• Share
  • Email
  • Embed
  • Like
  • Save
  • Private Content
Thought and Knoweldge in Islam
 

Thought and Knoweldge in Islam

on

  • 738 views

 

Statistics

Views

Total Views
738
Views on SlideShare
736
Embed Views
2

Actions

Likes
1
Downloads
3
Comments
0

1 Embed 2

http://www.slideshare.net 2

Accessibility

Categories

Upload Details

Uploaded via as Microsoft PowerPoint

Usage Rights

© All Rights Reserved

Report content

Flagged as inappropriate Flag as inappropriate
Flag as inappropriate

Select your reason for flagging this presentation as inappropriate.

Cancel
  • Full Name Full Name Comment goes here.
    Are you sure you want to
    Your message goes here
    Processing…
Post Comment
Edit your comment

    Thought and Knoweldge in Islam Thought and Knoweldge in Islam Presentation Transcript

    • جایگاه علم و تفکر
      در اندیشه اسلامی (قرآن و روایت)
    • گردآورندگان
      مهسا حبیبی
      سعید نظاره
    • منابع معرفت اسلامی
      کتاب
      سنت
      اجماع
      عقل
    • این اثر از دوبخش تشکیل شده است
      بخش اول آن به جایگاه علم در اسلام می پردازد
      بخش دوم آن تفکر را تعریف و ارزش آن را در اسلام بررسی می کند
    • بخش اول
      علم
      “ ... علم شناخت است اما نوعی شناخت مطمئن...”
    • تعريف علم
      ...به زبان امروزی و ساده بايد گفت که علم شناخت است، اما يک نوع شناخت مطمئن .شناختی که :
      • درباره يک مسئله
      • بر پايه تعقل وتفکر عميق
      • بر اساس روش های قياسی يا تجربی صحيح بدست آمده است
      • در يک مجموعه از روابط علت معلولی
      • به طور نظام يافته و بهم پيوسته
      • بر اساس ضوابط (اثباتی يا استدلالی )که برای دانشمندان قابل قبول باشد
    • تعريف علم(اسلام)
      شناخت اسلام از علم در اين جا به دو معنا می‏باشد
      1) معنای عام، که مراد مطلق دانش، معرفت و آگاهی است که شامل هر نوع دانشی با هر شيوه و روشی می‏باشد.
      2) معنای خاص که مراد رشته علمی با روش تجربی است که علم به اين معنا اشاره به شيوه خاصی از شناخت طبيعت و انسان بر اساس روش تجربی دارد.
    • علم سودمند از نظر اسلام
      علم مورد نظر اسلام دامنه‏ی بس وسيع دارد ليکن دانش سودمند ،و نه هر دانشی، تنها محدوديتی که در اسلام در مورد کسب و فراگيری دانش آمده است اين است که مسلمانان تنها بايد به دنبال فرا گرفتن علم نافع باشند.
      دين، خوشبختی آدميان را خواهان است و هر دانشی که سدی در برابر خوشبختی او بوده مورد منع قرار داده است. و دانش‏هايی که زندگی را مطبوع ساخته و برای آدميان و محيط زيستآنان سودمند باشد مورد تأکيد قرار داده است.
    • علاّمه طباطبايی در اين باره می‏نويسد
      قرآن مجيد به تعلّم همه علومی که در دسترس فکر انسانی است و تعلّم آنها به نفع جهان بشری و سعادت‏بخش جامعه انسانی می‏باشد دعوت می‏کند؛ به اين شرط که به حق و حقيقت رهنما گردند و گرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته و از شناختن حق و حقيقت باز دارد در قاموس قرآن مجيد با جهل مرادف است.
    • اهميت اسلام به علم
      از دیدگاه . . .
      قرآن
      سنت
    • اهميت اسلام به علم(قرآن)
      آموزه‏های قرآنی و سنت معصومان‏عليهم السلام، سهم به سزايی در شکوفايی علم و دانش داشته‏اند، پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم، در دعوت خويش به پيروی کورکورانه و جهل تکيه ننمود بلکه تعاليم وی لبريز از جهل ستيزی و دعوت به تفکر، علم آموزی، تعقل و تلاش فکری است باشد.
