
• تأمین نیازهای مادران در محل کار یا مدارس
• مثالً ارائه برنامه کاری انعطاف پذیر و مرخصیهای دورهٔ بارداری و بچه داری
ٔ ٔ
• حمایت دولت از زنان پس از پایان دورهٔ زایمان
اینان میگویند اگر مادر نتواند به سادگی سقط جنین کند، دولت موظف است که هزینه بیشتری برای حمایت از مادر تقبّل کند.
ٔ
• سقط جنین موضوعی انحرافی در مساله سرکوب زنان است
ٔ
برخی دیگر استدالل کردهاند که سقط جنین زنان را آزاد نمیسازد، بلکه توجه را از نیازهای واقعی زن منحرف میکند. نویسندهای این مساله را
چنین بیان میکند :
Print search Prev 24 Next Home Full Exit
43.
• زنانی هستند کهبر اثر تجاوز باردار شدهاند؛ مساله این است که به آنها تجاوز شده، نه اینکه باردار شدهاند.
• زنانی هستند که گرسنگی میکشند و باردار شدهاند؛ مساله آنان گرسنگی است، نه بارداری.
ٔ
• زنانی هستند که بر اثر سوء استفاده باردار شدهاند؛ مساله این است که از آنها سوءاستفاده شده، نه اینکه باردار شدهاند. مِگان کالنسی
سقط جنین به زن آسیب میرساند
برخی به این خاطر با سقط جنین مخالفاند که آن را دارای اثرات منفی درازمدت برای بهداشت روانی زن میدانند.
سقط جنین ناقض اصول فمینیستی است
برخی فمنیستها به این خاطر با سقط جنین مخالفاند که آن را نوعی اعمال خشونت علیه زن میدانند، و به همین دلیل ناقض اصول فمنیستی،
یعنی عدم خشونت و عدم تبعیض علیه زنان میشمارند.
ما معتقد به حق زنان بر کنترل بدن خود هستیم، و معتقدیم زن فارغ از اینکه کجا زندگی کند، دارای این حق است، حتی اگر زن هنوز درون رحم
مادرش زندگی کند. ( فمینیستهای مدافع حیات )
سقط جنین یک ترفند مردانه است
گروه دیگری هم هستند که با سقط جنین مخالفاند، چون آن را یک نقشه مردانه علیه زنان میدانند ( در واقع بسیاری از آنان مخالف سقط جنین
ٔ
نیستند، بلکه میخواهند این حساسیت را در مردم ایجاد کنند که مردان اغلب به دالیل نادرستی حامی سقط جنین هستند. ) این دسته استدالل میکنند
که مردان ریسک بارداری را مانعی بر سر راه کامجویی خود میدانند، زیرا بارداری زن آنان را از اینکه هر وقت خواستند با زن سکس داشته باشند منع
Print search Prev 34 Next Home Full Exit
44.
میکند. برای اینکهمردان آزادی کامل جنسی داشته باشند ( یعنی آزادی سکس بدون مسئولیت ) الزم است تا عالوه بر پیشگیری از بارداری، امکان سقط
ِ
جنین نیز به عنوان یک راهِ حل ثانوی فراهم باشد. پس اگر قرار باشد مردان هر وقت خواستند از زن کامجویی کنند، وجود حق سقط جنین ضروری است،
ِ
و به همین خاطر مردان مدافع سقط جنین هستند تا بتوانند به استثمار زنان ادامه دهند. این دالیل را فمینیستهای قرن نوزدهمی مخالف سقط جنین
مطرح میکردند : آنان سقط جنین را ترفندی از سوی مردان میدانستند تا برای سر باز زدن از قبول مسئولیت بچه داری ناشی از سکس با زنان، زنان را
به منظور سقط جنین در معرض جراحیهای خطرناک قرار دهند.
این نکته به نحوِ گیرایی در فصل سوم کتاب آندرا داورکین به نام "زنان دست راستی" ( ) Right Wing Womenمطرح شده است که در اینجا به طور
آن الین قابل دسترسی است.
