More Related Content
PDF
PDF
PDF
تمدن اسلامی.pdfتمدن اسلامی.pdfتمدن اسلامی.pdf PDF
مراد و مرید از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی PDF
PDF
فلسفه انقلاب از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی PDF
پدیده شناسی ایمان از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی DOCX
آینده نگاری رفتار گروه های تکفیری،آسیب شناسی رشد جریان های تکفیری Similar to آوینی و مدرنیته نهایی
DOCX
PPTX
PDF
PDF
زمینه مردم شناسی عرفانی از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی PDF
PDF
حضور و فنا ناپذیری از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی PDF
حکمت حکومت از آثار منتشر نشده استاد علی اکبر خانجانی PDF
PDF
PPT
PDF
چشماندازهای جنبش دانشجویی PPT
DOCX
چیستی و چرایی شکلگیری جریانهای تکفیری و دلایل قدرتیابی آنها در دهه اخیر PPTX
فصل اول کتاب نظریه های کلان گیبسون بوریل PDF
Tarikh tamadon will_durant_v_01 DOCX
تأثیر تفکر جهادی «عبدالله عزّام» در گسترش خشونتهای «القاعده» PDF
جهاني شدن و بحران هويت.بخش اول PDF
جهاني شدن و بحران هويت.بخش اول PDF
مجموعه مقالات جادوی شیاطین - آخر الزمان قسمت 3 PDF
از انديشه شريعتي استبداد در نميآيد آوینی و مدرنیته نهایی
- 1.
- 2.
از را سنتباید چیز هر از پیش«عادات و عرف»تمییزنمود مشخص را تفاوتها داده.
•دهد می دست از خود حقیقت با را خویش نسبت دهد می عرف و عادت بوی هرچه.
(است آداب و عادات همه اولیه هسته سنت).
•اندیشه اساس بر دعوایی ایستا و پویا دینُسنگِرب(روانی دین و اجتماعی دین)کهج علمی منابع ترجمه و صدور از پساسالم هان
آمد پدید کلیسا و زمان آن علمی جامعه بین اختمفات این غرب به).
oپویا دین:دینداینامیکمتعالی و باز و.
oایستا دین:و بسته دینمتحجرخرافی و.
ننننننسن
؟ چیس
- 3.
و ازلی ایهدیهذوبطوناست تاریخ از فراتر که.بطن در،سنتاسیت ازلیی عطیه یک و سرمدی و ثابت حقیقت یک(اسی سینتکیه ت
آورد می فراهم را دین پذیرش قابلیت).
دارند مختلفی مواقیت ،عتیق ی خانه سوی به هجرت در مختلف امم.
یعنی کرد؛ قیاس توان می میقات این با را سنتمیقات و یکی مقصد(اهلل الی سیر آغازین نقطه)است متفاوت ها.
بسازد را خود آینده تواند می بداند را خود سابقه هرکه.
سنننننننن
؟ چیس
- 4.
دکارت:هستم پس میکنمفکر من.
دکارت عبارت این:
1-است اندیشیدن بحث به نفسانی نگاه یک.
2-است آدمی حضور نحوه همان واقع در تفکر.
(تفکر=حضور=تذکر)
میکنم فکر پس هستم من=>است من کردن فکر بر مقد من وجود و هست.
و تفکرنسب
آنسنن بننس
؟ چیس
- 5.
•گرایی فایده:
oغرب در:کلیساانتقاد ورد
oاسالم در:اللهمالرزقناعلمانافعا/خدا برای شما ترین مقرب ونافعاست مردم برای شما ترین.
•گرایی تجربه:غرب گرایی تجربه معنای به نه است علم تولید اصول از
•گرایی عمل:است زدگی عمل و پراگماتیسم برخالف اما است اسالم تاکید مورد.
نننننینتبی
معسنی...
- 6.
•شدن جهانی:ناپذیر اجتناب، طوالنی ، طبیعی ، پروسه
•سازی جهانی:هرکه ، شده ریزی برنامه ، سیاسی تاریخی اهداف ، فکر اتاقزروشبیشترسودشبیشتر..
اقتصادی:هدف بازارهای بر تسلط و کشورها نفت و خام منابع بر تسلط
سیاسی:هدف دولتهای بر تحکم قدرت افزایش
فرهنگی:مدرنیته فرهنگ گسترش
سسزی جهسنی
ننننسنیجهن و
شدن:
- 7.
•سازی جهانی:مدرنیته قهریو طبیعی بسط و گسترش و رشد!!!
•جهانیشدن:است اسالم با منطبق همگی تکنولوژی و ارتباطات و ابزاری عقالنیت گسترش و بسط.
بی از گرایی مصرف البتهعرضگیماست.
نگاه این صدمات:
بالذات:صدمه بدون و اسالم مطابق.
بالعرض:ما چونضعیفیمو گیرنده تصمیم و است تولیدگر است تر قوی آنکه و کننده مصرف ایم شده ،سیاستگذار.
غرب اهداف و ها بنیانماترالیستین بیر چیون دارد تفیاوت میا با آنها عقالنیت و آزادی و علم و سازی جهانی از آنها تعاریف و استییت
و کار است سلطهفکرشان.باشد یکسان ابزارها شاید هرچند البته.
هسی واژه کلید
مدرنیسم:
- 8.
مدرنیستی نگاه:برایتوج وناپذیر اجتناب داریم را قصدش که تغییری که کنیم تفسیر را آن طوری باید جهان تغییربنماید شده یه.
•غرب منظر از:دوران اکنونگذاراست.از گذاربه سنتمدرنیته.یعنیخودتان فرهنگ اثبات برای نکن تالش!
•:خو صیورت غفلیت بیه نسبت بشر خودآگاهی و حصول و حضور تحقق ایجاد شرط به مدرنیسم؛ از بشر گذاراهید
پذیرفت.
آوینی منظر از واقعی مدرنیته:
خمینی امام برخورد شیوه(ره)غربی مدرنیته با:
بنویسید را اش تئوری بروید شما میکنیم عمل ما پس این از ،کردند عمل جهان مردم نوشتید تئوری شما تابحال.. .
و ننس نسنتقسب
ر ننننمدرنیتن
چیس؟
- 9.
مدرن بخش دوبه باید را غرب تاریخوتقسیم مدرن ماقبلنمود
البتهتاریخبه توان می نیز را بشر«مدرن دوره»و«مدرن ماقبل»بخشکرد.
آغاز اروپا و عالم غرب از رنسانس با که مدرنیته نهضت،شدیعنی خیویش خاسیتگاه بیر ابتیدا شگرفی تاثیرات چنانو غیرب ی
هی و رنسیانس از بعید و قبیل مقطیع دو بیین را عمیقیی دره یا مرز توان می درستی به که گذاشت آدم و برعالم سپسو ور
استقرار،مدرنیتهنمود تعبیر مدرن ماقبل و مدرن عنوان دو به را عالم و غرب تاریخ اساس این بر و نمود مشاهده.
و ننس نسنتقسب
ر ننننمدرنیتن
چیس؟
- 10.
نامش از کهگونه همان مدرنیتهپیداست؛
امریاست خود از پیش با متعارض بلکه و متفاوت و نو؛
ومواجه سابقه بی و جدید هایی پدیده با ها عرصه همه در ماهستیم.
نو واژه،بیشتریناست داشته مدرن روزگار در را طنین.
البتهآن های ریشه و نداشته گذشته با پیوندی هیچ مدرنیته که نیست این از سخنًالکاماست مدرن از پیش دوران از منفک.
بدوناما دارد نیز پیشین های اندیشه و ها فلسفه در خاستگاههایی مدرنیته نظری مبانی شک؛
شکلتمدنی و یافت عالمگیر بسطی قرن چند از پس که جامع ای فلسفه عنوان به آن گیریًمکاممتفاوت و ویژهتمالدنهای با
کرد خلق پیشین،امریًمکاماست نظیر بی و بدیع.
و ننس نسنتقسب
ر ننننمدرنیتن
چیس؟
- 11.
است رسیده رشدبه تاریخ طول در بشر:
•انسان به میمون از جسمی رشد:حوا و آدم ادیان همه نظر ازاجدابشرندبهشت از بشری هیبت همین با کههبوتنمودند.
•انسان فکری رشد:ماندگی عقب و غارنشینی و بدویت و توحش دوران از(سنتی انسان)ی رشید و میدرن و بیالو و دانیا انسان بهو افتیه
جدید شهرنشین(مدرن انسان.)
«تاریخ خطی سیر»است تعالی و سعادت سوی به رشد حال در سال هر و لحظه هر بشر است معتقد
هستند انبیا به نسیت تر قوی بسیار و حق بر جانشینان امروز دانشمندان و.
دارای تاریخ بلکه ،نیست خطی تاریخ سیر«ادواری سیر»ک تا بوده ازل از تاریخ در هایی نشیب و فراز یعنی ،باشد میدر و نالون
یک و برده پیش را بشر انحطاط مرز تا که ،بود خواهد نیز آینده«دینی نهضت»ان دوباره و میگذارد پا دیگر دورانی بهباله را سان
گردانده باز صحیحش مسیر و اصلی خط.
نننیری و نین آوی
نننین نننیرسن
پیشرف:
- 12.
•باورو سنتی بشرماندگی عقب و جدید دوران و جدید بشر بودن متکاملپیذیرش بالطبع و قدیمیو غیرب پیشیرفتگیعقیبمانیدگی
ماست.
خطر:
کنونی منحط زمانه مقتضیات با دین انطباق وسوسه.
الهی و آسمانی شریعت بر مدرن تکنولوژی و علم شریعت احکام ترجیح.
باید پس ،است قبلی بشر از تر پیشرفته امروز بشر اگرکاملترینبی می ولی ،باشند شده تربیت عصر این در ها انسانسیر تا امروز بشر که نیم
کرده هبوط حیوانیت حد.
نننیری و نین آوی
نننین نننیرسن
پیشرف:
- 13.
بنابراینًالاصودید باید«پیش»و«پس»را میکندیاد آن از غرب کهبرچهاست کرده تعریف اساس.
کتاب در«ترقی اندیشه»ی نوشته«سیدنیپوالرد»ازکتاب«رنسانس انقالب»ی نوشته«آنتونی ژوزفمازئو»ک نقلکه رده:
ترقی فکریعنیمداوم ترقی،تر عالی وضعیت سوی به تر پست وضعیت یک از مستقیم صعود در حصر و حد بی و
وقرن تا17بود ناشناخته بشر برای مفهو این!»
نننیری و نین آوی
نننین نننیرسن
پیشرف:
- 14.
اساس بی اینظريه
بنابرا و است گرفته سرچشمه جديد علوم از که داند مي مدرن پردازان نظريه پرداخته و ساخته و ريشه بي اي نظريه را مزبور نظريه آويني،ينن هرگزکهه داشت انتظار بايد
بازگردد رنسانس ماقبل به فکر اين هايريشه.کتاب در«ترقي انديشه»کتاب از پوالرد سيدني نوشته«رنسانس انقالب»ماز آنتوني ژوزف نوشتهکهه اسهت شهد نقل ئو:
نا انسان براي هفد قرن تا ،عاليتر وضعيتي سوي به ترپست وضعيت يک از مستقيم صعود در حصر و حد بي و ،مداوم ترقي يعني ،ترقي فکرشناخبود ته.
آوينيت و تکامل با پيشرفت و ترقي ناخودآگا يا خودآگا دانستن مترادف و آن قبول با ما که دانست مي اين را تاريخ ترقي نظريه نتيجه ديگرعاليتهر متکامهل بهه حکم ،
دارد سنگين بسيار تبعاتي خود اين که ايم داد جديد دوران و جديد بشر دانستن.تبعات اين جمله ازمشتهيات و مقتضيات با دين انطباق وسوسهو کنهوني ک مهن زمانهه
مدرن تکنولوژي و علم شريعت احکام ترجيحالهي شريعت براست:
«بيندمي ترکامل گذشته اعصار همه از را عصر اين انسان ،اساس اين بر و کندمي معنا خطي ارتقايي سير يک در را تاريخ ،ترقي نظريه.گويمي آنهاديگهر امروز که ند
سيري تاريخ ًالاص آنکه حال پيامبران؛ جانشين دانشمندان و است شد شريعت جانشين علم«خطي»آن صيرورت و ندارد«ادواري»است...وپايا در همواريهک ههر ن
است روحاني و معنوي شکوفايي عصر که گذاردمي پا ديگر دوراني به ديني نهضت يک طريق از انسان ،جاهلي هايدوران از.»
آوينياست کرد اکتفا اشاراتي به تنها چيست او نظر مورد تاريخي نظريه که بار اين در.ايهن او نظهر از تهاريخ خطهي ترقهي نظريه معضل مهمترينچهرا اوال کهه اسهت
انکار ، اند بود واقعي سازان تاريخ که الهي انبياي و معنوي سوائق نقش و است شد بندي دور و ليل ت ، توليد ابزار اساس بر تاريخي وگ ناديد ااانيها و اسهت شد رفته
است شد انگاشته جوامع و انسان حقيقي و معنوي کمال با مترادف توليد ابزار تکامل چرا.اودارا را اي دور ههر و دانهد مي ادواري که خطي نه را تاريخ سيرقهوس ي
داند مي نزول و صعوديابد مي معنا انييا اهداف و دعوت با آن ربک و نسبت در هم تاريخي عهد و مقطع هر حضيض و اوج و.پيشرفت خطي سير نظريه اويهک را تهاريخ
تمدن بويژ ديگر تمدنهاي همه برابر در جديد تمدن براي عيني و ذهني هژموني ايجاد پي در که داند مي مدرن عقل و علم مجعول و بازي حقههاياست ديني.
