خاتمي ديگر يک خاطره است

799 views

Published on

Eshkevari1019

Published in: Education, Technology
0 Comments
0 Likes
Statistics
Notes
  • Be the first to comment

  • Be the first to like this

No Downloads
Views
Total views
799
On SlideShare
0
From Embeds
0
Number of Embeds
219
Actions
Shares
0
Downloads
6
Comments
0
Likes
0
Embeds 0
No embeds

No notes for slide

خاتمي ديگر يک خاطره است

  1. 1. ‫‪sco‬‬ ‫كانــون آرمــان شــريعتـي‬ ‫ه اس ت‬ ‫خاتمی دیگر یک خاطر‬ ‫‪Sco1385@Gmail.com‬‬ ‫حسن یوسفی اشکوری‬ ‫9101‬ ‫شماره مقالـه :‬ ‫8‬ ‫تعـداد صفحـه :‬ ‫90/78‬ ‫آخرین بررسی :‬ ‫0000‬ ‫تاريــخ تحـرير :‬ ‫‪www.shandel.org‬‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫موضـوع : نگاهي به عملکردهاي مثبت و منفي دولت خاتمي‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫1‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  2. 2. ‫خاتمی دیگر یک خاطره است‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫داوری دربارهٔ آقای خاتمی و دو دورهٔ ریاست جمهوری او، که به صورت اجتناب ناپذیری با پدیده‌ای موسوم به اصالح طلبی و دوران اصالح طلبان پیوند‬ ‫ِ‬‫دارد، کارِ آسانی نیست. حداقل در یک مقال کوتاه ناممکن است. اما اکنون می‌کوشم بسیار مجمل و در حدِ یک جمع بندی کوتاه، نکاتی را از کارنامه‬‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫خاتمی یادآوری کنم.‬ ‫ِ‬‫بدیهی است که هر نوع داوری دربارهٔ هر چیز، بیش از هر چیز به مالک‌ها و معیارهای شخصی نیازمند است. معیارِ داوری ما دربارهٔ عملکرد و دستاوردهای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫مثبت و منفی جنبش اصالحات و دولت آقای خاتمی و شخص او چیست ؟ به نظرِ می‌رسد که مهمترین [ اگر نگوییم تنهاترین ] معیارِ قضاوت ما در این‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬‫باب، شعارها و وعده‌های شخص آقای خاتمی در زمان انتخابات در سال 6731 است. تا آنجا که اکنون با مراجعه به حافظه به یاد می‌آورم، آقای خاتمی‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫از آن زمان حول چند محور سخن می‌گفت : قانون گرایی، جامعه مدنی و توسعه سیاسی [ تقدمِ توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی که اندیشه خاتمی را از‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫دولت هاشمی رفسنجانی متمایز می‌کرد ]. البته در این میان مهمترین محور همان قانون گرایی بود که دقیقاً به معنای اجرای کامل قانون اساسی و فعال‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬‫کردن ظرفیت‌های موجودِ قانون و اجرای اصول مَتروک و مغفول آن بود. بویژه از نظرِ آقای خاتمی، جامعه مدنی نیز، کم و بیش مترادف با قانون گرایی و‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫اجرای قانون تفسیر می‌شد. بی‌گمان توسعه سیاسی نیز، که به معنای تامین آزادی‌ها و تَحقق حقوق شهروندی و تا حدودی دموکراسی بود، در نگاهِ خاتمی‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫در چهارچوب قانون تعبیر می‌شد. در کنارِ همه اینها، توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی و بهبودِ روابط خارجی و تعامل با جهان نیز مطرح بود.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫به نظر می‌رسد که آنچه در دوران انتخابات گفته و تبلیغ می‌شد، کم و بیش همین‌ها بود. اما پس از انتخابات و انتخاب آقای خاتمی با رأی پیش بینی‬ ‫ِ‬‫نشده، تحول شگرفی در سطوح مختلف و بویژه در الیه‌های گوناگون شهرنشینان و طبقه متوسط و در رأس تمامِ آنها، زنان و جوانان و نخبگان فکری و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫سیاسی ناراضی، که در واقع حماسه آفرینان دومِ خرداد بودند، پدید آمد. جامعه به طورِ آشکاری دگرگون شد. سطح مطالبات نهفته و ناکامِ این گروه‌های‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫مرجع، به شکل برجسته، و حتی می‌توان گفت انفجاری، چندان فُزونی گرفت که رئیس جمهور و جریان اصالح طلب را غافلگیر کرد.