حقوق بارداری و حق انتخاب سقط جنین
برخی فعاالن مدافع حق سقط جنین میگویند که سقط جنین باید تنها یکی از گزینههایی باشد که زن باردار میتواند انتخاب کند. به باور آنان، در
نهایت تصمیم گیری در موردِ ادامه دادن یا خاتمه بارداری باید بر عهدهٔ خود زن باشد. اما برای اینکه زن باردار حقیقتاً بتواند در موردِ آیندهٔ بارداریاش
ٔ
تصمیم بگیرد ( یعنی مجبور به خاطر فقر، فشار اجتماعی و غیره مجبور به سقط جنین نشود )، باید معیارهای قانونی، اقتصادی و اجتماعی مقتضی برای
حمایت از زن فراهم باشند، تا او بتواند در موردِ بارداریاش فارغ البال تصمیم گیری کند. اما اگر به سبب شرایط فرهنگی یا اقتصادی برای زن ناممکن باشد
که خود بتواند از پس مخارج پرورش کودک برآیند، چنان که در برخی کشورهای جهان سوم چنین است، یک زن تنهای باردار نمیتواند دربارهٔ سقط
جنین یا وضع حمل خود آزادانه تصمیم گیری کند.
Print search Prev 44 Next Home Full Exit
45.
موضع فمینیستهای اولیهدر موردِ سقط جنین
رهبران نخستین جنبش فمنیستی مخالف سقط جنین بودند. سوزان بی آنتونی که فمینیست رادیکالی بود سقط جنین را "کودک کشی" میخواند
ِ
و آن را ابزاری برای استثمار مادر و کودک میدانست. آلیس پاول، که نگارندهٔ نخستین روایت اصالحیه حقوق برابر بود، سقط جنین را "نهایت استثمارِ
ٔ
زن" میخواند.
حقوق جنین
چه موقع جنین حق حیات مییابد ؟
اغلب استداللهای سقط جنین به این بحث میرسند که کِی جنین به قدر کافی انسان میشود که بتوان آن را دارای حق حیات دانست. البته،
برای کسانی که جنین را از هنگام لقاح دارای حق حیات میدانند این بحث مطرح نیست. اما برای بقیه ـ و به ویژه برای تنظیم کنندگان مقررات سقط
جنین ـ این مساله یکی از نکات کلیدی است.
تشریح مساله
همگان میپذیرند که انسان بزرگسال حق حیات دارد. بسیاری میگویند که سلول بارور شدهٔ حاصل لقاح حق حیات ندارد. پس حق حق حیات زمانی
ِ ِ
بین این دو نقطه پدید میآید، و پرسش بزرگ این است که "کِی" ؟
گاهی این مساله را با این پرسش مطرح میکنند که "حیات کی آغاز میشود ؟" و مقصود این است که حیاتی که بتوان ارزشمند دانست کی شروع
میشود.
Print search Prev 54 Next Home Full Exit
46.
یک ایدهٔ غریب
متأسفانهنه در پزشکی، نه فلسفه و نه االهیات اتفاق نظری در موردِ اینکه حیات حقیقتاً کی آغاز میشود وجود ندارد، تا چه رسد به اینکه بتوان
ِ
تعیین کرد در چه مرحلهای از رشد جنین میتوان آن را دارای حق حیات شمرد. این اختالف نظرها عجیب نیست زیرا بسیار غریب مینماید که زمان
مشخصی وجود داشته باشد که در آن جنین دارای حق حیات شود، حقی که تا چند لحظه پیش از آن نداشته است و هنگامی که به دقت هر یک از
ٔ
زمانهای پیشنهادی را مالحظه کنید، میببینید که یا دلبخواهی هستند و یا اینکه به قدر کافی دقیق نیستند که بتوان گفت طفل نازاده کِی واجد حق
حیات میشود. با این حال، بسیاری از قوانین سقط جنین، برای مقاصد عملی مواقع معینی در طی بارداری را مشخص میکنند که پس از آن سقط جنین
ِ
غیرِ قانونی است ( زیرا جنین پس از آن موقع دارای حق حیات محسوب میشود )، و این مراحل اختیاری بر پایه زنده بودن تعریف میشوند.