آوينيساز ابزار اساسا که ديدگا اين از حتما او قلم اين باور به اما بگويد سخن اسالم تاريخي نظريه بار در تفصيل به که نيافت فرصت شايدينانبيها کاري حيطه در يز
کرد مي استقبال ، است نبود خطي پيشرفت سير با همرا نيز امر اين و اند بود نيز معيشتي ساختارهاي معماران انبيا و است بود.
- 15.
- 16.
خداست و معنويتاز دور به جديد بشر آرمان توسعه.
خلود در جديد بشر سعي(،بودن همیشهجاویدبودن)آسمانی بهشت به زمین تبدیل و
مانند غربی منتقدان برخی نظر«ایوانایلیچ»آوینی تایید مورد نظر و:است جدید بشر مذهب توسعه.
و اجتماعی و فردی کمال و رشد و فقر با مبارزه و آبادانی همچون دینی مفاهیم با است متضاد و متفاوت ًالکام غرب منظر از توسعه...
مبنای بر بلکه دینی و عقلی مبنای بر نه غرب توسعهگرایی مادهاست.
تمتع ،حق نسیان(برخوردارمند بهره ، شدنشدن)شدت به مدرنیته سیطره تحت جدید زندگی در ارض در خلود به میل و دنیا از شیطاناست حاکم.
عبارت به شده تبدیل غرب آرمانی شعار که جایی تا«ساز ثروتمند را خود»است نظر مد آن اقتصادی و مادی بعد فقط و فقط که.
نران
ننننمنمه
توسننع
مدرن
توسع آرمسنیسفتگی
(لو ب میس: )
- 17.
«گارودی روژه»است دادهقرار توجه مورد دیگر بیانی با را مسئله همین نیز:تجاری تبلیغات(غربی شیوه به)آنکیه از بییشتبیاهی ماییه
موجب باشد طبیعتهمکتانساناست.بیشکارمند نفر هزار یکصد ازآژانسهیایایجیاد پیی در روز و شیب ،تبلیغیاتی«واکنهیایش
شرطی»برابر در را آنان تا اندمردم در«آفیش»تيثیرپیذیر ،تلویزییونی تبلیغیاتی فیلمهای و ی هاسرلوحه ی ها(بهتیر شیاید وبگیویم باشید
پذیرآسیب)سازند.
شیوهکه معروفی فرمول بر تجاری تبلیغات غربی مؤسسات این کار بنیادین«هیتلر»خیود کتیاب در«مین نبیرد»میورد در«پروپاگانید»
است استوار ،است کرده مطرح:«و آمیا را او غرائز ترینپست و ترینحیوانی ،بکشید چیزی سوی به را ایجامعه خواهیدمی وقتینشیانه'
دهید قرار خود تبلیغات یا پروپاگاند.یک آگهی برای را او دهان آب غده'یی ییا جیوراب ییک آگهیی بیرای را او جنسی غریزه و کنسروک
تحریک ،سیستم آخرین اتومبیلکنید.
قناعت و واقعی نیاز حد به اکتفا=مدرن اقتصاد مرگ
-->
پس:ابزار کمک با مدرن تبلیغاتاغواگریآید می مدرن اقتصاد کمک به.
اتیایای زدگیی مصرف
جدي بشر ناپذير سیرید
محصوالت انواع مصرف در
مدرن کاالهای جديد:
نران
ننننمنمه
توسننع
مدرن
- 18.
ها این کارآییدرباره پرسش با است متفاوت تلویزیون و سینما ذات از پرسش.
هی کیه نیسیتند روفیی غربیی هیای رسیانه و تلویزیون و سینما اینکه به توجه با انقالبی و اسالمی رسانه به رسیدن برایرا مظروفیی ر
از خرو راههای به ابتدا باید پس ،اند شده ساخته تغفل و تفریح و تفنن برای اصوال و ،بپذیرند«تکنیک موجبیت»اندیشید.
(است عملی جبر اما نیست منطقی جبر.)
اسممی تربیت و تعلیم مفهو با است متفاوت بسیار مدرن غرب در آموزش لفظ.
آورد می بار گریز غیب و گرا ماده ،حسی تفکر دارای ،تنبل ،مایه بی ،پسند آسان را خویش مخاطبان مدرن رسانه.
اقناعی تا است تسخیری رابطه ،خود مخاطب با مدرن رسانه رابطه و.
کردیم نامگذاری موجبیت را آن که است فلسفی غیر جبری رسانه مقاومت قابل غیر و آمیز سحر کشش.
موجبی
توسع:
نران
ننننمنمه
توسننع
مدرن
- 19.
توسعه آميزي فاجعهاتوبوود آويني توجه مورد مدرنيته منتقدان از ديگر بسياري همچون نيز آن مدرن نوع از آباداني و.مدرن واقو دريتوه
ات بود نيز الهي مادي مواهب و طبيع تخريب کار در شدت به ،ديني و معنوي مواريث و مأثر هدم و تخريب بر عالو:
"امروزات محال ًاغالب و مشکل بسيار فاجعه عمق درياف ، ات تکنولوژي مدرن هاي فرآورد به وابسته ،اعماق تا ما زندگي که.موا همهتوعي
وضعي دادن تغيير به نيازي که کنيم توجيه ايگونه به را چيز همه و بيندازيم تأخير به را فاجعه و بزنيم گول را خود که کنيمميموجود،نباشد
شد خواهيم واقعي پذيرفتن از ناچار ما که رتدمي روزي ناخوا خوا آنکه حال....ب توححي در و زياد بسيار شتاب با بشر ،مدرن صناي درسويار
صو به هموار و دهندمي دت از کامل طور به را طبيع به بازگش امکان که آورددرمي صورتي به را مناب و مواد آور وحش و گستردورت
«فضوالت»د مثل که فضوالتي ،مانندمي باقي.د.بعض و ندارد وجود طبيعي حيات هايچرخه در آنها جذب و پااليش امکان هرگز نايلون و تحتوي ًا
مو حتمي خحراتي با را بشر نوع بقاي و تازندمي آلود زمين کر در را حيات اوليه هايکانون ،جبران قابل غير و آورمرگ ايگونهبهاجهمکنند؛ي
کندمي تهديد را بشر ،معادن و مناب محدودي جانب از که ات خحري از انگيزتر وحش بسيار اين و...هايچرخوه ،شود عرض که طور همان
يو جوذب امکوان ،کنوني صنعتي نظام در آنکه حال ،کندمي جذب ديگربار را خود فضوالت و ات پسخوراند داراي بکر طبيع حياتيپوااليش ا
نيس موجود وجه هيچ به فضوالت....مناب و مواد ، ات ديد خود به زمين کر تاکنون که تحولي ترينعظيم تحح در جديد تکنولوژيرا طبيعي
کندمي تبديل حيات کنند نابود هاي ماندپس و فضوالت به.ب را زمين کر زيستي فضاي بودن محدود و معادن و مناب محدودي اگرمشوکل اين ه
ماندنمي باقي موجود وضعي ادامه و حفظ براي حلي را هيچ ،کنيد اضافه...الز کوه باشود داشته وجود ترديد کسي براي کنمنمي تصوررشود موه
ف عظويم وم ح پسوخوراند عهود از بتوانود کوه اتو محوال نيوز تکنولوژي و ، ات تکنولوژي بيشتر توتعه شک بدون بيشتر اقتصاديو ضووالت
بازگرداند زمين کر محدود طبيع به ديگربار را شد مصرف مواد و برآيد خود هاي ماندپس."
وکه آن ه نتي:"بهفرتوو پير اين از بايد زودتر چه هر اندبسته اميد جهان موجود وضعيت استمرار و حفظ به که آنان ،حقير اعتقادکوه تي
کنند نظر تجديد توسعه معناي در و بکنند دل ندارد فاصله گور با بيشتر قدمي چند."
آمیزی فاجعه
توسعه:
نران
ننننمنمه
توسننع
مدرن
- 20.
- 21.
ییییدنیتم
سای فا
داند میفاوستی را جدید تمدن.نا به فردی یونانی ای افسانه اساس برفاوستوسنماید می تحلیل:
•خواهانشود می انگیز شگفت و جادویی قدرتی.
•اودرممقاتی، گذارد می میان در وی با را خود خواسته شیطان با
•شیطانفاوستوس که این ازای درروحبخشد می او به را جادویی و شگفت قدرت این ، بفروشد وی به را خود.
قصهاست مدرن تکنولوژیک تمدن از تمثیلی فاوستوس.قالدرت باله شالیطان باله خود روح فروختن و ،معنا و غیب عالم و خدا انکار با جدید بشرعظالیم
است پرداخته عالم در تصرف به آن اتکای به و یافته دست کنونی تکنولوژیک.
مشه دیدگاه با آوینی دیدگاه فاصله و تفاوت به بردن پی برایبیاره در ور
بسی مدرن تکنولوژی باره در وی دیدگاه مالحظه ، مدرنیته و غربگویا ار
است.میی میدرن تکنولوژی تحسین به عوام و خواص از اعم افراد عموم
چی و پندارنید میی جدیید بشر برای الهی موهبتی را آن بعضا و پردازنده
بوده تکنولوژی این فاقد که پیشین های نسل برای که بسیارتاسیف انید
بلیی و بزرگ متهمی ،مدرن تکنولوژی آوینی نگاه در اما ، خورند میای ه
جدید بشر برای عظیم–نداند یا بداند خود چه-رود می شمار به.
- 22.
ییییدنیتم
سای فا
بهتصریحتکنولوژیاست عالمدر شیطانی تصرف مولود مدرن:
«،است فاوستی اروپا تمدن و تاریخ....امیا ،کیرد پییدا را عیالم میاده در تصیرف قدرت و رسید جادوگری به تا فروخت شیطان به را خود روح فاوست«قیدرت
جادویی»است پذیر زوال نیست؛ حقیقی اقتدار.گشته واصل اقتدار به که روحی ،است روح در حقیقی اقتدار سرچشمه...کیه اسیت سرچشیمه این واز ،الییزال
دارد فیضان وجود روشنایی به عدم تاریکی.است تکنولوژی ،جدید فاوست این جادوی.اسی وجیود عالم در شیطانی تصرف این مولود خود تکنولوژیتصیرفی ،ت
دارد نهفته خود در را خویش انکار و نفی که عاقبت بی و محدود.»
درتکنولوژی که معنا بدین ، است بشرط ال و خنثی ثانیا و است مدرن ماقبل ابزار طبیعی امتداد اوال مدرن تکنولوژی ،غالب و رایج دیدگاهفیحامل ذاته حد
گیرند می کار به را آن که دارد افرادی به بستگی این و نیست منفی یا مثبت فرهنگی بار و ویژگی.ب تکنولوژی نسبت ،دیدگاه این دریکسیان فسیاد و صیالح ا
دهند قرار فساد یا صالح مسیر در را آن که دارد تکنولوژی کاربران به بستگی چیز همه و است.
- 23.
را مدرنیتهتمدنیپرهیمنهوالعاده فوقتاثیرگزارکهاکنونمسیطرعالمکل برشی همه بر و بینند می شدهاز بشیریت ئون
و مذهب تا اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و زبان...مانایی و عمیق تاثیراتاست گذاشته.
ب و اسیت شیده رد هیا تکنولوژی بسیاری به آسانتر دسترسی علت به ابعاد برخی در بشر سعادت بر مبنی نظریاتبسییار رداشیتی
است دالنه ساده.
و مستهلک ها تمدن دیگر تمامتحلمدرن تمدن درانداین وسابق بی تاریخ کل در سرعت و قدرت و وسعتهاست.
نننیرینننیثن
نوژینول تک ن نونب
منننننننننندرن:
- 24.
د حیات ازدیگر نوعی و دیگر تمدنی از تصوری تواند نمی جدید انسان ًااساس که بوده گسترده و عمیق آنچنان مدرنیته تاثیرباشد اشته.
•تربیت و تعلیم نظام توسط:شوند تربیت جهانی دهکده برای بهتر شهروندانی بناست.
•نیز ها رسانه و تلویزیون توسط:شوند تربیت جهانی دهکده برای بهتر شهروندانی بناست.
است حاکم جبر او حیات در و جدید بشر زندگی در لیکن آزاد اراده و است انتخاب و اختیار در آزادی( .دی طیور توانید می نه امروز بشرگیری
دیگری زندگی نوع به تواند می حتی نه و کند زندگیبیاندیشد)!ب نیست کمی مدرنیته اثرات که دید دقت به توان می وو کیفیی کیامال لکیه
است عمیق.
نیری مبسنی نقد
نندجدین نندنتمن
(مدرن)غنننرب:
- 25.
پیل با مکنیابانانپیل خور در ای خانه کن بنا یا ، دوستی
•صنعتی فرهنگ از استفاده(فرهنگ صنعت)آورد می خود با را خاصی فرهنگ ناخواه خواه.
•عنوان تحت خاصی فرهنگ ناخودآگاه تزریق معنای به نیز غرب تکنولوژی از استفاده(صینعتی فرهنگ)بی حییات تنظییم ومبنیای ر
با مالزم ابزار این از استفاده«خاص عملی احکام»یا«صنعتی اخالق»که است«نظمتشریعیداری دیین و دیین بیا میالزم»ن رافیی
میکند.
نیری مبسنی نقد
نندجدین نندنتمن
(مدرن)غنننرب:
- 26.
تصوراگیر حتیی صورتیکهدر ریخت توان می اسالمی مظروفی آن در که است رفی غرب تکنولوژی از ما«تلویزییونابیزار رابیدون ی
بدانیم خنثی و خاص فرهنگی هویت»اقتضائاتی ابزار این نیزداردکهًاقطعمشروط و محدود را ما استقالل و ارادهکنید میحاگیر تیی
نفی مطلقا بگوییم خوشبینانهنمیکند!
هستند جهان های رسانه حاکمان امروزه که یهود قوم روحیات و اقتضائات:بینند می چشم با آنچه به تنها ایمان.
