Interview With H E G

  • 444 views
Uploaded on

 

  • Full Name Full Name Comment goes here.
    Are you sure you want to
    Your message goes here
    Be the first to comment
No Downloads

Views

Total Views
444
On Slideshare
0
From Embeds
0
Number of Embeds
0

Actions

Shares
Downloads
6
Comments
0
Likes
1

Embeds 0

No embeds

Report content

Flagged as inappropriate Flag as inappropriate
Flag as inappropriate

Select your reason for flagging this presentation as inappropriate.

Cancel
    No notes for slide

Transcript

  • 1.  
  • 2. I dreamed I had an interview with God.
    • در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
  • 3.
    •   So you would like to interview me? God asked
    او از من پرسيد : آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟ If you have the time? I said گفتم .... اگر وقت داشته باشيد .... God smiled. ?My time is eternity. لبخندي زد و گفت : زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد What questions do you have in mind for me? چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟
  • 4. What surprises you most about humankind? پرسيدم : چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند؟ God answered... پاسخ داد : That they get bored with childhood, آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ... they rush to grow up, and then عجله دارند بزرگ شوند و سپس ..... long to be children again. آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
  • 5.
    • they rush to grow up, and then
    • عجله دارند بزرگ شوند و سپس .....
    • long to be children again.
    • آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
  • 6.  
  • 7.
    • That they lose their health to make money...
    • سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند
    • and then lose their money to restore their health.
    • و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره صرف مي کنند
  • 8.  
  • 9.
    • That by thinking anxiously about the future,
    • چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند .
    • they forget the present,
    • که از حال غافل مي شوند
    • such that they live in neither the present nor the future.
    • به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده
  • 10.  
  • 11.
    • "That they live as if they will never die,
    • آن ها طوري زندگي مي کنند . ،انگار هيچ وقت نمي ميرند
    • and die as though they had never lived.
    • و جوري مي ميرند .... انگار هيچ وقت زنده نبودند
  • 12.  
  • 13.
    • we were silent for a while.
    • ما براي لحظاتي سکوت کرديم
    • And then I asked.
    • سپس من پرسيدم ..
    • As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
    • مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟
  • 14.  
  • 15.
    • To learn they cannot make anyone love them.
    • پاسخ داد : ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند
    • All they can do
    • ولي مي توانند
    • is let themselves be loved.
    • طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند
  • 16.  
  • 17.
    • To learn that it is not good to compare themselves to others.
    • ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند
  • 18.  
  • 19.
    • To learn to forgive by practicing forgiveness.
    • ياد بگيرند ... ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي
  • 20.  
  • 21.
    • To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,
    • ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش داريد ايجاد کنيد
    • and it can take many years to heal them.
    • ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد
  • 22.  
  • 23.
    • To learn that a rich person
    • ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد
    • is not one who has the most,but is one who needs the least
    • بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد
  • 24.  
  • 25. To learn that two people can ياد بگيرند وبدانند .. دونفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند look at the same thing and see it differently? ولي برداشت آن ها متفاوت باشد
  • 26.  
  • 27. To learn that it is not enough that they ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند forgive one another, but they must also forgive themselves. بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند
  • 28.  
  • 29.
    • "Thank you for your time," I said
    • سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
    • "Is there anything else you would like your children to know"
    • آيا چيز ديگري هم وجود دارد که مايل باشي فرزندانت بدانند؟
    • God smiled and said,Just know that I am here... always.
    • خداوند لبخندي زد و پاسخ داد : فقط اين که بدانند من اين جا و با آن ها هستم .......... براي هميشه
  • 30.  
  • 31. Jupiter
    • زهره