Rain Poem

1,667 views

Published on

A folk poem of Shamloo

Published in: Spiritual, Business
0 Comments
0 Likes
Statistics
Notes
  • Be the first to comment

  • Be the first to like this

No Downloads
Views
Total views
1,667
On SlideShare
0
From Embeds
0
Number of Embeds
13
Actions
Shares
0
Downloads
60
Comments
0
Likes
0
Embeds 0
No embeds

No notes for slide

Rain Poem

  1. 1. باران احمد شاملو همراه با موزیک
  2. 2. با رون میاد جر و جر گم شده راه بندر ساحل شب چه دوره آبش سیاه و شوره ای خدا کشتی بفرست آتیش بهشتی بفرست جاده ی کهکشون کو زهره ی آسمون کو
  3. 3. چراغ زهره سرده تو سیاهیا می گرده ای خدا روشنش کن فانوس راه منش کن گم شده راه بندر بارون میاد جر و جر ***
  4. 4. بارون میاد جر و جر رو گنبد و رو منبر لک لک پیر خسته بالای منار نشسته « لک لک ناز قندی یه چیز بگم نخندی :
  5. 5. تو این هوای تاریک دالون تنگ و باریک وقتی که می پریدی تو زهره رو ندیدی ؟ » « عجب بلائی بچه از کجا میائی بچه ؟
  6. 6. نمی بینی خوابه جوجه م حالش خرابه جوجه م از بس که خورده غوره تب داره مثل کوره تو این بارون شر شر هوا سیا زمین تر
  7. 7. خدا کشتی تو ابر پاره پاره زهره چی کار داره ؟ زهره خانوم خوابیده هیچ کی اونو ندیده » بارون میاد جر و جر رو پشت بون هاجر هاجر عروسی داره تاج خروسی داره
  8. 8. خدا کشتی « هاجرک ناز قندی یه چیز بگم نخندی : وقتی حنا می ذاشتی ابروتو ور می داشتی زلفاتو وا می کردی خالتو سیا می کردی
  9. 9. خدا کشتی زهره نیومد تماشا ؟ نکن اگه دیدی حاشا ...» « حوصله داری بچه مگه تو بیکاری بچه ؟ دومادو الان میارن پرده رو ور می دارن دسمو میدن به دسـش باید درا رو بسـش
  10. 10. خدا کشتی نمی بینی کار دارم من دل بی قرار دارم من تو این هوای گریون شرشر لوس بارون که شب سحر نمی شه زهره به در نمی شه » بارون میاد جر و جر رو خونه های بی در
  11. 11. خدا کشتی چهار تا مرد بی کار نشسته پای دیفار دیفار کنده کاری نه فرش و نه بخاری « مردا سلام علیکم زهر خانوم شده گم نه لک لک اونو دیده نه هاجر ور پریده
  12. 12. خدا کشتی اگه دیگه بر نگرده اوهو اوهو چه درده بارون ریشه ریشه شب دیگه صب نمی شه » « بچه ی خسته مونده چیزی به صبح نمونده غصه نخور دیوونه کی دیده که شب بمونه
  13. 13. خدا کشتی وقتی که مردا پاشن ابرا ز هم می پاشن خروس سحر می خونه خورشید خانوم می دونه که وقت شب گذشته موقع کار و گشته زهره ی تابون اینجاست توگره مشت مرداست
  14. 14. خورشید بالا بالا گوشش به زنگه حالا » *** بارون میاد جر و جر رو گنبد و رو منبر رو پشت بون هاجر رو خونه های بی در ساحل شب چه دوره آبش سیاه و شوره
  15. 15. خدا کشتی جاده ی کهکشون کو زهره ی آسمون کو؟ خروسک قندی قندی چرا نوکتو می بندی؟ آفتابو روشنش کن فانوس راه منش کن گم شده راه بندر بارون میاد جر و جر .... احمد شاملو 1333
  16. 16. با تشکر از همراهی تان http://mehrbaan.blogfa.com http://groups.yahoo.com/group/StarsInLove5 خدا کشتی [email_address]

×