«او مگر آوریم نمی ایمان تو به موسی ای(خدایت)ببینیم را»
مشاهده امروز اما نمود می تعقل و تفکر و مطالعه حقیقت کشف برای بشر قبال!!
مندرن ولوژی تک
یک یس اس ظرف
نننگ؟ فننرهنن
- 27.
هیتلر مشهور توصیه:آماجرا بشر غرایز ترین پستپروپاگاندادهید قرار.
جانفشان ی صحنه به را آنان تا فریفت روانشناسانه های حیله از استفاده با نیز را مسلمانان باید گویا که است این ما رسانه بزرگ خطاییکشاند!!!
کند تکیه ها آن آگاهی بر باید ما تبلیغات بالعکس؛ ،است استوار مرد فریب و غفلت بر غربی تبلیغات اگر اینکه از غافل.
(غیر ی ساده عبارات این به نسبت مردم شوق شدت و فهمیده شهادت درباره امام پیامفریبکارانه)!
اندیشیم بی اکثریت مقبولیت به اسالمی رسانه برای نیست نیاز دیگر(مح ایمانی و فکری مراتب و اقشار همه برای باید اینکه عین درکنیم ارائه توا).
نیری مبسنی نقد
نندجدین نندنتمن
(مدرن)غنننرب:
- 28.
•تربیت به توجهبا جدید بشریافتگیخو تفکر اثبات برای مدارک و اسناد ترین سست به استناد امروز ،رسانه ازگرفته پیش را د.
مبنای بر بشر تربیت همان این«علمی عقل»است آسمان از قافل عقل یعنی.
•درنابودی یعنی درنگ کوچکترین مدرن تکنولوژی!
انداخته سایه بشر زندگی کل بر اقتصاد.است تکنولوژی به وابسته هم اقتصاد.ی اقتصاد از غفلت کوچکترین پسنابودی عنی
بماند برپا تکنولوژی تا کند فدا است مجبور و کند فدا را چیز همه است مجبور امروز بشر.
نیری مبسنی نقد
نندجدین نندنتمن
(مدرن)غنننرب:
- 29.
نیست خنثی امروزیتکنولوژی:
1-است مدرن قبل ما های تکنولوژی تکمیلی صورت و طبیعی امتداد نه.
2-شر و خیر به نسبت طرف بی و خنثی ماهیتی دارای نه( .نیست درشکه و گاری ادامه اتومبیل.روزنامی ادامیه هم تلویزیونجیار نیو ه
نیست زدن)
ماهیت هم رزنامه و سینما و تلویزیون و رادیو ،دارد درشکه و گاری و اسب با متفاوت ماهیتی اتومبیل که همانطورمتمایز ی
دارند کتاب و خطابه و منبر با.های تکنولوژیاقتضال بالا وسایلی با و حداقل جدید ماهیتی با نگوییم اگر مدرنکالامم ائاتی
است سابقه بی کامم که هستنیم مواجه ویژه.
سابقه بی وسایل اتوماتیک وسایلهستداز نشانی حتی کهانهانبود درگذشته!این در که نیازهایی از بسیاری حتی ومیی برآورده دوره
نبود گذشته در هم سازند( !هم و است جدید نیازها هم یعنیملحقاتنیازها)
ن ننونب ننینث
یننس ولننوژی تک
؟ یر
- 30.
مطهری شهیدکتاب دراسممیاقتصاد مبانی اجمالی بررسی:
عوض را شی ماهیت ،کمی تغییر و توسعه صرفنمینشود کیفی تغییر به منجر که مادام ،کند.
“سرمایهاند نوشته و اند دیده اجتهاد و فقاهت در جدید موضوعی مثابه به را ماشینی داری:نمی عوض را شیء ماهیت ،ّیمک تغییر و توسعه صرفمیادام کند
نشود کیفی تغییر به منجر که.بهعقیدهماو فقه لحاظ از جدیدی موضوع را آن که داری سرمایه اصلی ّصهخمشم دخالالت ،دهالد می قرار اجتهاداشالین
است.ماشینیزابزار و آلت توسعه ًاصرفتک بلکیه ،اسیت کرده پیدا بکند باید که کاری برای بهتری ابزار انسان که ،نیست تولیدجدیید صینعت و نییک
است کرده انسان جانشین را ماشین ،ابزارها کردن بهتر بر عالوه.است انسان هو بما انسان نیروی و اراده و فکر مظهر ماشین...ان جانشین ماشیننیه است سان
مصنوعی انسان یک ،انسان ابزار و آلتاست”.
باداشت بسیط ای مواجهه مدرن تکنولوژی با توان نمی دیگر ،نگاه این.اقتضی و ماهییات در بایید کیه هستیم مواجه نو کامال هایی پدیده با واقع در ماو ائات
شناخت هی کما و درستی به را آنها و نمود تيمل آنها کارکردهای.فق این از امروز ما االسف مع و باشد زیانبار و کننده اغفال تواند می شناختی چنین فقدانمی رنج دان
ر سالنتی و دیرپالا و ساله هزاران مناسبات و معادالت از بسیاری زننده برهم و کننده رو زیر و ساز دگرگون هایی تکنولوژی المثل فی و بریم، اتل مثاللو ویزیالون
باشد جراح یک دست در که دارد این به بستگی چیز همه و دارد شر و خیر با مساوی کامم نسبتی که دانیم می جراحی چاقوی حکم در کامپیوتریایسالارق ک!و
آن از مسلمین که است این به بسته آن بد و خوب و دانست شمشیر حکم در هم را شیمیایی و اتمی مدرن سمحهای باید البد هم قیاس همین براستیا کنند فاده
کفار!دانست گیاهان سنتی زنی قلمه همچون است مدرن بیوتکنولوژی محصول که را انسان سازی شبیه نیز و!،راییج و مجیاز صیورت در پدییده ایین چه اگر، شیدن
و خانواده نهاد حذف و بنوت و امومت و ابوت مفهوم در تغییر چون دهشتناکی و شگرف تحوالت با را بشری نسل و اجتماع...پژو دانش از یکی گفته به یا و سازد مواجهچه فقه هان
بپردازد حکم بیان به باید فقط و نیست موضوعات حفظ ضامن فقه که چرا شود موضوع بال مدرن تکنولوژی این رهگذر از خانواده نهاد که باک!!
دکتر یا سارق دست در است چاقو مثل رسانه اگر!میکند فرق مسلمین یا کفار دست در هم اتم بمب ،شود می تلقی خنثی و!؟
جدید فقهی بسب
ولنوژی تک برای
منننننننندرن:
ییییییییمات
انسان جانشی
- 31.
وسایل جادوی نظریه(نظریهبارناخودآگاه)مارشالمکلوهان:
استپیا همان رسانه(دارد قبول بشدت را این).
بر را خود تدریج به که هستند خاص مفهومی و ارزشی بار حامل مدرن جدید های رسانهکاربرانشانمی تحمیل هم نخواهند اگر حتیکنند.
مدرن های تکنولوژی و رسانه پسبالذاتنیستند طرف بی و خنثی!گرفت نادیده را وسایل ذات نمیتوان و.
نظر از امامتدینینرسانه هم مارفهاییهر که هستندمظروفیهستند ابزار ها این و پذیرند می را!!!
دارد فرهنگی هویت مدرن رسانه بلکه ،نیست ابزار مدرن رسانه.
محصوالتمجسم هایی صورت بیش و کم همگی غرب تمدنفرهنگ ازهستند غرب.
وی ننسنج ننننیری
لوهسن مک وسسیس:
- 32.
است تسخیری رابطه،مخاطب با رسانه رابطه.
(اکراه و عنف به نه ،میل به تسخیر اگرچه–کششیسحرآمیزمقاومت غیرقابل و)
،سینما اختراع از قرن یک به نزدیک طول در«غیر احساسی الگوهایمتدوازن»ساخته ها انسان برایاندآن بازگشت راه وبیه را ها
کرده مسدود خود فطرتاند.
سینما و تلویزیون برای(رسانه)ق مقاومت قابل غیر حال عین در و کننده مسحور و کننده تسخیر نقشیکه است ائل
دارند بیشتری قابلیت و آمادگی آفرینی مفسده برای ًاطبع:
نمال معنالوی محتالوای جدیالد رسانه و سینما در بناست اگر و است تر مانوس پراکنی فساد و شر با جدید رسانه ذاتایش
کنیم پیدا غلبه وسایل این پیچیده بسیار برتکنیک باید دهیم.سال برنامه و ها برنامه از ناشی نه امر این وتلویزیالون ازان
است رسانه این ذات در پنهان جادوی و اقتضائات به مربوط بلکه.
ننسننرس ننن راب
مخسطب بس مدرن:
- 33.
:اثر تر مهمتصویر و تلویزیون اثر ازکلماتاست.
انجیل آغاز در که همانطوریوحنااست آمده:
«بود خدا کلمه و بود کلمه آغاز در.»خاتم پیامبر معجزه دیدیم و(وسلم آله و علیه اهلل صلی)نیزکماست.
•تلویزیون بزرگ و ای ریشه مشکالت از یکی(رسانه)کی حالیست در این و است مخاطب در واقعیت توهم ایجادامکیان ه
گیرد می او از را تخیل و تصور.دیگر ونمیکرد فکر رسانه حکومت از غیر حکومتی به توان.
•تلویزیون دیگر مشکل(رسانه)های ریشه خشکاندن یعنی این و دهد می قرار فرمول در را چیز همه که اینستفرهنیگ
عیادت خالف عالمی در هنر و ادب و فرهنگ که حالیست در این و ،تراشی عادت و سازی فرمول وسیله به هنر و ادب و
دارند حیات و زیست.
تصیوير تیاجم
بهکییییییالم:
- 34.
تصیوير تیاجم
بهکیییییییالم:
"دارد وجالودکلمات با تقابل در تصویری زبان یک یافتن جهت در تاریخی و وسیع تمشی جدید تمدن ذات در.تعریفالی
برای ارتباطات علم در که«زبان»جز زبان که آورده وجود به را توهم این دارد وجود«قراردادی هاینشانه از ایمجموعه»
تصویر مناسب هاینشانه از ایمجموعه با که باشد این توانستمی تصوری چنین طبیعی نتیجه لذا و نیستتوانمی نیز ی
کرد ابداع دیگری زبان".
ترجیحتصویرداند می نگری سطحی از ناشی را کالم و کلمه بر:
«حکمدامی تحقیق اهل آنکه حال ،است مفهو انتقال برای تریمناسب وسیله تصویر که است آن ظاهرگرا عقلکاله نند
راه تنها کم«معانی تبادل و انتقال»است.کل ،آنکه حال ،ندارد داللت گل همان بر جز سنبل گل یک تصویرمه«گل»ناله
امکان از بلکه ،باشد داشته داللت شماریبی هایمدلول بر تواندمی تنها«سمبلیک یا رمزی داللت»برخ نیزورداراست»
درداند می یهود قوم های ویژگی از را کالم بر تصویر ترجیح ، بحث این ادامه:
"درتاریخمظهر یهود قو ،انبیا«گراییچشم یا پرستیدیده»هستند.موسی حضرت به بارها آنها(ع)گویندمی:«تالو باله
ببینیم آشکار را خدا آنکه مگر آوریمنمی ایمان».پرسندمی یا:«آف چرا یا و آیندنمی فرود ما بر فرشتگان چراخود ریدگار
بینیمنمی را؟»که شودمی آغاز کم این با یوحنا انجیل که است علت همین به ،حقیر اعتقاد به و«کل آغاز درو بالود ماله
خدا کلمهبود”.
- 35.
و نی بیظسهر
نگری حی س
بشرجدید:
اعتقاد بهاست يافته غلبه جديد بشر بر يهود قوم گرايي چشم و پرستي ديده اکنوناا عرصهه و
است کرده تنگ عقالني تامل و تفکر بر.براي حوصله فاقد و است نگر سطحي و بين ظاهر جديد بشرو تاملتعمق:
"ديگر ،انسان و است يافته عام صواتي يهود قوم خاص صفت اين اکنون«کندنمي باوا نبيند تا»حا ،انسهان آنکهه ل
آوادمي تعقل و تفکر به اوي اسراا کشف براي گذشته اعصاا دا.متنا ابزااي ميکروسکوپ و تلسکوپهمهين بها سب
عدسهي خاصهيت پهيص سهال ههزااان از انسهان ،اگرنه و است يافته غلبه امروز بشر بر که هستند ايتازه اوحاا ها
است شناختهمي.اشهتيا ايهن بهه ،تلويزيون و سينما چون ديگر وسايلي ،ابزاا اين«چ يها پرسهتيديدهگراييشهم»
دهندمي جواب جديد داتمدن."
سيط ،اسرائيل دولت تشکيل با تواندنمي حقيقت اين و است يافته سيطره نيز جديد تاريخ بر که هستند روحي چنين مظهر يهود قومفرا پنهان رهنفوو و ماسونري
باشد ارتباطبي دوران اين در آمريکا حکومت در يهودي دارانسرمايه.حضه معجزات ،باشد چنين صفتي صاحب اسرائيلبني وقتيموسهي رت(ع)
آخرالزمان پيامبر معجزه آنکه حال ،است آمده مجيد قرآن دا که باشد آنچنان بايد نيز«کلمه»است.
- 36.