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫2‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  3. 3. ‫راست است که این مطالبات در دومِ خرداد متولد نشده بود، اما خواسته‌های تاریخی و برآورده نشدهٔ عصرِ انقالب و حتی یک قرن اخیرِ تاریخ اصالح طلبی‬‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫ایرانیان، یکباره فَوران کرد. توقعات بسیاری ایجاد کرد که رئیس جمهورِ اصالح طلب و دولت او و همکاران‌اش در حاکمیت و خارج از آن، می‌بایست آنها را‬‫برآورده می‌کردند. واقعیت این است که این روند، هم برای خاتمی و اصالح طلبان حکومتی و هم برای جامعه و مردم تا حدودی خوابگردانه بود و می‌توان‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫گفت به عنوان یک "پروسه" رخ داد نه یک "پروژه". شاید آن جمله معروف مهندس بازرگان، که دربارهٔ تشویق روحانیان به فعالیت و مبارزهٔ سیاسی گفته‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫بود که "باران خواستیم، سیل آمد" دربارهٔ خاتمی و ماجرای اصالح طلبی او نیز صادق باشد.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫اوایل، حتی سخن از اصالحات نیز نبود. فقط این اندازه مطرح بود که سید محمد خاتمی به لحاظ شخصیت، مَنش، افکار، برنامه‌ها و وعده‌ها با رقیب‬ ‫او شیخ علی اکبر ناطق نوری متفاوت و آشکارا متمایز است. آقای خاتمی می‌تواند اندکی در اوضاع تغییر ایجاد کند و حداقل قابل تحمل است. اما در طی‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫یک سال پس از دوم خرداد، چنان طوفانی برخاست که با نگرش و انتظارات اولیه به کلی متفاوت بود. دو عامل در این خیزش طوفانی و ارتقای فوق العادهٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫سطح مطالبات مؤثر بود؛ یکی شخصیت انسانی و ذهن و زبان فرهنگی و عاطفی و مردم دوستانه خاتمی، بویژه صداقت کم نظیرِ [ و در میان مسووالن‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫بلندپایه جمهوری اسالمی بی نظیر ] وی، و گفتارهای آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه و عدالت جویانه او. و دیگر، بازتر شدن فضای سیاسی و فرهنگی‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫جامعه در آن سال اول و طرح افکار و خواسته‌هایی که تا آن زمان نه تنها ممکن نبود، حتی انتشارِ آنها در سطح عموم نیز غیرِ قابل تصور بود.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫این روند در سالیان بعد نیز ادامه پیدا کرد. مخصوصاً ظهورِ مطبوعات و نسلی جدید از روزنامه نگاران و اهل قلم در سال‌های 67 تا 97، مطالبات ناکامِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫تاریخی را به عرصه عمومی آورد و فضا را آماده کرد تا مجلس ششم شکل بگیرد.‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫با توجه به این نکات، اکنون دربارهٔ خاتمی و دولت او و به طورِ کلی جنبش اصالحات چه می‌توان گفت ؟ آیا خاتمی ناکام بود یا کامیاب ؟ اگر بخواهم‬ ‫ِ‬‫ِ ِ‬ ‫ِ‬‫جمع بندی خود را در یک جمله بیان کنم، می‌گویم که خاتمی در مجموع و با توجه به وعده‌هایش و نیز با توجه به شرایط و امکانات و مالحظات فراوان‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫دیگر، نسبتاً موفق بود و می‌توان به وی نمرهٔ قبولی داد. دستاوردهای مثبت خاتمی و دولت او را می‌توان چنین برشمرد :‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫3‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  4. 