ٔ
مسائل اخالقی
به خاطر دشواری تصمیم گیری در موردِ اینکه جنین در چه مرحلهای دارای حق حیات میشود، برخی استدالل کردهاند که باید همواره متمایل به
مراحل پیشتر باشیم. اینان میگویند که اگر نمیدانیم که آیا جنین به مرحلهای رسیده که دارای حق حیات باشد یا خیر، باید فرض کنیم که دارای حق
حیات است، چرا که به این ترتیب کمترین آسیب متوجه جنین میشود.
جنبه اخالقی
ٔ
برخی میگویند اگر جنین یک شخص محسوب نشود، آنگاه سقط جنین سزاوار سرزنش نیست. این دیدگاه ساده سازی زیاد از حد مساله است. حتی
اگر جنین یک شخص محسوب نشود، اغلب مردم و اغلب جوامع آن را موجود محترمی میدانند که نباید سرسری بدان پرداخت.
Print search Prev 64 Next Home Full Exit
47.
کِی جنین رامیتوان شخص محسوب کرد ؟
در مورد اینکه در چه مرحلهای میتوان جنین را دارای شخصیت انگاشت اقوال مختلف است :
لقاح
مطابق "توضیح المسائل کلیسای کاتولیک" و بسیاری مخالفان دیگر سقط جنین، باید جنین را از هنگام لقاح یک شخص انسانی انگاشت...
ِ
• برای تشخیص نقطه شروع زندگی، انتخاب لحظه لقاح نقطه شروعی کامالً منطقی است
ٔ ٔ ٔ
• این یکی از معدود مواقعی در زندگی است که انتخاب آن دلبخواهی یا مبهم نیست، زیرا تخمک یا بارور میشود یا نمیشود
• تخمک بارور شده در هنگام لقاح دارای تمام کد ژنتیک انسان است
• البته این استداللی قوی نیست، زیرا همه سلولهای بدن چنیناند
ٔ
• اما لقاح تنها نشانگر آغاز زیست شناختی حیات است
• به باور بسیاری از مردم آغاز زیست شناختی زندگی برای اعطای حق حیات به جنین کافی نیست
کاشت
کاشت هنگامی است تخمک بارور شده در رحم جای گیرد. این مرحله حدود یک هفته پس از لقاح رخ میدهد.
• تشخیص این موقع آسان است
• اما تعیین موقع هم به قدر تعیین هر موعد دیگری دلبخواهی است
Print search Prev 74 Next Home Full Exit
48.
"جان یافتگی"
هنگامی است که جنین در رحم شروع به حرکت کند. این مرحله در هفتههای شانزدهم تا هفدهم پس از لقاح رخ میدهد.
• ایدهٔ تعیین این مرحله به عنوان حد سقط جنین بر پایه یک نظریه متروک مسیحی است که مطابق آن جنین در این هنگام واجد روح میشود
ٔ ٔ ِ ّ
• برای مثال سنت آگوستین میان embry• inanimatusکه فاقد روح محسوب میشد و embry• animatusکه واجد روح محسوب میکرد تمایز
مینهاد
• بدون ایدهٔ "روح یافتگی"، تعیین زمان حرکت جنین به عنوان موقع واجد حق حیات شدن جنین هیچ مزیتی بر تاریخهای دیگر ندارد
ِ
• از لحاظ پزشکی، زمان جان یافتگی بستگی به عوامل نامربوط دیگری مانند تعداد بارداریهای پیشین مادر دارد.
نظریه ارسطو
ٔ
ارسطو زمان 04 روز ( برای جنین مذکر ) و 09 روز ( برای جنین مؤنث ) را پیشنهاد کرد.