و نننین بینننسهرنظ
بش نگری حی سر
جدید
"قرآن«ازلي کالم نازله»و«خواندني»نه ،است«ديدني».هموين بوه و اسوت مدورد ووويم مودلو بر کلمه داللت نوعلوت
جزئو ،واص ،غيرمدرد و مستقيم آن مفهوم بر تصوير داللت آنکه حا ،باشد نامحدود و الدهتمختلف و کلي و ام تواندميمحودود و ي
اس تدسمي و تصويري هنرهاي به جديد انسان آوردن روي لل ترينمهم از يکي اين و ندارد تفکر و تخيل به نياز و استت.اموروز بشر
باشند تفکر از مبراي ًاات که آوردمي هاييسرگرمي و هابازي به روي و گريزدمي تفکر و فلسفي تعقل از:جک ، فوتباسينما ،آتاري ،پات
کارتون الخصوصلي و تلويزيون و.اگ ،کورد وجوو جست جا همين در بايد رمان بر را سينما تفوق لل ترينمهم از يکيبيوت جا رچوه
همين از ناشي نفسهفي نيز جديد بشر براي رمان«تفکر از گريز»و ترکيو انسان وجود فطريات بعضي با که استيافتوه همسوويي يوا
است.نام به که دارد استحقاق بيشتر جديد صر ،کردم رض که طور همان هم باز ،مقايسه مقام در اما«سينما»شو ناميدهتا د«رمان».
د سووي از و اسوت مبتني قصه به نسبت انسان اتي گرايم بر سو يک از دارد وجود رمان وواندن در که واصي شيرينيايون بور ،يگور
ت سينما در اما کند؛مي فعا شدت به را وواننده تخيل ،نيست بسياري تفکر نيازمند که حا ين در رمان که حقيقتو نودارد جوايي فکور
و نيست تماشاگر فعا تخيل به محتاج دروويم نهفته احساسات و مفاهيم انتقا براي فيلم«واقعيوت تووهم»وجو هموهرا تماشواگر ود
کندمي تسخير.و در تماشاگر يا و وواننده شرکت که بست کار به هاييشيوه توانمي سينما در هم و نويسيرمان در هم،ارور ايدواد و لق
ت وويم مخاط فعا دوالت بر همه از کمتر که هستند آراري هافيلم و هارمان ترينپرفروش اما شود؛ بيشتر و بيشتردارند کيه."
- 37.
حی س وی بی ظسهر
جدید بشر نگری
س تحت و جديد قل از برآمده و روزگار اين انسانهاي فکري بي از ناشي که وردمندانه کاري نه را تلويزيون پاي در متمادي تهاي سا نشستنيطرهتکنولوژيداند مي:
"اگرا ايهن براي معقول علتي تواننمي هرگز ،بينديشيم تلويزيون دابااه آزادانه و بگذاايم کناا اا جديد تمدن عقل اعتباااتکهه کهرد پيهدا مهر
وسهيله ايهن آنکهه مگهر ،کنند تلويزيون چون ايوسيله تماشاي وقف ،هاشب و اوزها ،اا خويص زندگي از متمادي هايساعت هاانسانبتوانهد
دااند ساعت اين طول دا هاانسان که باشد نيازهايي همه جوابگوي و مناسبات همه جايگزين.اين دابااه کردن فکر فرصت اکنونبهه انسهان که
ههآدم از اا امکهان ايهن خهود به خود جديد تمدن عقلي اعتبااات و تلويزيون وجود ندااد؛ وجود خير يا هست نيازمند اياابطه چنين يکدايه ا
دااندمي.مقتض زنداني او کند؛نمي پيدا اا تکنولوژي و خود اطراف جهان و خويص دابااه آزادانه انديشيدن امکان هرگز جديد انسانو زمهان يات
ن اين آيا که دايابد و بسنجد خويص ذاتي نيازهاي با اا زندگي اين که کندنمي پيدا اجازه هرگز و است صنعتي تمدن موجباتبر تکنولوژيک ظام
س پسخوااندي سيستم اين موجبات و مقتضيات با اا خود ،کند حفظ اا همه اين بتواند آنکه براي او يا و چرخدمي او اختياا مدااناپذير يطره،کهه
داده تطبيق ،داادبرمي ااه سر از و کندمي خرد احمانهبي اا خويص ااه موانع همه و چرخدمي خودگرداني و سريع بزاگ چرخ چوناست".
کند مي اشاره ديگر نکته چند به اي رسانه غير و اي رسانه تکنولوژيهاي از م ا مدرن تکنولوژي نقد در.است آن ناپذيري وقفه جمله از:
"داد جوامع تمام بر اا ايناخواسته هايموجبيت و هاضروات ،واقعيت اين و دااد نابودي معناي دانگ ترينکوچک ،مدان تکنولوژيسراسهر ا
است کرده تحميل زمين کره.و ساير بر نيز اقتصاد که آنجا از و است تکنولوژي بر مبتني زمين کره سراسر دا امروز اقتصادبشهري حيهات جهوه
دااد معنهايي چه تکنولوژي احمبي هايچرخ دا وقفه ترين کوچک که است اوشن پر ،است يافته غلبه.به ، اا کهره جهاي همهه دا امهروزهال
کنند اجتناب وقفه اين از که اندکرده تنظيم ايگونهبه اا اجتماعي هايبنديسازمان و ساختااها همه هاحکومت ،استثنا.بشرياز پرهيهز بهراي ت
عاطفه ،عشق ، اخال ،فرهنگ کند؛ فدا و بفروشد اا خود چيز همه که است شده ناچاا وقفه اين...ههاچرخ حرکهت اسهتمراا فهداي چيهز همهي
اس بشر گراييماده نيست؛ قداتي اينچنين داااي نفسه في تکنولوژي ،شد عر که طوا همان البته و ،است شده تکنولوژيايهن قهداتي که ت
است بخشيده تکنولوژي به همه."
- 38.
بییودن جابرانییه
نظامتکنولوژيک:
دهد ميمدرن تکنولوژي از برخاسته نظام به آويني که است ديگري وصف ،بودن جابرانه:
"جهاندر هاکسلي آلدوس که است جهاني امروز«نو متهور دنياي»است کرده تصوير.بشررنت که شده موجب آنچهواند
درياب بيرون جهان به نسبت را خويش اور وحشت بسيار و ذليالنه و بار خفت اسارت و شود آگاه واقعيت اين برهمرين ،د
ح بر را خويش سيطره انتزاعي هايي شيوه و مطلق تقريبآ دقتي با که است رحمي بي و جابرانه صنعتي نظامانسران يرات
گستراندهاست.تکنولوژيکاري خود سوي به هرچه و دارد فرهنگي ًالکام موجوديتي_اتوماسيون_ح تر بيش،کند رکت
آيد نمي در غرب فرهنگ استخدام به جز و ،شوند مي خارج ابزار صورت به بيشتر و بيشتر."
"نظامع و جسرو و رو صراحب انسان يک مثابه به نه آن در انساني فرد و است آميز شقاوت نظامي ،تکنولوژيکو قر
وج کند جبران خود مغز يا گوش ،چشو ،پا ،دست با را توليد ّطخ نقص تواند مي که شيئي مثابه به ب ،عواطفوددارد".
- 39.
ییامنظی ییودنبی ییهجابرانی
تکنولوژيک:
دکوف از آن مقابوآ در را خوود اختيار تقريبا او و اوست وجود از بيرون که است شده امري مقهور که داند مي جديد بشر ضعف نقطه را ايناده
است:
"نظواوست ضعف نقطه همان درست ،قدرت نقطه اين و است تکنولوژي به متکي اروپايي تمدن گسترده.ات قدرتي به انسان وقتيکه کند پيدا کا
بداند قدرتمند را خود تواند نمي ديگر ،اوست وجود از بيرون.ف است امري اين و دارد جمع خود درون در را خويش نابودي هسته تکنولوژيراترر
شود نمي جمع انساني کمال با تکنولوژي کمال که حقيقت اين از.اس گشته حائ او ابزار و انسان بين که است اي واقعه اتوماسيون،اينچنرين و ت
يافته دست انتزاعي حيات نحوي به انسان وجود از فارغ ،تکنولوژي اتوماتيک گسترده نظو.م برر که است انتزاعي عالمي امروز عالوعلروم بنراي
است پذيرفته صورت امروز انتزاعي.دک تحليلي هندسه را او هاي خانه و شهرها معماري و است رياضيات انتزاعي منطق امروز بشر منطقکره ارت
داده شک ،است يافته کاربردي صورتي انتزاعات از اي سلسله مبناي بر.بر را خرويش اجتمراعي و فردي حيات نظو بشر که است قرن دونظرو ا
يرک نياز مورد که صورتي به را خود رفته رفته ،راه اين از و است داده تطبيق بوروکراتيک گسترده هاي سيستو و ها کارخانه انتزاعيمکانيسرو
است بخشيده استحاله باشد اتوماتيک گسترده بسيار."
وبه نه ،شودمي تصور آنچه خالف ،تکنولوژي رشد که کند مي موافقت لوهان مک رأي اين با رو همين از«شودن آزادتر»بککو ،انسوانبوه ه
«اسارت»است اسير آن در امروز بشر که هستند زنداني ناديدني ديوارهاي تکنولوژيک وسايآ و انجامدمي بيشتر.
متو تتوي و اسوت کرده سکب او از را آن ماهيت در واکاوي و تامآ هرگونه قدرت که است آنچنان جديد روزگار و انسان بر مدرن تکنولوژي سيطرهدينن انآن يو
است شده سکب ني آنان از آن تقانيت باره در ترديد امکان که هستند تکنولوژي مادي و روتي سيطره تحت چنان:
"کند شک تکنولوژي در تواند نمي ،کند شک چه هر در جديد بشر.امکر چيز هر از فراتر نيز دينداران درميان حتي که بينيو مي اگر وترديرد ان
و قردرت بره معطروب اراده محقرق صورت ،خود ،تکنولوژي که کرد جو و جست جا همين در بايد را علت ،ندارد وجود تکنولوژي حقانيت باب در
هاست گذاري ارزش همه ها مالک و ارزشها همه نفس.«کام بشر»انگاري نيست تاريخي موعود که نيز–جديرد بشر شريعت مثابه به–ا،سرت
است تکنولوژي به مجهز بشر".
- 40.
عامی مدرن تکنولوژی
اساکهژمونی اساسیبار
تکنولوژیدانست جهانی استکبار هژمونی و سلطه توسعه عوامل ترین اساسی از باید همچنین را مدرن:
”تکنولوژیکه چرا ،دانست استکبار جهانی توسعه عامل ترین اساسی باید را مدرن
•ازیکسوبار آن کیه معیشیت از واحیدی صورت در را بشریت تمامی و است کرده نابود را ها تمدن همه بشر حیات در بنیادین تحول یک ایجادبایید ا
«تکنولوژیک معیشت»است اورده جمع دانست.
•و،دیگر سوی ازتکنولوژیح تا سوائق این گسترده ارضای با و است کرده خالصه وجودش حیوانی و مادی جنبه در را بشر نیازهای همه مدرن،اشباع د
اما ،است اسفبار سخت چه اگر امروز انسان زندگی در غفلت این وضعی آثار و بخشیده عفلت خویش معنوی حیات به نسبت را اواسفبار،آن از تالر
کند پیدا آگاهی غفلت این بر او تا دهد نمی اجازه که است مرکبی جهل.”
تحمیلفرهنگیواحدگیرد می صورت مدرن تکنولوژی مدد به نیز است استکبار کار دستور در که جهان بر:
“تکنولوژیتحم بشیر زنیدگی بر را واحدی فرهنگ باطن در اما ،دهد می نشان طرف بی مختلف های فرهنگ به نسبت را خود آنکه رغم علی مدرنمیی ییل
اسیت یافته احاطه جهان سراسر بر اکنون که است فرهنگی همین آن و ،آورد نمی را ها فرهنگ دیگر تحمل که کند.ب وجیود حقیقیت ،فرهنیگ ایین درشیر
مفهوم ،تکامل ناخواه خواه ،اینچنین و دید توان نمی اش مادی نیازهای دریچه از جز را او و شود می واقع مغفول«مادی امکانات توسعه»یافی خواهد رات
ندارد اندیشیدن فرصت که چرا ،اندیشد نمی بپردازد توسعه این قبال در باید که هم بهایی به حتی بشر که آنجا تا.”
- 41.
یدرنمی یوژیتکنولی
طبیعت تخريب
نقشاتگرفته قرار آويني اشار مورد نيز زيس محيط و طبيع تخريب در مدرن تکنولوژي.هاکس بيان با او نيز ا اين درات موافق لي:
"اگراب طريق از بلکه و جديد علوم اعتباري احکام اثبات طريق از نه حقيق ناشناختني ذات که بود دريافته هاکسلي آلدوسظهور به آنها حال
افو نيو حسن در ،تقدير هر به اما کرد؛ مي ترديد اند نزيسته حقيق براي جز ربي ت علوم دانشمندان اينکه دربار شايد ،رتد ميچوون رادي
ندارد وجود ترديدي اينيشتين آلبرت.هم را اهداف که ات دريافته و ديد را امروز بشر ممسوخ صورت هاکسلي که ات اين تر مهمعنتور ين
اند کرد حقيق يک از توهمي وقف را خود وجود که اينيشتين و فاراد چون نيتي خوش هاي انسان نه کند مي تعيين شد مسخ.جو دراز ايي
گويد مي پرتتان شيحان اعظم خليفه ،کتاب:خاط به انسانها که بود کرد بيني پيش ابليس ،صنعتي انقالب ابتداي همان ازپيشورفته تکنولووژي ر
دهنود موي دت از را شان بيني واق حس همه زودي به که روند مي فرو بيني خود و ب ع از نزاري ل چنان در ،شان.هموان درتو ايون و
افتاد اتفاق که بود چيزي.گف تهني و تبريک خود به طبيع بر تسلط براي ها تخته و تير و چرخها بيچار هاي برد اينتند.، طبيع فاتحان
که ًاواقع!شد مي دامنگيرشان هم عواقبش ًاطبع و بود طبيع تعادل و توازن زدن هم بر ًاصرف بودند کرد که کاري ، حقيق در.فخاطر به قط
ر ،ها جنگل تخريب ،وحشي حيوانات کشتن ،ها رودخانه آب آلودن ،نکردند که کارها چه چيز از قبل نيم و قرن يک طول در که بياوراندن
ش شان ذخير صرف شناتي زمين کامل دور يک که معادني دادن باد بر ، نف از اقيانوتي توزاندن ،درياها تم به زمين تحح خاکبوود د.