4. ‫1. وفاداری به قانون و شعارِ قانون گرایی. خاتمی در مقامِ رئیس جمهور هرگز از قانون عدول نکرد و به وعده و شعارِ نخستین خود وفادار ماند. درست‬ ‫ِ‬‫است که نتوانست جلوی قانون شکنان را بگیرد، اما اوالً خود قانون شکنی نکرد، و ثانیاً تا حدودِ زیادی موفق شد تا بنیادِ احترام به قانون در ایران را ترویج‬ ‫ِ‬‫و تحکیم کند. تا حداقل پس از این حاکمان بعدی به سادگی نتوانند قانون را نقض نمایند و در صورت نقض، چنان که تاکنون بوده، افشا شوند و مردم در‬ ‫ِ‬ ‫جریان قرار بگیرند. این میراث برای آینده مهم است.‬‫2. وفاداری به شعارِ عدمِ خشونت و رواداری. خاتمی به عنوان یک انسان و در مقامِ یک رئیس جمهور و رئیس دولت، هرگز به خشونت روی نیاورد‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫و تندبادها و فشارها و مطالبات دو جناح ضدِ اصالحات و اصالح طلبان [ بویژه مطالبات غالباً برحق مردمان و مظلومان اصالح طلب ]، خاتمی را وادار به‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫عکس العمل‌ها و یا تصمیم‌های شتابزده و نامعقول و حداقل غیرِ قابل اجرا نکرد. او در خط فکری و مَشی عدمِ خشونت حرکت کرد. منظور آن نیست که‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫تمامِ تصمیم‌ها و یا حرکت‌های خاتمی، صحیح و مفید و به نفع اصالحات بوده است. بلکه آشکارا منظور این است که خاتمی در چهارچوب افکار و آرمان‌ها‬ ‫ِ‬‫و به مقتضای طبع و منش آرام و معتدل و حداقل تشخیص خود، عمل کرده و در نهایت، خشونت و افراطی گری و رادیکالیسم خاص و ریشه دارِ دیرینه‬‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫ایرانی را نه تنها دامن نزد، بلکه تا حدودِ زیادی کنترل و مهار کرد. این میراث برای امروز و آیندهٔ ما بسیار مهم است. بویژه که باید بدانیم عدمِ خشونت،‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫قانون گرایی، و رواداری و تحمل، سه رکن و سه شرط بنیادین دموکراسی و جامعه مدنی است. فراموش نکینم که خاتمی در نظامی رئیس جمهور شد و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫هشت سال ریاست دولت را در اختیار گرفت که خشونت و عدمِ رواداری و حتی سرکوب دگراندیشان و مخالفان، در آن نهادینه شده و یک ارزش انقالبی و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫یک اصل اسالمی و یک ضرورت قطعی شمرده می‌شد. برای من رواداری خاتمی و گسترش فرهنگ آن، یک ارزش و یک میراث بزرگ و فراموش نشدنی‬ ‫ِ‬ ‫است و از این زاویه، می‌توانم نمرهٔ بیست را در کارنامه وی بنویسم.‬ ‫ٔ‬‫3. عدمِ سرکوب مخالفان و منتقدان. قدرت همواره میل به سرکوب دارد و بویژه قدرت در برابرِ اُپوزیسیون و منتقدان بی‌تحمل و یا کم تحمل است. گر چه‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬‫این میل به انحصارطلبی و سرکوب منتقدان و دگراندیشان در سیستم دولت مدرن [ دولت ـ مدرن ] و دموکراسی و آزادی و نهادهای مدنی، تا حدود زیادی‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫4‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  5. 5. ‫ِ‬‫مهار شده است، اما در ایران معاصر تحول قابل توجهی پدید نیامده. لذا از عصرِ مشروطه به بعد، جز چند استثنا، تمامِ دولت‌ها و حاکمان صاحب قدرت‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫سرکوب گر بوده‌اند. خاتمی و دولت او در طول هشت سال حداقل هیچ مخالفی را تهدید و سرکوب نکردند، دهان هیچ منتقدی را نَبَستند، هیچ روزنامه‬‫و روزنامه نگاری به بهانه‌هایی چون توهین به رئیس جمهور، محبوس و حتی محروم از گفتن و نوشتن و دیگر حقوق اجتماعی نشد. در مقابل، خاتمی تا‬ ‫ِ‬ ‫آخرین لحظه مردمان را به انتقاد از دولت و مقامات تشویق کرد.‬ ‫ِ‬ ‫ِ ُ‬ ‫ِ‬‫خاتمی دولت خود را پاسخگو خواند و به آن وفادار ماند و این سنت را رواج داد و این برای آیندهٔ دموکراسی سست و لرزان ایران بسیار مهم است. در‬ ‫ِ‬‫ایران همین اندازه که دولتی در هشت سال دولت داری، حتی یک بار به سرکوب مخالفان دست نزند، شبه معجزه است. درست است که خاتمی نتوانست‬‫که جلوی سرکوب‌های نهادهای سرکوب گرِ رژیم را بگیرد و حتی به طورِ شایسته از حقوق شهروندان دفاع کند، اما این مهم است که او از تمامِ سرکوب‌ها،‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫قانون شکنی‌ها و آزارِ دگراندیشان آشکارا و پیوسته بَری جست. تقدس زدایی از قدرت، میراث پُر اَرج عصرِ خاتمی است.