• این تاریخها کامالً دلبخواهی وضع شدهاند ـ و مسلماً هیچ دلیلی بر این مطلب نیست که جنینهای ذکور و اناث در زمانهای مختلفی از رشد خود
دارای حق حیات شوند.
• این ایدهٔ ارسطو بر گرفته از نظریهاش دربارهٔ سه مرحله حیات بود. ارسطو حیات انسان را به سه مرحله نباتی، حیوانی، و عقالنی تقسیم بندی میکرد.
ٔ ٔ
در نظریه ارسطو موقع لقاح آغاز دورهٔ نباتی، هنگام "حرکت" آغاز دورهٔ حیوانی و کمی پس از تولد آغاز دورهٔ عقالنی محسوب میشوند.
ٔ
Print search Prev 84 Next Home Full Exit
49.
جدایش بافتی
این زمانی است که بافتهای جنین به شکلهای مختلف در میآیند.
• این مرحله در طی یک دورهٔ زمانی انجام میگیرد
ِ
• به نظر نمیرسد که جدایش بافتها حائز هیچ گونه ویژگی آشکارا اخالقی باشد ـ لذا شاید انتخاب این مرحله به عنوان یک مرحله کلیدی به این
ٔ ِ
سبب باشد که در طی آن جنین هر چه بیشتر شکل انسانی پیدا میکند.
ِ
فعالیت مغزی
به نظر برخی نخستین نشانههای فعالیت مغزی نشانگر آغاز حیات است.
• این انتخابی منطقی به نظرِ میرسد، چرا که نشانگر آغاز حاالت و ویژگیهای بسیاری است که به نظرِ بسیاری شاخصه "شخص اخالقی" هستند
ٔ
• اما فعالیت مغزی در این مرحله تنها یک پیش شرط است و جنین در این مرحله حقیقتاً " آگاه" نیست
جانمندی جنین
به نظر برخی دیگر حیات هنگامی آغاز میشود که جنین میتواند خارج از رحم به زندگی خود ادامه دهد
• این رایجترین معیاری است که در تدوین مقررات سقط جنین مورد استناد قرار میگیرد
• اینکه آیا جنین میتواند خارج از رحم زندگی کند یا خیر بستگی دارد به :
• وضعیت دانش پزشکی
Print search Prev 94 Next Home Full Exit
50.
ِ
• تسهیالت پزشکی فراهم در موقعیت خاص
• صالحیت و رغبت مادر ( یا دیگر مراقبان کودک )
• جنسیت جنین
• نژاد جنین
• اینکه حق حیات به اموری مانند جنسیت یا نژاد، وضعیت دانش پزشکی، تسهیالت درمانی موجود در یک محل، یا صالحیت مادر تعیین شود،
مقبول نمیافتد.
تولد
• تعیین این تاریخ صریح و غیرِ مبهم مینماید، اما در موردِ اینکه کودک حقیقتاً کِی متولد میشود اختالف نظر وجود دارد :
• هنگامی که بخشی از نوزاد از بدن مادر خارج شود ؟
• هنگامی که کل نوزاد از بدن مادر خارج شود ؟
• یا هنگامی که بند ناف بریده شود و جنین برای بقای خود متکی به خودش شود ؟
• برخی میگویند عجیب است حق حیات را وابسته به این بدانیم که آیا جنین درون بدن مادر است یا بیرون آن
• اما اینان از این نکته اساسی غفلت میکنند که هنگام تولد است که نوزاد زندگی خود را مستقل از مادر آغاز میکند
ٔ
Print search Prev 05 Next Home Full Exit
51.
سقط جنین وجایگاه تاریخی جنین
در طی بیشتر تاریخ مکتوب، مردم بر سر جایگاه جنین اختالف نظرهای بنیادی داشتهاند.