کاران تبه و جهانيان جهال از کامل ضيافتي خالصه.پيشرف ، پيشرف ، پيشرف ،بودند گذاشته پيشرف را اين اتم و!بکه بگويم تو به گذار
باشد بشر فکر محصول که بود آن از تر شيحاني دفعات به طنزش و ،تر زيرکانه مراتب به اختراع آن.مد برايش بايد ناگزيرقايول خوارجي دي
اتو عرضوه آماد جا همه و هميشه البته که ،باشد بود کار در ابليس رحم بايد ترديد بدون ،شويم–حاضور کوه کسوي بوراي يعنويبوه
باشد او با همراهي و همکاري–نيس کسي چه و؟"
- 42.
میدرن تکنولوژی
طبیعت تخريب
باارائهتکنولوژي تيحر تح و مدرن دنياي آيند از نو متهور دنياي رمان در هاکسلي که تصويريميت ،دهدخ
ات موافق.
ازو مادري ، پدري ، خانواد مفاهيم نسخ و و زايي زند شدن منسوخ ها بيني پيش اين جمله...ات:
"در«نو متهور دنياي»زنان و مردان رابطه–مادگان و نران ،بهتر عبارت به و–اموروز کوه آرزويي ،است جنسي تمتع در منحصر
است نپوشيده عمل جامه هنوز.است کرده بيني پيش را غرب جامعه تاريخي سير نهايي افق هاکسلي آلدوس...ب تکنولوژي اگرتواند
وجوود غربوي جامعه در پنهان صورتي به امروز که همگاني تمايل اين ،بسازد انساني جنين پرورش براي زهداني آزمايش هاي لوله از
،شود خواهند مبدل وقيح حتي و منسوخ مفاهيمي به خواهر و برادر ،مادر ،پدر ،خانواده ،زايي زنده زودي به و شد خواهد آشکار دارد
در وووووووووووهوک وووووووووووهوآنچ«ووووووووووووون وووووووووووورومته وووووووووووايودني»وووووووووووتواس وووووووووووهويافت ووووووووووووووق."
- 43.
- 44.
ز ه مسجدیندولنو گی
ننی مبتآن ن بننوبننر
حس اصسل
•علمحس اصالت بر ومبتنی زده ماده جدیداست:
"دربر آن بنیان که امروز علم«شناسیپدیده»،است
همهقرار بررسی مورد مادی و فیزیکی ًاصرف هاییپدیده همچون امورگیرندمی".
- 45.
ایی ز رازولوجدید
گنیز ه منس تبن ب
از شسنهستی
•علومکنند می زدایی راز هستی از شان زدگی ماده تبع به جدید:
"درکالار وقفاله بی که منظم و دقیق های دستگاه با شود می انگاشته ای کارخانه چون بدن ،جدید علممالی
مرگ ،قیاس این در و کنند–وجود عالم سراالسرار این–پیچیالده ماشین این کار در که است ای وقفهمالی
افتد.،وجود برابر در نیز تکنولوژی َرطمسی و زده علم انسان حیرت«پیچیالدگی برابر در اعجاب»اسالناله ت
«برابر در حیرتراز".
- 46.
و نننینیک فینننببینس
شیمیسیینهسین ،فهنم
ولواز جدیدولی
•فهمنیست شیمیایی و فیزیکی سببیت از بیشتر چیزی علیت از جدید علم:
"عقلکه کشانده جایی به را انسان سو یک از جدید علمی«علیت»در فقط را«ش و فیزیکی سببیتیمیایی»
ر بشر هایتمش همه ،دیگر سوی از و کند تصور علیت برای دیگری صورت هیچ تواندنمی و بیندمیطالول در ا
متوجه فقط تاریخ«تمالدن گسترش و مادی حوایج تأمین و غذا تولید توسعه»بینالدمی…ت در لالذا ونظالیم
ر دیگر وقایع همه و کندمی تأیید را تفکر نحو این که اندرفته وقایعی و مدارک سراغ به فقط تمدنچنالد هر ،ا
اندکرده حذف مدون تاریخ از ،باشند داشته جهانی مقیاس نوح طوفان همچون.نبی نوح اگر(ع)کشتیبخالار
ق تصریح مورد قرآن در که سانآن ،او کشتی اما ،بیابد تمدن تاریخ در جایی توانستمی ،بود ساختهگرفته رار
با ،است«اهللبسم»و ُرسیهاالم و مجریها اهللبسم ال شدمی هدایت«اهللبسم»که نیست موتوری نیزمورد بتواند
نامگذاری آن مختلف قطعات و بگیرد قرار تشریحشود!".
- 47.
ولوجدیدنو
حقیق حجسب
•علماست حقیقتحجاب خود بلکه کند نمی حقیقت از انکشاف تنها نه جدید:
"علوغر جوامالع در اکنالون که گونههمان بلکه کندنمی عالم حقیقت از انکشاف تنها نه غرب رسمیو بالی
غ و عجیب هایبینیجهان در را هاانسان و گرددمی نیز حقیقت حجاب موارد اکثر در ،بینیممی غربزدهریب
سازدمی سرگردان ،مطلق پوچی و ، موهو و؛"
- 48.
ولوجدیدونسجاز
نسکننرینگنونمفهن
مسهی
•علمپردازد می مقادیرو ها نسبت به فقط و است عاجز نگری کل و ماهیت فهم از جدید:
"برعهدهفقالط علالم چراکاله ،کنالد صادر کلی نظریاتی و احکا جهان درباره که نیست علم«اسالباب و مقالادیر و هانسالبت»را
است عاجز کلی نظریه و حکم یک در اسباب و مقادیر و هانسبت این تحلیل از خود و شناسدبازمی.«علم»متعرض ًالاصوماهیالات
متکفل را آن اگر و شودنمی«شناسیجهان»آنکه از گذشته کشاند؛ خواهد الحاد و کفر به را کار الجر ،کنیم«م به علمابالزار ثابه»
نیال آمالده دسالت باله هالایداده اطمعات تحلیل در و است افتاده کار به اندخواسته رسمی علمای که معینی هایگستره در فقطز
دارند نگه دور خویش ایمانی و عقلی معتقدات تأثیر از را خود که اندتوانستهمی چگونه تحلیلگران؟"
"دررنسانس از پیش نیز زمین مغرب(وسطی قرون در)اگالر نیالز فلسفه امروز اما ،داشتند قرار فلسفه پرتو در علو همهتبیالین
شودمی تبدیل علو متدولوژی به فلسفه ًانهایت ،ترتیب بدین و گیردمی قرار الطائمت زمره در نکند پیدا علمی.عنیالز انسانی لو
ف ،نکننالد پیالدا ریاضی صورت اگر نیز انسانی علو که چرا ،بچسبانند یکدیگر به را پراکنده اجزای این توانندنمی،نشالوند رمولاله
شوندنمی واقع اعتنا مورد ،نگردند علمی تبیین و باشند نداشته آماری مبنای.«گراییفرمول»ج علو ذاتی صفات ازو اسالت دیالد
است ریاضی ایقاعده ،فرمول.اسالت انسالانی علو حتی ، علو همه مدخل ال آن جدید مفهو به ال ریاضیات.هالم انسالانی علالو
ن انسالان ماهیت متعرض هرگز ،دارند ریاضی صورتی ترتیب بدین و اندشده بنا احتماالت و آمار پایه بر آنکه از گذشتهو شالوندمی
ندارند کاری اشیا و امور ماهیات به ًماص که است جدید علو اساسی صفات از یکی این البته."
- 49.
"اگرمالال که غرضاین با ،دانست می علو ترین سود بی و ترین غرض بی را علو اشرف که ارسطو نظر خمف جدید بشرعالالم ک
شود(آنچنانشود مالک آدمی باید علم با گفت می دکارت که)یابد قدرت که غرض این با یا و(آنبال فرانسیس که سانمالی یکن
برساند قدرت به را بشر باید علم گفت)آمد نمی وجود به نیز جدید تمدن ،گذاشت نمی تجربی علو راه در پای.،پسایالن ثمالر از
پی توان می آن ذاتی حقیقت و غایات به درختبرد".
"آیادر بشر حقیقی تکامل«یافتگیتوسعه بهشت»این از را رسمی علو تواننمی دیگر باشد چنین این اگر است؟مسالیر که نظر
گرفت انتقاد باد به کنندمی هموار را توسعه این.این در و هستند طبیعت بر غلبه و عالم در تصرف ِشدان امروزی علومیان زمینه
نیست تفاوتی انسانی علو و تجربی علو.ب اجباری ورود آغاز همان از باید آموزدانش که است روشن پر ،ترتیب این با،مدرساله ه
که ریاضیات با«صورت»و فیزیالک و تحلیلالی هندسه و استداللی حساب رفتهرفته ،بعد و شود آشنا است امروزی علوو شالیمی
بال را پراکنالده درسالی مالواد ایالن ال گوینالدمی فلسفه آن به روزهااین که ال علو متدولوژی با و بیاموزد احتماالت حساب و آماره
دهد پیوند یکدیگر.دکتالری یالا مهندسالی مالدرک اخالذ و مراحل طی از بعد انسان آیا چیست؟ آموزش طوالنی دوران این غایت
خیر رود؟می بهشت به و شودمی حسنه اخمق صاحب.است مسخره بسیار سؤال این ًماص.دری بهشالت در کاله دانیممالی ما همه
ندارد وجود ریاضیات یا هندسه نابه.انسال اخمقی تربیت و تعلیم یا مطلق تربیت و تعلیم محور بر آموزشی نظا اینطراحالی انی
یافتتوسالعه باله یافتندسالت بالرای تخصصالی کادرهای تأمین و الز فنی هایمهارت آموزش آن اصلی هدف بلکه است نشدهگی
است."
ننو مح جدینند ولننو
فرانسیس نیریبیک
تغی خیدمت در بایید علم که است بیکن فرانسیس نظریه این محصول جدید علومعیالم ییر
عالم تفسیر و تعبیر نه و باشد.مقصو به عمدتا را علم که گذشتگان از بیکنتفسیر و فهم د
ک انتقاد سختی به ،نبودند عالم در تصرف و تغییر پی در و گرفتند می فرا عالمرا علمی و رد
بیاید طبیعت و هستی بر غلبه و عالم در تصرف کار به که ستود.عمی گفته بهِنمورخیا وم
ح بیر روز به روز و کرد گذاری پایه را جدید علوم که بود بیکن مبنای این ،مدرنیتهآن جیم
افزود.جهی در نیه را علیوم ایین ، جدیید علوم در بیکنی رویکرد داشتن نظر در با آوینیت
توسی و عیالم در فاوسیتی تصیرف خیدمت در که معنوی رشد و تربیت و جویی حقیقتعه
داند می مدرن بشر طلبی:
- 50.
وسمنس جدید ولو
جدیدبشر جهس
واست رفته فرو همیشه از تر عمیق خرافاتی و جهل در علوم این با جدید بشر که این نتیجه:
"آیامناقشالات و اختمفالات و داده نجات فرهنگی فقر و خرافات از را جهان مرد همه که نیست جدید تمدن محسنات از این
است؟ کرده ایجاد وحدت و اتحاد و برده بین از را بیهوده!»
حقیرکه کنممی عرض دیگر بار ،سؤال این جواب درعالال حقیقالت بر مبتنی جدید علو هاییافته و اکتشافات اگر،باشالد م
ش خواهد تبدیل تأیید و مدح و حسن به گوییممی آن آموزشی نظا و غربی تمدن ذ و رد در ما که آنچه همهو د
ادراک راه کاله باشالیم هم هاغربی شکرگزار بایدمی بلکه ،ماندنمی باقی اعتراضی هیچ جای دیگر تنها نهحقالایق
اندگشوده عالم سراسر هایانسان همه بر را عالم.نجات جهل و خرافات از علو این با انسان راستی به آیا اماپیدا
رفته فرو ترعمیق بسیار خرافاتی و جهل در ،نه یا و کردهاست؟"
- 51.
