همه برگ گل سرخ چمنش زوبين است هان بدانيد فدا نيکترين آئين است نامهاشان همه معنای شکوه و شرف است گفت طوفان که ببين سينه من باغی داشت فوج مرغان که به دريا زده بی هول و هراس فخر تنها نکنی چهره ی او چون ديدی رسم او گير که اين رسم بهين آيين است خنده اش گفت مرا مرگ چنين شيرين است خانه شان سنگر و باروی شرف شد اين دوست پاکبازان تن و زندگی نوشينند ای جوانان وطن! چهره ی عصيان اين است گفت طوفان که ببين سينه من باغی داشت همه برگ گل سرخ چمنش زوبين است فخر تنها نکنی چهره ی او چون ديدی خنده اش گفت مرا مرگ چنين شيرين است