در زمانهای باستان این اختالف نظرها به این خاطر بود که مردم در موردِ آنچه در رحم میگذرد بسیار کم میدانستند و به همین خاطر اطالعات
درستی در موردِ جنین نداشتند. بعدها، مساله این بود که تا پیش از مراحلی که جنین کامالً شکل گیرد و نشانههای حضور آن برای مادر آشکار شود یا
در رحم شروع به حرکت کند، تشخیص آبستنی ممکن نبود.
چون وجود جنین تنها در این مرحله از بارداری معلوم میشد، طبیعی بود که فکر کنند جنین موجودی است که میتواند کارهایی کند و فرض کنند
که همین مطلب در موردِ مراحل پیشتر بارداری نیز صادق است.
انسان بالقوه، حقوق بالقوه
برخی میگویند که جنین دارای حق حیات است، زیرا یک " انسان بالقوه" میباشد.
مطابق استدالل بر پایه " انسان باقوه بودن"، جنین را از مراحل بسیار ابتدایی شکل گیری، یعنی لحظهای که تخمک بارور میشود، دارای حق حیات
ٔ
می دانند. این استدالل نزد مدافعان حیات جنین بسیار رایج است، زیرا ربطی به این مساله پیدا نمیکند که جنین را در هر مرحله خاص از رشد خود
ٔ
باید چه جور موجودی انگاشت.
جنین یک انسان بالقوه است، اما...
شکی نیست که تخمک بارور شده، یک انسان بالقوه است، زیرا اگر بارداری به خوبی به سرانجام برسد، آن تخمک بسان یک بچه انسان متولد میشود،
ٔ
اما مساله این است که آیا انسان بالقوه بودن به جنین، او را واجد همه حقوق یک انسان میسازد یا خیر.
ٔ
Print search Prev 15 Next Home Full Exit
52.
بالقوه در مقابلبالفعل
ما معموالً میان موجودات بالقوه و بالفعل، و نیز میان حقوقِ شان، تفاوت قائل میشویم. بسیاری از حقوق نوزاد بالقوه فقط حقوق بالقوه هستند یعنی
هنگامی بالفعل میشوند که آن شخص به یک شخص بالفعل بدل شود. به این ترتیب، برای مثال، یک کودک 01 ساله یک رأی دهندهٔ بالقوه است، و
بالقوه حق رأی دادن دارد، اما این حق او تا زمانی که به سن قانونی نرسد بالفعل نمیشود. و به عنوان یک مثال دیگر : یک ولیعهد بالقوه حق دارد پادشاه
ِ
شود، اما تا زمانی که شاه فعلی نمرده باشد، این حق او بالفعل نمیشود.
برهان نوزاد
یکی از قویترین استداللهایی که برای اثبات برخورداری جنین از حقوق کامل یک شخص بالفعل مطرح میشود، از جایگاه کودک تازه زاده شده
آغاز میکند. ویژگیهای نوزاد به عنوان یک "شخص اخالقی" چنان اندکاند که نمیتوان حق او برای زندگی را ناشی از "شخصیت اخالقی" او دانست. با
ِ
این حال، همگان میپذیرند که نوزاد حق حیات دارد حتی کسانی که معتقد به انگارهٔ "شخصیت اخالقی" هستند. در واقع همگان قبول ندارند که نوزاد
دارای حق حیات است : برخی اخالقیون استدالل میکنند که هم سقط جنین و هم کودک کشی در مواردی مجاز هستند زیرا "شخصیت اخالقی" و حق
حیات تنها زمانی پس از تولد به شخص تعلق میگیرند، اما این دیدگاه طرفداران چندانی ندارد. مطابق استدالل بر پایه حق نوزاد، چون میتوان نوزاد را
ٔ
یک "شخص اخالقی" بالقوه محسوب کرد، پس میتوان جنین را نیز یک "شخص اخالقی" بالقوه دانست، و به همین خاطر برای جنین نیز حق حیات
قائل شد.
Print search Prev 25 Next Home Full Exit