وسمنس جدید ولو
جدیدبشر جهس
نکتهکه دیگری مهمدارند هم با مبنایی تفاوت ،دو این بلکه نیست سنتی علوم تکامل و تداوم مدرن علوم که است این پردازد می بدان:
"توضیحیهرگز ی سیاست و طب ،نجوم و هیيت ،هندسه ،ریاضیات ی افتاد مذکور که علومی از حقیر مقصود که است این است الزم آن ذکر جا همین در کهآننیست چیزیامروزه که
شودمی تدریس هادانشگاه در.مفهوم به ی علم مفاهیم و مبانی در اساسی تغییری به پیموده یکدیگر از دین و علم جدایی جهت در جدید قرون در غربی بشر که سیریی آن رایجمنجر
قدما نظر مورد که است چیزی همان علوم دیگر و سیاست و طب و هیيت و هندسه از ما امروزی مقصود گفت تواننمی دیگر که آنجا تا ،است شدهبواست ده....مو در المثلفی،طیب رد
است استوار دیگری مبانی بر ًالاصو پزشکی علم است؛ قدیم طب یافته تکامل صورت امروز پزشکی علم که پنداشت نباید.ج سویک از را انسان قدیم درطبیعت از زئی
ا در ًادقیق را انسان بدن داخلی نظم که اندکردهمی سعی ترتیب بدین و انددانستهمی طبایع همه جامع دیگر سوی از وبالا نطبالاق
کنند شناسایی خارج طبیعت.ت و گر ،خشک و گر چهارگانه طبایع صاحب خارج طبیعت همچون را انسان ،مبنا این برو سرد ،ر
اربعال طبالایع این با متناظر را ال سودا و بلغم ،خون ،صفرا ال انسان بدن چهارگانه اخمط و انددانستهمی خشک و سرد و ،ترقالرار ه
ان بدن داخلی نظا ،است موجود طبیعت در چهارگانه طبایع این مابینفی که نظامی روی از اندکردهمی سعی و انددادهمیرا سالان
کنند عمل اساس همان بر و کنند پیدا....دانسالت قدیم طب علم همان تواننمی هرگز را امروز پزشکی ،تقدیر هر به.قال طالبدیم
آ تالدریس و تعلیم امکان ،ترتیب بدین و است بوده استوار ، اسم دین از گرفته منشأ ،ایحکیمانه مبانی بر ًادقیقهالایحوزه در ن
ندارد وجود اینچنین پیوندی ما فلسفی و اعتقادی مبانی و امروز پزشکی بین آنکه حال ،داشته وجود علمیه...زم در آنچهو طیب علیم ینه
است صادق نیز هندسه و ریاضیات حتی ،دیگر علوم همه درباره گفتیم امروز پزشکی.مجمو و آنهیا میابینفی و انیدبوده اسیتوار دیگری مبانی بر گذشته در علوم این همهاعتقیادات عیه
است بوده برقرار کامل پیوندی انسان فلسفی و مذهبی.ج علتبه بلکه ،علوم شدن تخصصی علتبه نه انقطاع این ،حقیر اعتقاد به و شده بریده اکنون پیوند اینیکدیگر از دین و علم دایی
است شده حاصل.ت به بشریت هرگز ،افتادنمی اتفاق حد از بیش شدن تخصصی این اگر که است روشن پر البته و است جدایی همین معلول خود ،علوم شدن تخصصیکنولیامیروز وژی
دستیافتنمی".
- 52.
نننینآموزش ننسنی
ندرنمنندگسهین از
یآوی
بهگییرد می قرار ایراد و نقد مورد نیز مدرن اموزشی نظام ، مدرن علوم نقد تبع.«اینعلم جدایی محصول که این ضمن نظادین از
غیب از منقطع و سکوالر علو بر مبتنی واست»،«محصولآور در حرکالت باله بالرای صالنعتی انقالمب زاییده ودن
توسعه ماشین چرخهایاست»:
"هرصی انقالب زاییده کیفیت و صورت این با دانشگاهی و ایمدرسه آموزش نظام این که پذیرفت خواهد تحقیق کمی با منصفی آدماسیت نعتی.
مثل آدمی حتیتافلر الوینکتاب در ،آمریکاست امپریالیسم مواجب و جیرهبی مداح و غرب تمدن پاسدار که نیز«سو موج»مینویسید:بالا
ساخت آماده کارخانه در کار و زندگی برای را کودکان بایستمی منازل و مزارع از کار انتقال.م اولیه صاحبان،عالادن
شدن صنعتی حال در انگلستان در آسیابها و هاکارخانه...که دریافتند«ا اعم بالغ افراد تربیت ًاتقریبیا روستاییان ز
است ممکن غیر کارخانه در مفید کار برای دستی صنایع در شاغل افراد.»[کودکال سراغ به باید ،بنابراینو رفالت ان
کرد آماده هاکارخانه در مفید کار برای کودکی از را آنان].از بسالیاری صالنعتی نظالا بالرای جوانالان سالاختن آماده
کردمی حل معتنابهی مقدار به را نظا این بعدی مشکمت.مالو جوامالع برای دیگری مرکزی ساختار نتیجه دردو ج
بود همگانی پرورش و آموزش همانا که آمد بوجود."
- 53.
ننینآموزش ننسننی
ینندگسه ازمنندرن
ی آوی
اماکسو ذهون به ، اند پذيرفته را معمول هاي شيو و اصول با توتعه و هستند نظام اين يافته پرورش ،عالم ترتاتر در همگان که ا آن ازخحوور ي
ترب و تعليم از ديگري نظام اتتقرار دنبال به بايد و نباشد بشر معنوي و روحي تعالي جه در نظام اين کارکرد مبادا که کند نميبود ي:
"ادراکخطوور کسوي ذهن به ًالمعمو اما ،است ساده بسيار چند هر شده گذاريپايه اقتصادي توسعه جهت در آموزشي نظام اين که مطلب اين
کنندمي فرض تربيت و تعليم مطلق معناي به را دانشگاهي و ايمدرسه پرورش و آموزش و کندنمي.مطلب اين در بيشتر تحقيق برايتوانيممي
خواه پيدا تفاوتي است معمول امروز که آنچه با آموزشي نظام ببينيم آنگاه و کنيم فرض پرورش و آموزش براي ديگري هدف و غايتکورد د
نه يا.ولي که کنيم بنا علوي فرمايش اين بر خود اسالمي معتقدات اساس بر را تربيت و تعليم نظام هدف و غايت توانيممي المثلفيکن...همک
الموت بعد ما في.همين ما دروس اصلي مواد هم باز آيا افتد؟مي اتفاقي چه کنيم بنا معاد به اعتقاد مبناي بر آموزشي نظامي بخواهيم اگرهاسوت
اسوت روشون جوواب يافوت؟ خوواهيم دست علميه هايحوزه به شبيه نظامي به ،نه يا شود؟مي تدريس هادانشگاه و مدارس در اکنون که.اگور
شو خواهد چيزي همان تفاوت کمي با ما کار نتيجه کنيم بنا اخالق مکارم تتميم براي و معاد به اعتقاد مبناي بر آموزشي نظامي بخواهيمکوه د
بعو معموول هايروش با اقتصادي توسعه به يابيدست براي آموزشي نظامي بخواهيم اگر ،بالعکس و شودمي عمل علميه هايحوزه در اکنوناز د
رسيد خواهيم هادانشگاه و مدارس بر منطبق سيستمي به کنيم بنا صنعتي انقالب."
- 54.
نینننسآموزشنننی
توسع س ،مدرن
باایلیچایواننشان زیادی همراهی ،مدرن آموزشی نظام منتقد و نویسندهمیدهد.د صرفا را نظام این نیز ایلیچخیدمت ر
مادی توسعه و رشدآنداند می آن مدرن نوع از هم:
"ایواند و ایمدرسه آموزش نظا و اقتصادی توسعه آرمان بین مافی که را علی رابطه یا نسبت این ایلیچانشگاهی
است داده قرار آن بر را خود انتقادات اصل و شناخته خوبیبه دارد وجود.گویدمی او:آمالوزش مساللله آنکه برایو
اسال امروز جهان بر حاکم ایدئولوژی یا مذهب که جامعی کل در را آن باید ،کند پیدا را خود اهمیت تما ،مدرسهت
داد قرار بررسی مورد.عقب کشورهای و آنند ساالرانقافله صنعتی پیشرفته کشورهای که جدید مذهب اینمانالده
،نمانند محرو آن به نیل سعادت از شده وسیله هر به تا کوشندمی واردیوانهآرمالان«توسالعه و رشالد»اسالت.
آرزوی منتهالای نیالز و صالنعتی بزرگ کشورهای تمامی خواست و نظر مورد ،آرمان این که دهدمی نشان مشاهده
است قافله پس ممالک.عهده به دیگر ،شد پذیرفته که آرمان«علم»ایالن فالرد باله منحصر راه تا است«رشالدو
توسعه»کالوچکتر تا ،کندنمی شک آنها یدرباره کس هیچ که بدیهیاتی و متعارف اصول بر تکیه با را،جزئیالات ین
کند تحمیل و تعیین.است کرانبی مصرف ،توسعه و رشد راه انتهای.فاضالله مدینه همان ،کرانبی مصرفهمالان و
هایدوره در که است بشری مطلوب کمال«علم ماقبل»تخیلی صورت به«جاودان زندگی»داشت وجود."
- 55.
نینننسآموزشنننی
توسع س ،مدرن
دراسسرمایه و پول حاکمیت و اقتصاد منازع بال سلطه تحت مدرن ساختارهای دیگر مثل نیز مدرن تربیت و تعلیم نظام صورت هرت:
"اقتصادح و اجتماعی ،سیاسی هایمشی خط کننده تعیین محور و جدید عصر بممنازع سلطان ال آن کنونی مفهو با ال،علمی تی
است هنری و فرهنگی.رسالمی نظالر به مستثنا اول وهله در که است مواردی تنها از یکی دانشگاهی و ایمدرسه آموزشی نظاو د
نیسالت آزاد اقتصاد سلطنت از نیز جهان کنونی آموزشی نظا که پذیرفت خواهد آغاز همان از جهان سراسر در کسی کمترچاله ،
و اسالت شالده گالذاریپایه معمالول هایروش با اقتصادی توسعه جهت در آموزشی نظا این ًماص کند قبول که برسد«و آمالوزش
پرورش»مطلق مفهو به نباید را«تربیت و تعلیم»کرد فرض.تخص کادرهالای آموزش معنای به ًادقیق امروز جهان در آموزشصالی
ده تغییر را اقتصادی توسعه به یابیدست هایروش اگر حتی و است معمول هایروش به اقتصادی توسعه برای نیاز مورددیگالر ،یم
خواهالد تغییالر نیالز آموزشالی های نظا که است پرروشن ،اهداف و غایات دادن تغییر با و خورد نخواهد درد به آموزشی نظا این
کرد".
اعلم رزشنیست تجارتی ارزش جز چیزی امروز جهان در:
"خرجبا است برابر ،آمریکا در ،دانشگاه التحصیلفارغ یک تولید٥مالرد از نیمالی عمالر یک بلکه ،یکسال نه متوسط درآمد برابر
التین آمریکای در جهان؛«قیمت»،دانشگاه التحصیلفارغ یک٣٥٠برابر«قیمت»است متوسط درآمد با دیگر وطن هم هر.قیمت
جالز چیزی امروز جهان در علم ارزش که دهدمی نشان خود خودی به امر همین و است شده حک شانپیشانی بر هاکرده تحصیل
تجارتی ارزشنیست".
مدارسترب و تعلیم نظام یک هدف ترین اساسی باید که اخالقی مکارم و فضایل واجد انسان تربیت و ساختن کار در دانشگاهها ودین مقبول یت
هموار را طبیعت در فاوستی تصرف راه بتوانند که هستند علومی تعلیم کار در عمدتا بلکه نیستند باشدسازند.
- 56.
نیننس تهننسجم
ندرنمن نیآموزشن
ارزشهسب
ارزشها همه به رگ ب مهاجمي ، است مدرن تربيت و تعکيم مباني بر مبتني که دنيا سرتاسر در را دانشگاهي و اي مدرسه کنوني آموزشي نظامميداند:
"محتواير امور همه که داده تق خود به است شده بنا غربي تفکرات مبناي بر ًالکام که کنوني آموزشي سيستم عکميمحوور بور ا
ت مورد اينکه مگر ،يافت تواننمي چي هيچ جهان سراسر در که آنجا تا ،کند تفسير و تحکيآ خاص تفکر نحوه هميننظام اين عرض
تواري ،اجتماع ،سياست ،اقتصاد ،جسم و روح ،جهان و انسان است؛ شده پردازي فرضيه آن درباره و گرفته قرار خاص فکريهنور ،
و...پوري و ديو مثآ خيالي و موهوم موجوداتي يا و تاريخي موجودات ،فرشتگان همچون مجردي موجودات تتي قياس همين بر...
اندگرفته قرار فکري نظام اين تعرض تيطه در پژوهش براي موضوعي مثابه به ني.موورد نبايد نفسهفي موضوع اينواقو اعتوراض
مذموم تنها نه امور همه به آن پرداختن ،بنمايد عالم تقيقت از انکشاف توانستمي عکوم اين اگر ،سو يک از که چرا ،شودکوه نبود
،ديگور سوي از و ،بود پسنديده بسيارح حيطة در که هاييتمدن و هافرهنگ ديگر با اگر حاکو تمدن و فرهنگ هرکومرت
نيسر انتظرار و توقع از دور چندان ،است کرده غرب تمدن و فرهنگ که کند عم چنين اين هو گيرندمي قرار آنت؛
زموي کوره تواري طول در که هاييتمدن و هافرهنگ همه با نظر اين از ،آن استکباري ذات لحاظ به غرب تمدن و فرهنگ اگرچهن
متفاوت ،نموده رخاست".
- 57.
نیننس تهننسجم
ندرنمن نیآموزشن
ارزشهسب
مدرسهر همالین از و اسالت تکنولالوژی و علم بت پای به انسانی حیثیت و حرمت ، شخصیت ، اعتبار شدن قربانی محلعلالم و
است دانشگاهها دانشجویان اتفاق به قریب محتو سرنوشت تکنوکراسی و زدگی:
”زدگیعلممعالر در شالدت به انسان چراکه ،هاستدانشگاه دانشجویان اتفاق به غریب محتو سرنوشت تکنوکراسی وایالن ض
که دارد قرار عمده خطر«علت»با را«سبب»خاصال فکالری های نظا به روی ،جهل از اشفطری گریز ضمن در و بگیرد اشتباهی
به سطحی آگاهی یک که بیاورد«عالم حدوث اسباب و هاواسطه»در تفکر از را آنان«ماهیت و علت»است کرده کفایت.”