‬ ‫ُ‬‫4. بهبودِ روابط با جهان و احیای اعتبارِ ایران در داخل و خارج. همه می‌دانیم که ایران در دهه شصت و هفتاد در جهان منزوی بود و اعتباری نداشت و‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫حتی نه تنها جمهوری اسالمی متهم بود، که هر ایرانی نیز در اروپا و آمریکا متهم و مشکوک دانسته می‌شد. زهرِ تحقیری که در این سال‌ها در کامِ ایرانیان‬‫ِ‬‫خارج نشین ریخته شده است، بی‌سابقه است. اما خاتمی با شخصیت و اخالق و زبان انسانی و افکارِ صلح طلبانه ( از جمله طرح گفت و گوی تمدن‌ها و یا‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫اندیشه ائتالف برای صلح در برابرِ سیاست آمریکا و متحدان‌اش مبنی بر ائتالف برای جنگ )، توانست هم برای دولت آبرو و اعتبار کسب کند و هم برای‬ ‫ٔ‬ ‫ایرانیان دارای سابقه فرهنگی درخشان سه هزار ساله.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫در این هشت سال خاتمی به عنوان یک رئیس جمهورِ فرهیخته و با دانش و انسان گرا و دموکرات و صلح طلب و یک مسلمان و روحانی نواندیش و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫مدرن در جهان شناخته شد. در این سال‌ها حداقل هیچ ایرانی ( بویژه در خارج از کشور ) احساس شرمندگی نمی‌کرد و رئیس جمهورِ کشورِ او ( ولو آنکه‬ ‫ِ‬ ‫با وی مخالف باشد ) موجب توهین و تحقیرِ او در اَنظار و افکارِ عمومی نبود.‬ ‫ِ‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫5‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  6. 6. ‫5. صداقت و ِاحتراز از تزویر و فریب. می‌گویند سیاست یعنی فریب و دَغل، احتماالً این نسبت در موردِ اکثرِ سیاست مداران صادق باشد و حداقل در‬‫ایران، صداقت در سیاست مداران، گوهرِ کمیاب و گِران بهایی است. اما خاتمی از چنان صداقتی برخوردار بود که...چند کلمه جا افتاده...حتی مخالفان‬ ‫ِ‬ ‫برجای نهاده است که جملگی آنها بسترها و ابزارهای مناسب و مفیدی برای تحوالت دموکراتیک آینده است.‬ ‫ِ‬‫اما در مقابل دستاوردهای مثبت دولت خاتمی ( که به چند موردِ اشاره شد ) صد البته به کاستی‌ها و اشکاالت متعدد و در نتیجه ناکامی‌ها نیز می‌توان‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫اشاره کرد. به نظرِ می‌رسد که مهمترین کاستی‌های خاتمی از این قرار است :‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫1. ضعف برنامه. خاتمی که ظاهراً از اساس برای رئیس جمهور شدن نیامده بود، برنامه مشخصی که ماهیت و ویژگی اجرایی مُدوّن داشته باشد، نداشت.‬ ‫ِ‬‫حرف و سخنان کلی کفایت نمی‌کند. این مشکل البته برخاسته از سیستم انتخابات ایران است که حزبی نیست. گفتنی است که برخی از شعارها بعدها‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫به وسیله خاتمی مخدوش شد. از جمله تبدیل و یا ایجادِ اینهمانی بین "جامعه مدنی" و "مدینهُ النبی" که ربطی به هم ندارند.‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬‫2. فقدان کادرِ اجرایی الزم برای پیشبردِ اهداف اصالحات. بگذریم که باالخره اصالحات و اصالح طلبان تا آخر به درستی و جامع و مانع به وسیله‬‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫آقای خاتمی تعریف نشد، اما مهمتر آنکه همکاران و کادرهای دولت غالباً یا اصالح طلب نبودند و یا به تقدمِ توسعه سیاسی باور نداشتند و یا در عمل‬ ‫ٔ‬ ‫ناتوان بودند.‬‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬‫3. عدمِ قبول رهبری جنبش اصالحات. حق بود که آقای خاتمی عالوه بر تصدی مقامِ ریاست جمهوری، پرچمداری و رهبری اصالحات را به مثابه‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫یک "جنبش اجتماعی" برعهده می‌گرفت. البته به لوازمِ آن نیز تن می‌داد که ایشان ( نمی‌دانم چرا ) از آن تن زد. ایشان نه خود رهبری این جنبش را به‬ ‫ِ‬‫عهده گرفت، و نه با فعاالن جنبش اصالحات در حوزهٔ عمومی چندان همراهی کرد. ظاهراً ایشان یادش رفته که رئیس جمهورِ اصالح طلب است و لذا به‬ ‫ِ ِ‬ ‫همان عنوان رئیس جمهوری بسنده کرد.