    • قرآن:
      قرآن کريم به دانش و فراگيری آن ترغيب نموده است چنان که در نخستين آيات نازل شده، شناخت و دانش محور اصلی آنهاست.
      اقرأ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَق. خَلَقَ الاِنْسانَ مِنْ عَلَق* اقْرَأْ وَربّکَ الاکْرَم. الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَم* عَلَّمَ الاِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم».
      • بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفریده(همان کس که) انسان را از خون بسته‏ای خلق کرده، همان کسی که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی‏دانست یاد داد بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است.
    • از اين گذشته اسلام از آن روی که خواهان ايمان مبتنی بر شناخت است محور بيش‏تر آيات عصر دعوت درباره اعتقادات است و اساس اعتقادات مبتنی بر دانايی و شناخت است چنان که خداوند متعال می‏فرمايد:
      امّن هُوَ قانِت آناءَ اللَّيل ساجِداً وَقائِماً يحذر الاعليها السلام‏خرَة وَيرجُوا رَحْمَة رَبِّه قُلْ هَلْ يسْتَوی الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يعْلَمُون اِنّما يتَذکّر اُولوا الالباب»
      (آیا چنین کسی با ارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‏ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟ بگو آیا کسانی که می‏دانند با کسانی که نمی‏دانند یکسانند؟ تنها خردمندان متذکر می‏شوند».
    • سنت
      رسول خدا) صلی الله عليه و آله و سلم( می‏فرمايد:
      • «طلب العلم فريضة علی کلّ مسلم»
      اطلب العلم من المهد الی اللحد.
      اطلبو العلم و لو با لصين.
      علم پژوهی هرچند اندک باشد بهتر است از عبادت هرچند انبوه و بسیار باشد.
      تعلّم و دانشجويی بر هر مسلمانی فرض و واجب است و اين فرض اختصاص به طبقه، گروه، صنف يا جنس خاصی ندارد هر آن کس که مسلمان باشد بايد در پی علم رود.
      زگهوراه تا گور دانش بجوی!
      علم را طلب کنید ، حتی اگر در چین باشد.
    • سنت(ادامه)
      امام علی (ع) نیز می فرمایند:
      الحکمة ضالة الموءمن فخذ الحکمة ولو من أهل النفاق.
      هیچ گنجی مفید تر از دانش نیست.
      هیچ فضیلتی همچون علم نیست.
      حکمت گمشده مؤمن است پس به دنبالش بروید حتی اگرآن در نزد اهل نفاق باشد.
    • سنت(ادامه)
      • امام باقر(ع)
      یک ساعت مطالعه بهتر است از یک شب عبادت.
      • امام صادق(ع)
      بهترین میراثی که پدران برای فرزندان باقی می گذارند دانش است.
    • شکوفایی علم و فناوری در اسلام
      پس از رحلت پیامبر،چهار خلیفه، حوزه و قلمروی اسلام با نام دارالاسلام را پایه ریزی کردند.
      از قرن نهم میلادی به بعد که به عصر طلایی معروف است،گروهی از حکما که در فلسفه ی طبیعی صاحب نظر بودند،پزشکی،اختر شناسی و ریاضیات را بسط و گسترش دادند.
      کار بر روی مجموعه ی گسترده ی اسناد و نوشته های یونانی ،مصری و مشرق زمین در اسکندریه وترجمه ی آثاربه جا مانده از یونان باستان به زبان عربی.
    • رویکردهای ممکن بین اسلام و علم
      سازگاری: قرآن و علم مدرن سازگارند زیرا سرچشمه ی هر دو خداوند است.
      انطباق:قرآن کریم مشتمل بر تعلیمات علمی است.
      ارجاع و اشاره ی غیر مستقیم:گزاره های موجود در قرآن که علم هنوز به کشف و درک آن ها نایل نشده است.