چگونهو اسالمی معارف واحد چند افزودن با امر این شک بدون یازید؟ دست جدید تربیت و تعلیم نظام کردن اسالمی به توان می...نیست میسور.گمان این بر کسی اگردلیل بدان ، باشد
است نبرده پی اسالم طراز تربیت و تعلیم نظام با نظام این تعارض ابعاد و عمق به که است:
“افزودنداردبرنمی پای پیش از را مشکلی هیچ دانشگاهی دروس مجموعه به اسممی معارف واحد چند.انجال بایالد کاله آنچها
اندیشال کاله است علمایی توسط آن ارزیابی و غربی علو کنونی محتوای به عمیق و وسیع و کلی بازنگری یک ،شودبالر آنالان ه
است شده بنا اسم معرفتی مبانی.بال ایالن کاله اسالت علت بدین اندفرموده تأکید انسانی علو درباره اما حضرت اگرو ازنگری
شود کشیده نیز تجربی علو دامنه به سپس و گردد آغاز انسانی علو از نخست باید ارزیابی.ت و ارزیابی این اگرعلالو از طبیق
ت علالو ،پندارندمی عمو آنچه خمف بر ،اصوآل که چرا ،گرفت خواهد بر در نیز را تجربی علو الجر ،گردد آغاز انسانی،جربالی
اخذ غربی یفلسفه از را خویش پژوهشی روش حتی و جهت ،بنیاناندکرده”.
- 58.
نیننس تهننسجم
ندرننم نینآموزش
ارزشهسب
کسانیب همچنان اما اند یافته دینی غیر و سکوالر را انسانی علوم که اند رفته پیش آنجا تا جدید آموزشی نظام ماهیت فهم درپیای بیاور این ر
دی اما ، هستند دینی باورهای و اصول به نسبت البشرط و خنثی اصوال و بوده مستثنی امر این از تجربی علوم که فشارند میبیا آوینی که دیم
داند می دینی غیر نیز را تجربی علوم حتی و بوده مخالف دیدگاه این.
تعلیم نظاماز علمییه هیای حیوزه کیه ایین از البتیه و بینید می علمیه های حوزه در زیادی حد تا را خود مطلوب تربیت و
و طب ، نجوم ، هندسه ، ریاضیات چون علومی( ...میاهوی تفیاوت او باور به که آن مدرن صورت به نه و اند بوده گذشته در که گونه بدانبیین
دارد وجود علوم این مدرن و سنتی نوع)است مند گله ، اند گرفته فاصله:
"غایتآ نظالا غایت آنکه حال ،است انسان الهی کمال به رسیدن و دین در تفقه ،علمیه هایحوزه تربیت و تعلیم نظاموزشالی
است تمدن این نیاز مورد تخصصی کادرهای تربیت کنونی.دیالن جالدایی از تبعیت به یکدیگر از نظا دو این جداییدر علالم و
است افتاده اتفاق بشر کنونی تفکر.ال و علم ،سیاست ،اقتصاد از اعم ال بشر اجتماعی امور همه از دین جدایی...غ امریقابالل یر
صال علمیاله هالایحوزه کار که است جدایی همین از تبعیت به و ،شودمی منتهی بدان غرب کنونی تفکر که است اجتنابباله ًارف
یابدمی اختصاص روحانی و دینی تربیت و تعلیم.ریاضی علمیه هایحوزه در دیگر که است قرن یک از بیشتر اکنون،هندساله ،ات
بوده این جز مرسو قدیم در آنکه حال ،شودنمی تدریس و تعلیم سیاست و طب ، نجو ،هیأتاست".
- 59.
نیننس تهننسجم
ندرننم نینآموزش
ارزشهسب
البتهس انتقیال پی در و زنند می تایید مهر هم الجمله فی حتی جدید آموزشی نظام بر که روحانیونی و علما ازیسیتم
کند می انتقاد ، هستند ها حوزه درون به آن علمی محتوای و جدید آموزشی:
"البتهمی ،مسالائل در عمیالق تأمل بدون و خوشبینی با متأسفانه روحانی علمای از بسیاری حتی و افراد اکثر اکنونکاله انگارنالد
انت هالدف بالا که هستیم هاییتمش شاهد ما و کندمی تأیید را کنونی آموزشی سیستم علمی محتوای الجملهفی اسمایالن قالال
پذیردمی انجا علمیه هایحوزه به آن علمی محتوای و آموزشی سیستم.
یکن این به تواندمی تأمل بدون ،دانشگاه و حوزه وحدت زمینه در امت اما حضرت داهیانه هایتوصیه از سطحی برداشتتیجاله
سالنت تعلیمالات الجملهفی و داد اشاعه علمیه هایحوزه در کنونی محتوای همین با را دانشگاهی علو باید که یابد دستبالا را ی
بخشید مطابقت دانشگاهی تخصصی و علمی هاییافته و رسمی علو.
ترینپایینهاحوزه سنتی تعلیمات و اسم معارف ما که است این شود منتهی آن به تواندمی تفکر این که اینقطهبالا را علمیه ی
بریزیم دور به گیردنمی قرار تأیید مورد چه هر و بزنیم محک دانشگاهی علو هاییافته.
اینو لیبرالیستی شدید هایگرایش که هاییمسلمان از بسیاری میان در ،جهان نقاط سایر و ایران در ،اکنونهم تفکرغربگرایانه
و آزادی نهضالت ،خلالق مجاهالدین میالان در آنچه نظیر ال سیاسی انحرافات از بسیاری فکری مبنای واقع در و دارد اشاعه دارند
قرار لیبرالیستی هایبرداشت همین بر ال بودیم آن شاهد صدربنی اصحابدارد".
- 60.
اصالح شواری ول
مدرنآموزشی نیس
امرکه چرا داند می صعب بسیار را مدرن آموزشی نظام اصالح"علمی عقل"ب غربیی دانشمندان بر تنها نه جدیدلکیه
است یافته سیطره الهی علمای شماراز انگشت ای عده جز همگان بر(تمدن تاریخ و نبی نوح)حقیقی غییر و انتزاعیی فهیم امکان وبیودن ی
د گزینه و اند یافته پرورش ،آموزشی نظام همین از متاثر فضای در کودکی از همگی که چرا ، است شده سلب همگان از جدید علومرا یگیری
اند ندیده خود روی پیش در:
“علتت برای را الز فرصت هرگز او که جاست همین در نیز جدید علو بودن انتزاعی به نسبت امروز بشر آگاهی عدو امالل
شخصالی زندگی زوایای کوچکترین تا حتی را خود پود و تار ظرافت با که ای گسترده و دقیق بسیار نظم در تفکرخالانوادگی و
یابد نمی ،است کشانده انسانها.
انسانسیسی ییک از تیابعی کیه آینید میی بدنیا هایی بیمارستان در آنها کنند؛ زندگی خواهند می که آنگونه ندارند اجازه هرگز هابسییار تم
اسیت گسیترده نظیم همیان سییطره در نحوی به یک هر که شوند می بزرگ ای خانواده درمیان ، خانه در و ،است جهانی گسترده.کودکیان
نسی را مردم تا دارند تالش ،اجتماعی روانشناسی های شیوه ترین پیچیده با نیز تلویزیون و کنند می رشد تلویون با با هموارهاسیتمرار بیه بت
دارند باز ،ندارد کاربردی و نیست ای فایده مفید که ای اندیشه هر از مطلقآ را آنها و سازند امیدوار موجود وضع.بی و خیوبی های مالکاز دی
شوند می اخذ جا همین؛
«مفید»و است خوب ،باشد چه هر«مفید غیر»بد ،باشد چه هر ،.مفید علومی تعلیم به متعهد نیز ها دانشگاه و مدارسهستند؛
سازند همواره را طبیعت عالم در فاوستی تصرف این راه بتوانند که علومی...است فایده بی باشد این جز چه هر و.”
- 61.
اصالح شواری ول
مدرنآموزشی نیس
اماکه صعوبتي اين وجود باازعت و قران نور پرتو در وضعي اين براي اقدام ضرورت از او ، گويد مي تخن آنرت
گويد مي تخن:
"همهغرب فرهنگ کنوني ظلمات از االسفمع يابدمي اشاعه جهان سراسر در علم نام به انساني علوم هايکتاب در امروز که احکامي
بردنمي ترکستان به جز راه و است گرفته منشأ.اعظو قسومت روايوات و قورآن نور پرتو در حقايق گشودن و احکام اين بازنگرياز م
داريم عهده بر اعتقادي جهاد در ما که است ايوظيفه.براي و يابدنمي خاتمه استکبار با نظامي جهاد به حق برابر در ما مسئوليتاشاعه
کوه ايفلسوفه و فرهنوگ ،برخيوزيم جهواد بوه غرب فلسفه و فرهنگ با ما اينکه جز نيست اي چاره جهان سراسر در اسالم فرهنگ
است آن ريشه و استکبار سياسي حيات پشتوانه.حقيقوي ماهيوت بوه را موا که است لوازمي از غربي تمدن تاريخي مباني شناختايون
خواهوووووووووووووووووووووووووووود نزديووووووووووووووووووووووووووووک تموووووووووووووووووووووووووووودنسوووووووووووووووووووووووووووواخت".
- 62.
- 63.
وسلم و یآوی
جدید آ و
است یافته بسیاری نگاه در ویژه و واال شآنی جدید عالم و جدید بشر.همگان-شمار انگشت اال-د بشری با اکنون ما که باورند این برو عصیر و ، انیاتر
مواجهیم گذشته به نسبت تر مطلوب ای زمانه.بسی در حاضرند که کنند می خضوع چنان آن جدید زمانه و جدید بشر برابر در بسیاریمفیاهیم از اری
کننید نظیر تجدید جدید دنیای به نسبت آن بودن ناجور وصله و جدید بشر سوی از آن پذیرش عدم دلیل به الهی احکام حتی و باورها و.مو قتضییات
، اسیت پرداختیه دینی باورهای و احکام در نظر تجدید و بازنگری صرافت به را دینی عالمان و متدینین از بسیاری جدید روزگار مشتهیاتایین والبتیه
صد و است حاضر زمانه و کنونی بشر دانستن متکامل آن قهری نتیجه که است تاریخ پیشرفت و ترقی نظریه پذیرش از ناشی عمدتانیدادن تن البتهبیه
است قبیح امری بالضرورة که است تکامل برابر در ایستادن مفهوم به ،روزگار و بشر این تمنیات و مقتضیات!.
مالحظ بی جدید آدم و عالم باره در را خود صریح دیدگاه و ایستد می عمومی مشهور باور این برابر در تنه یک نیز اینجا دربییان ه
دارد می.بیند نمی مدرنیته سیطره تحت کنونی روزگار و جدید بشر جبین در را رستگاری نور کمترین او.تقری خالف بر جدید بشرتمیدنهای همیه با
اصی و اسیت پرداخته مادی غیر امر هر و غیب انکار به کلی به بودند ی آلود شرک و محرف چه اگر ی باور غیب و باور خدا نحوی به که پیشینالتبیه را
است داده ماده:
"انسانک وحی انکار و افراطی راسیونالیسم به را او این و است گرفته را جزوی عقل جانب ،دل و جزوی عقل میان تقابل در جدیدشانده
است.ا باله را او امر این و بخشیده اصالت جسم به روح و جسم میان تقابل در ،باشد کرده پیدا تعین که علت هر به جدید بشرروح نکالار
است رسانده مجرد.معن و معنالا عالالم انکالار و ماتریالیسم به را او این و گرفته را ماده جانب معنا و ماده میان مقابل در جدید بشرویالت
است کشانده.بالواط و کیفیالات عالالم از را او این و است آورده باور کمیت اصالت به کیفیت و کمیت میان تقابل در جدید بشرغفلالت ن
است بخشیده.اث و کشانده آسمان انکار به را او کار این و است گرفته را زمین جانب آسمان و زمین میان تقابل در جدید بشرزمالین بات
است زمینی هرچه و.اسال کشالانده انسالان پرستش به را او کار این و است گرفته را خود جانب خدا و خود میان تقابل در جدید بشرو ت
است کشانده دینداری و دین انکار به را او کار ،خواه نا خواه ،گزینش این که بینیم می باالخره،"
- 64.
ه نسنمنینگ ز
جدیدبشر
بنابراینصاحب ،پیچیده بسیار است حیوانی که جدید بشرمعاش عقلخی ،انیواع طبیعیی تطور سیر خودروی ثمره ونفیس و ود
اقتصی و شیده گرا دنیا جدید بشر که است طبیعی و است گزیده بر را اومانیسم مذهب و ساخته خویش قبله ،را اش امارهخیور و اد
است یافته غلبه اش انسانی حیات وجوه همه بر شهوت و وخواب:
"دنیاگراییاست یافته غلبه انسانی حیات وجوه سایر بر اقتصاد که داده سوق سمتی به را جهان کار امروز بشر.تفک درغیرب امیروزی ر
مداق مورد اشدنیایی و مادی نیازهای دریچه از ًاصرف را بشر ،است کرده پیدا اشاعه زمین پهنه در و یافته عام مقبولیتی متيسفانه کههوقیرار بررسیی
دهندمی.گییمی قرار غفلت مورد بشر الهی فطرت و حقیقی ماهیت که است این افتدمی اتفاق بررسی نحوه این در که ایفاجعهترینمهمانسیان و رد
ن اشالهیی فطیرت به بازگشتن در انسان تعالی و تکامل دیگر الجرم ،شد چنین این وقتی و شودمی خالصه حیوانی غرایز از ایمجموعه دردر ،یسیت
غریزی و مادی نیازهای بیشتر و بهتر چه هر تيمیناوست".
مادهاست کرده سطحی را او شدت به جدید بشر زدگی.هس و اشیا ذات و ماهیت در تفکر از و ببیند و بفهمد تواند نمی محسوسات از ای پوسته جز اوخویش تی
ماهیت و اشیاء ذات از پرسش سوی به را انسان ًالاص دینی تفکر آنکه حال ،کنند می سیر جهت همین در نیز جدید علوم و است کرده معاف راآنهرانیدمی ا.تسیود فکیر
ملزو و زبان نیز رسمی علوم و کنندمی تفکر و تنفس آن در همه که است درآمده فرهنگی جوی صورت به بورژوازی اوتیلیتاریستی و انگارانهمیاتتف ایینبالتمیام را کیر
گذردمی تاریخی رویداد این از که هاستقرن اکنون و اندآورده فراهم.