‬ ‫ِ‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫6‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  7. 7. ‫4. مماشات بیش از حد با جبهه ضدِ اصالحات. شاید مهمترین ایرادِ آقای خاتمی، مماشات نامعقول و کوتاه آمدن‌های زیانبار در برابرِ مخالفان اصالحات‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬‫و اقتدارگرایان بود. اقتدارگرایان با رهبری پنهان و آشکارِ مافیای قدرت و ثروت، پس از یک شوک و سردرگُمی، به سازماندهی و برنامه‌ریزی پرداختند.‬ ‫َ‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬‫آنان به سرعت با تشکیل "دولت پنهان" و با استفاده‌های کامل از تمامِ ظرفیت‌های حکومتی و رسانه‌ای و مدنی، به مقابله با اصالحات برخاستند و حتی‬‫شعارهای قانون گرایی خاتمی را مُصادره کردند. آنها با تورِ قانون به سرکوب‌های گسترده دست زدند، اما آقای خاتمی نظاره کرد و کمتر مقاومت نشان داد‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫و حداکثر از بیدادگران و بیدادگری بَری جست و معلوم بود که این کفایت نمی‌کند. وقتی طرف مقابل می‌دید خاتمی به هر دلیل کوتاه می‌آید، و نمی‌تواند‬ ‫و یا نمی‌خواهد مقاومت کند، دلیلی نمی‌دید کوتاه بیاید و حتی در پناهِ دولت او متوسل به غیرِ انسانی‌ترین شیوه نشود تا بماند.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫سخن از براندازی نظام و تنش و یا خشونت نیست، صبحت از مقاومت معقول برای اجرای برنامه‌های دولت قانونی است. اوج این ناتوانی در جریان‬‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫انتخابات فرمایشی مجلس هفتم بود که آقای خاتمی، به رغم وعده‌های اولیه، تن به انتخابات غیرِ قانونی داد و تیرِ خالص را به مغزِ اصالحات شلیک کرد.‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز، شکست دیگری در کارنامه خاتمی است.‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫اکنون نمی‌خواهم با طرح انتقادها آقای خاتمی را بدرقه کنم ( بحث کامل و انتقادها را به زمان دیگر موکول می‌کنم؛ گو اینکه سال گذشته طی نامه‌ای‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫نقدها را به ایشان گفته‌ام ) اما به اشاره می‌گویم، اگر آقای خاتمی مقاومت بیشتری می‌کرد، بی‌گمان وضعیت به گونه‌ای دیگر بود و علی القاعده مافیای‬ ‫ِ‬ ‫ِ ِ ِ‬ ‫ِ‬‫قدرت توان و حتی جرأت آن را پیدا نمی‌کرد که انتخاباتی چنین رسوا را برگزار کند و موجب وهن ملت ایران شود. اما این همه موجب آن نمی‌شود که‬ ‫ٔ‬ ‫ِ‬ ‫صداقت و خیرخواهی و نقش اخالقی و انسانی خاتمی و نقش فرهنگی و سیاسی او را در روندِ تحوالت دموکراتیک جامعه کنونی و آینده نادیده بگیریم.‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫شاید درست‌ترین تعبیر همان است که حجاریان گفت : خاتمی فرهنگ ساز بود ولی زمان سوز. در عینِ حال بر این باورم که یاد و خاطرهٔ نیک خاتمی‬ ‫ٔ ِ‬ ‫در حافظه ملت ایران خواهد ماند.‬‫به نظرِ من از سال 06 تاکنون، خاتمی تنها و تنها زمامدار و دولتمردِ بلندپایه است که به واقع دموکرات بود، خیرخواه بود، صداقت داشت، به مردم‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫7‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬
  8. 8. ‫دورغ نگفت، با دانش و با فرهنگ بود، از خشونت و سرکوب ِاحتراز کرد، فرهنگ دموکراسی و رواداری را رواج داد، و منزلت ایران و ایرانی را در داخل و‬ ‫ِ‬ ‫ِ‬‫خارج احیا کرد. با او خداحافظی می‌کنیم و کوشش‌هایش را پاس می‌داریم و آرزو می‌کنیم تا در دیداری دیگر او را استوارتر و کامیاب تر ببینیم. خاتمی‬ ‫دیگر، یک خاطره است.‬‫‪Print‬‬ ‫‪search‬‬ ‫‪Prev‬‬ ‫8‬ ‫‪Next‬‬ ‫‪Home‬‬ ‫‪Full‬‬ ‫‪Exit‬‬

×