      اثبات پذیری: علم مدرن اثبات می کند که قرآن منشأ الهی دارد.
    • از دیدگاه علم مدرن حقیقت ، صرفا گزاره های موقتی علمی است که از گزاره های قبلی کامل تر است و کاربردی عام تر دارد اما قران کریم کتابی درباره نظریه های روانشناسانه ، علمی ، جغرافیایی و کیهانی نیست. آن کتابی است برای هدایت است.
    • رویکردی خطرناک در تز اول:
      نظریه ی تکامل یا داروینیسم است.
    • بخش دوم
      تفکر
      “ ... یه تعریف خیلی کوچیک از تفکر...”
    • اهداف بخش
      تعریف تفکر
      رابطه تفکر و علم
      جایگاه و ارزش تفکر
      حوزه و دامنه تفکر
    • تفکر از نظر لغوی
      تعقل باب تفعل به معنی عاقل گردیدن و خردمند شدن و یا تظاهر به خردمندی کردن و یا در بند گرفتن و بازداشت کردن است. (فرهنگ رائد ، واژه عقل ص 483)
      تفکر از روی عقل و عاقله اندیشیدن را گویند.(فرهنگ فارسی) و در اصطلاح روانشناسی ، تعقل عبارت است از مکانیسم دفاعی روانی که شخص را از زخم های روانی ، به وسیله قطع یا منحرف ساختن سیر احساسات حفظ می کند.
    • مترادفات آن(عقل و...)
      • عَقَلَ، یَعقِلُ، عَقلاُ . یعنی آن چیز را درک کرد و حقیقت آن را فهیمد.
      • راغب در مفردات می گویند : اصل عقل منع و امساک و جلوگیری است. عقل به این خاطر عقل است که صاحبش را از گرفتار شدن در مهالک باز می دارد و گفته شده انسان به واسطه آن از سایر حیوانات جدا می شود.
    • تفاوت بین عقل و تفکر
      عقل ندای رحمانی و تعقل گوش فرا دادن به این ندا می باشد.
      عقل نیروی بالقوه و استعداد ذاتی مختص انسان است ولی تعقل استفاده از این نیرو و بکار گماشتن آن است.
      کسانی از این نعمت بهره مند می شوند که:
      اولا تلاش کنند تا این نیرو را در خود شکوفا سازند.
      ثانیا در مسیری حرکت کنند که شامل رحمت و سنت امداد خداوند بشوند.
    • تعریف تفکر در روانشناسی
    • رابطه عقل با علم
      علم و آگاهی از آثار و ثمرات عقل است و بدون فعالیت عقل وصول به علم و آگاهی امکان پذیر نیست.
      ابن سینا علم و عقل را در واقع یک چیز با دو نام می نامد و به نظر او فرق میان علم عقل جز به نام نیست، اما اندر حقیقت یک قوت است که پذیرا و داناست ، همان که داند، پذیرد و همان که پذیرد ، داند.
      حقیقت از آن جهت که مدرک و دریافت کننده است عقل نامیده می شود ولی از آن جهت که دریافت می گردد و مدرک واقع می شود در زمره علوم قرار می گیرد.
    • حضرت علی می فرماید :
      العقل و العم مقرونان فی قرن لایفترقان و لا یتباینان
      در شعری منسوب حضرت علی عقل به پا و علم به کفش تشبیه شده است. در این تشبیه جالب علم وسیله حرکت و رشد عقل معرفی شده همچنانکه عقل به پا تشبیه شده است و اینکه راه رفتن بدون کفش ممکن است اما بزحمت ولی اگر عقل نباشد علم جایگاه استقرار نخواهد داشت.
      عقل و علم متصل به یک رشته اند که از همدیگر نه دور می شوند و نه جدا می گردند.
    • با این وجود عقل را نیروی دانسته اند که در رسیدن انسان به علم نقش اساسی دارد و به عنوان میدا علم و دانش و مهمترین مبدا شناخت آدمی بحساب می اید.
      گاهی نیز عقل مقدم بر علم و ارزشمند تر بیان شده است.
      حضرت علی می فرماید
      العقل اصل العم و داعیه الفهم
      عقل اصل و اساس علم و دعوت کننده به فهم است.
    • طبق احادیث، نیاز علم و به عقل بیشتر از نیاز عقل به علم است.
      کل علم لا یویده عقل مضله
      بالعقول تنال ذروه العلوم
      هر علمی که مورد تایید عتقل نباشد گمراهی است.