بداند پیشین اعصار از تر فرهیخته و داناتر را جدید بشر و بنامد علم عصر را جدید عصر که رود نمی این بار زیر هرگز مقدمات این با.عص اورا کنونی ر
بدتری اسیر و تاریخ بشر ترین جاهل را سکوالر علوم پرورده دست و اماره نفس و ماده اسیر مدرن بشر و داند می شده تئوریزه جاهلیت عصرخ نمی رافاتداند:
"آقایان( !روشنفکران به خطاب)جالاه اعصالار دیگالر با آن تفاوت و است جاهلیت اعصار از یکی زنید می سینه به را آن سنگ شما که عصری ایندر لی
اند بخشیده عملی صورتی آن به و اند کرده تلوریزه را جاهلیت بار این که آنجاست.ا خرافات عصر ،نکنید چه و بکنید قبول چه ،عصر اینمأمور ما و ست
هستیم مدرن گرایی خرافه این با مبارزه به."
- 65.
نینگ ز هنسنم
جدید بشر
و نفاقکاری ریااست جدید روزگار و جدید بشر های ویژگی دیگر از:
"انسانکشیا وحی انکار و افراطی راسیونالیسم به را او این و است گرفته را جزوی عقل جانب ،دل و جزوی عقل میان تقابل در جدیداسیت نده.
م روح انکیار به را او امر این و بخشیده اصالت جسم به روح و جسم میان تقابل در ،باشد کرده پیدا تعین که علت هر به جدید بشررسیانده جیرد
است.است کشانده معنویت و معنا عالم انکار و ماتریالیسم به را او این و گرفته را ماده جانب معنا و ماده میان مقابل در جدید بشر.جدیید بشیر
است بخشیده غفلت بواطن و کیفیات عالم از را او این و است آورده باور کمیت اصالت به کیفیت و کمیت میان تقابل در.بشیرتقابیل در جدیید
است زمینی هرچه و زمین اثبات و کشانده آسمان انکار به را او کار این و است گرفته را زمین جانب آسمان و زمین میان.د جدیید بشرتقابیل ر
ن خواه ،گزینش این که بینیم می باالخره و است کشانده انسان پرستش به را او کار این و است گرفته را خود جانب خدا و خود میانکیا ،خواه ار
پذیرفت توجیه و یافته نظام آنچنان ای گونه به علمی و نظری ازلحاظ انکار این منتها ،است کشانده دینداری و دین انکار به را اوم انجام هشیود ی
ر ریاکاری جانب نیز ریا و صداقت میان تقابل در ناگزیر جدید بشر که چرا ،شود نمی دریافت دینداری با مستقیم تضاد آن از کهگرفت خواهد او
ری روابیط ،اقتصیادی ریاکارانیه هیای سیاسیت ،ریاکارانیه دیپلماسیی بیه را کیار انسانی حیات مختلف های حیطه در انتخاب این تسریاکارانیه
کشید خواهد ریاکارانه زدایی مذهب و ریاکاری روانشناسانه توجیه ،اجتماعی.صیراحت از پرهیز با که کشد می آنجا به جهان کار آنگاهقلیدران ،
پوشانند می متناقض و پارادوکسیکال احکام پس در را خود منویات جهان:دمو و آزادی اسیم بیه کنند؛ می جنگ به اقدام صلح اسم به،کراسیی
می تعلیق عیدم اسیم بیه کنند؛ می جنون به توصیه عقل اسم به دهند؛ می گسترش را جهل ،علم اسم به کنند؛ می بنا پنهان استبدادبیه را ردم
اسی بیه بیاالخره و ،دهنید میی اشیاعه را هنیری بی ،هنر اسم به کنند؛ می توجیه را جادو و سحر ،عرفان اسم به خوانند؛ می اماره نفس بردگیم
کنند می مبارزه دینداری با مذهب.که اند گنجانده بشر حقوق جهانی اعالمیه در که منطقی الظاهر علی حکم این«هیر است آزاد بشررا دینیی
کند اختیار.»نتیجی و غایت است پنهان اهری حکم آن درون در که دوم جزء این و ،بیاورد دینی بی به روی که است آزاد بشر یعنیمطلیوبی ه
پرهی صراحت از که کند می حکم چنین پذیرفته فلسفی توجیه و قانونمند ،یافته نظام ریاکاری اما ،اند کرده مراد آن از که استزشود".
- 66.
نسهیمنمف نینوارونگ
جدید نیسیر
بشرپندارد می کمال را تباهی و تباهی را کمال ، است مفاهیم در وارونگی دچار جدید:
"وارونگییابنالد داللالت حقیقالت وارونه مفاهیمی به کلمات و شود وارونه چیز همه که دارد اقتضا چنین جدید بشر.{باله
عنوانمثال}معنای ،جدید جاهلیت از پیش تا همواره هنر اگر«کمال»خوانالده مالی هنرمنالد را کمال اهل و است داشته
مفهو به هنر لفظ که است آن جدید عصر در مفاهیم وارونگی مقتضای ،اند«زوال»هنرمنالدان و باشالد داشالته داللت–
اند بوده که آنچنان–باشند مردمان فاسدترین."
- 67.
نسهیمنمف نینوارونگ
جدید نیسیر
مصداقیاست آزادی مفهوم در ،وارونگی این از دیگر.کی آن بیا و پنیدارد میی ترین آزاد را خود است ترین بند در که امروز بشراز ه
پندارد می فکر روشن را خود ، است گرفتار بیشتری لمت در تاریخ ادوار همه:
"هرتمد باطن در نهفته متناقض های صورت توان می تر بیش و تر بیش شویم می تر نزدیک بیستم قرن پایان به چهرا تکنولوژیک ن
دید آشکارا.و است تناقض گرفتار ًاذات امروز تمدند متمدن بشر که است آن ها تناقض این ترین جدی زمره ازعین ر
جهان در انکه«محاکمه»خالویش بالر محیط جامعه ،نیست برخوردار انتخابی حق هیچ از و زید می کافکارا
انگارد می آزاد و باز.گوید می راست کافکا:انس کنونی جهان در و ،است آزادی مسلوالنه عمل الزمهبالا ان
غایاتی سوی به ،بداند آنکه بی و ناخواه خواه را او که نادیدنی هایی زنجیر ، آید می دنیا به زنجیرممز که
کشانند می است کنونی تمدن با.بش همین بدانیم که دهد می نشان تمام صورت به را خود هنگامی تناقض اینجامعیه که ری
را خود بر محیط«باز»کی انیدازه ایین تا زمین کره بر خویش حیات ادوار از یک هیچ در ، آورد می روی آزادی تقدیس به و داند میه
گی تیا گهیواره از را بشر افراد که تمدنی زندانی بلکه ، خویش اماره نفس برده فقط نه ؛ است نبوده برده و اسیر هست امروزبنید بیه ور
کشیدهاست".
- 68.
نسهیمنمف نینوارونگ
جدید نیسیر
اماپردازد می جدید بشر نقد به بیشتری تلخی و صراحت با و نکرده اکتفا توصیفات این به آوینی:
"دراکرم رسول مقرب اصحاب چون که کسانی هستند ،جوانان این میان(ص)زنیدگ طهیارت و تقیوا کمال در و معصومانهی
گنی جهینم در خیاک کیره سراسیر و رسییده فعلییت بیه بشر شیطانی استعدادهای همه که است ایزمانه در این و کنندمیاه
چهره بر نیز را نظری متدولوژیک توجیه یک از موجه نقابی که گناهی ،سوزدمیدارد".
اصالت و است نمانده باقی انسانیت از نشانی هیچ دیگر ،بشرغربی شدهمسخ چهره ودر است شده مسخ جدید بشرامیروز میدن
و اندکرده کز خود هایقفس گوشة در که هستند معتادی و تنبل حیوانات هاآدم که است انسانی وحشی باغ انسانیچیز هیچ
لیذت است؛ لذت ،آنهاست مراد آنچه سه هر این در و کشدنمی خویش سوی به را آنها جنسیت و خواب و خوراک و خورد جز
و خواب لذت ،غذا...مخ ی غربی جوامع که است همراه آوریشگفت انحرافات و گرایی افراط با نیز پرستیلذت این ذات وًاصوص
ک آنان در سامری گوساله سحر و ندارند کفش به ریگی که کسانی برای و هستند آن واقعی تجسم ی آمریکا و اروپانیفتاده ارگر
دارد آشکار عینیتی ،حقیقت این است.
- 69.
،رنسننننننسنس
ننرن و ننرینآ
جسهلی
رنسانسبشر جاهلیت عصر آخرین را آن که طالیی ای دوره نه را–آن بدترین البته و–ال و داند میاز بته
که حیث این«الفرجة الشدة تناهی عند»داند می هور عصر به ورود آستانه را آن:
"ازس سراسر در انسانی اقوا تاریخی حیات ،شده آغاز بشر جاهلیت عصر آخرین که سو این به رنسانسبه یاره
رو تحولی اگر و بیابد محقق مصداق خویش کلی حیثیت در بشر تا است کرده پبدا ارتباط یکدیگردهالد مالی ی
بیفتد اتفاق یکجا بشریت همه برای.تعبیر«جهانی دهکده»م ظهالور عصر و الزمان آخر که دهد می نشانوعالود
شال خواهد که شود شامل را بشریت همه باید است آن انتظار در بشر که عظیم تحول آن که چرا ،است رسیدهد.
کالرد خواهالد هبوط معنوی آسمان از خویش وجود کلی حیثیت در بشر که است جاهلیت عصر آخرین این در_
است کرده که_خویش وجود کلی حیثیت در بشر که است عصر همین در و«توبه»پیال بالا که ،کرد خواهدروزی
درایران اسممی انقمب_است زمین سیاره معنوی القرای ا که_بالت تالا رود مالی و شده آغاز نیز عصر اینمالا
را بشریت همه و زمین همهفراگیرد".
- 70.
غرب ضرورتشناسیاز رهاییو مدرن های آموزه و تمدن از منبعث کنونی لمات فهم ومشهوراتومسیلماتایین پرداختیه و سیاخته
و تمدناموزهاز رهایی و مدرن هایمشهوراتومسلماتمعارف پرتو در تمدن این پرداخته و ساختهوحیانیبی بازگشیت و سیو ییک ازه
برا عترت و قرآن مبانییفهمدارد دیگر سوی از گوناگون امور در دین موضع:
فرهنگ کنونی لمات از االسف مع ، کرده پیدا اشاعه جهان سراسر در علم نام به انسانی علوم های کتاب در امروز که احکامی همهغیرب
برد نمی ترکستان به جز راه و است گرفته منشا.
«...پ کاله ای فلسالفه و فرهنگ ،برخیزیم جهاد به برخیزیم غرب فلسفه و فرهنگ با ما که اینکه جز نیست ای چارهشالتوانه
حساستاست آن ریشه و استکبار سیاسی.»
وروایالات قالرآن در اسالممی مبانی از مستقیما را ها جواب این ما آیا دارد؟ اسم با نسبتی چه ،جوابها این راستی به اماو..
جمع تحلیلهای از ای مجموعه به یا ایم؟ کرده استخراجاوریاز شدهمسموعاتیال شالبانه آوردی در مالن تخیمت و روزانها
از شده ترجمه صنعتی و علمی مقاالتساینتیفیکآمریکن،نیوزویک،نشنالجلوگرافیگالزارش به یا ،غیره وسالمینارهای
و دانشگاهیغیردانشگاهیو شرقی و غربی..اسممی معارف سراغ به اصم و ایم؟ کرده اکتفانرفتهایم!بدانی تاقرآن آیا که م
خیر؟ یا کند می تایید را ما تصورات و تخیمت این روایات و
غننرب ضننرور
سسی شپرت رو
معسرفوحیسنی
ننننچن
بسیننند
؟ کر
- 71.
ا دوره بیهگیذار دوره را آن و دانسته بشر جاهلیت دوره آخرین را مدرن دوره ،نگاه ترین خوشبینانه دری
ورزد می مخالفت آن دستاوردهای و مدرنیته به ذاتی تعلق هرگونه با و داند می معنوی:
«است همین کنونی دوران از ما تلقی:معنالوی تمالدن یک به غرب شیطانی قاهر تمدن از گذر دوران».ایالن بالر
هرگز اساسنمیباشیم داشته جدید تمدن ملزومات از یک هیچ به ذاتی تعلق توانیم.اینکال وجالود با امانبایالد ه
نه را کار این که چرا ،نیست آن از ثانوی و اضطراری استفاده و عرضی تعلق از گریزی ،داشت ذاتی تعلقو عملالی
میداند مفید حاضر شرایط در نه»
بنن تاتننی تعلننذ
نمدرنینننن!نسامن
راری اضن ه استفس
آری آن از
ننننچن
بسیننند
؟ کر
- 72.
تکنول و بشربین کنونی نسبت تغییر با جدید تکنولوژی و تمدن جوهر و روح تسخیر از سخن جایی درگوید می وژی:
«و کنیم پشت جدید عالم تکنولوژی و متدولوژی به باید ما که است آن سخنان این عملی نتیجه آیارا چاله هالر
که اینست جواب بیندازیم؟ دور به گزینشی هیچ بدون هست که:خیر!سالخن آن از که هم را گزینشی امامالی
انگاشت نباید سهل رود.جدید تمدن جوهر و روح تسخیر صدد در باید مابرآییمآن جسم نه!»ت نباید ماساللیم
دارد وجود تکنولوژی و جدید بشر بین که شویم نسبتی همان.ت همالین گرو در جدید تمدن جوهر تسخیرغییالر
بود نخواهد پذیر امکان داریم انتظار ما که سان آن گزینشی ،نه اگر و نسبیت.
نسبی والی،
نننوالی نننن
لذ میک تک
ننننچن
بسیننند
؟ کر
- 73.
- 74.