      بوسیله عقل است که آدمی به قله علوم دست می یابد.
    • همچنین در احادیث آمده است که اگر علم بر عقل فزونی یابد صحابش مشکل ساز می شود اما اگر عقل بر علمش فزونی یابد نجات بخش می شود.
      در روایتی از حضرت علی امده است
      من زاد علمه علی عقله کان وبالا
      هر کس علمش بر عقلش فزونی یابد ، علم وبال او خواهد شد.
    • ونیز می فرماید:
      العقل لم یجن علی صاحبه قط و العم من غیر عقل یجنی علی صاحبها
      عقل هیچگاه به صاحبش آسیب نمی رساند اما علم منهای عقل ، برای صاحبش خطر آفرین است.
    • جایگاه (ارزش) تفکر
      دین اسلام که کامل ترین دین الهی است ، بر پایه عقل و خرد استور است و توجه خاص به عقل و پرورش استعدادهای عقلانی انسانی دارد و تفکر و تعقل درباره جهان هستی را به شدت تاکید می کند.
      اسلام رسیدن به دین و دستیابی به حقیقت را در گرو اندیشه و عقل می داند.
      در احادیث از ائمه معصومین و جای جای قرآن بر نقش ارزشمند تفکر و تعقل در سعادت زندگی بشر تاکید شده است.
    • اما در ادیان دیگر و مخصوصا آموزه های کتب عهدین که احتمالا سالم از تحریف نماده ، تدین نقطه مقابل تعقل قلمداد می شود. از نظر آن ها عقل و اندیشه مخالف و مزاحم دین است و نه همراه و پشتیبان آن، این نظر مخصوصا در مورد پیروان و روحانیون مسیحیت بیشتر نمود دارد.
      این ضدیت بین عقل و دین نتیجه برداشت آن ها از کتاب مقدس شان انجیل است.
    • در انجیل آمده است:
      زیرا چون حسب حکمت خداوند ، جهان از حکمت خود به معرفت خدا نرسید، خداوند به این رضا داد که به وسیله موعظه ها ،جهالت، مومنان را نجات بخشد، زیرا جهات انسان نسبت به خداود از معرفت به خداوند حکیمانه تر است
      بر خلاف آن اسلام که می فرماید هیچ مذهبی با جهالت درست و آراسته نمی شود.
    • اگوستینوس متکلم و قدیس بزرگ مسیحی
      فهم پاداش ایمان است لذا در پی آن مباش که بفهمی تا ایمان بیاوری بلکه ایمان بیاور تا بفهمی.
      برخلاف آن اسلام دین را متوقف بر عقل و فهم می داند.
      دین را جز عقل درست نمی کند.
      دین داری به اندازه عقل است.
      کسی که عقل ندارد دین هم ندارد.
      اساس اسلام بر هفت چیز استوار است که اول آن ها عقل است.
    • حضرت علی هم می فرماید :
      ای مردم در دینی که در آن فهم و اندیشه نباشد، چیزی نیست و در زندگی دنیا هم اگر تدبیر و اندیشه نباشد، فایده ای نیست.
    • در تفسیر نمونه در اهمیت تفکر و تعقل در قرآن چنین آمد است:
      جالب این که آخرین قسمت بسیاری از آیات قرآن کریم دعوت به تفکر یا تعقل و تدبر و تذکر شده است.گاه می گوید ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون و گاه می گوید ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون وگاه می گوید : لعلهم یتفکرون و گاه می گوید: ان فی ذلک لایت لقوم یعقلون و گاه می گوید قد بینا لکم الایات لعلکم یعقلون
      و از این قبیل آیات در قران زیاد است ، مانند دعوت به فقه و فهم و دعوت به عقل و تعقل و تدبر و مدح آن هایی که عقل خویش را به کار می گیرند و مدمت شدید آن های که از عقل و فکر خویش درست استفاده نمی کنند.
    • در تفسیر امنار آمده است: آیاتی که در باره تعقل و تفکر در قرآن کریم آمده است، بسیار است و هرکس در آن ها اندیشه کند ، خواهد دانست که کسانی واقعا اهل دین هستند که اهل تفکر و اندیشیدن و تعقل و تدبر باشند و کسانی که غافل از این مساله اند هیچ بهره ای از آیات خداوند نخواهد برد.
      علامه طباطبائی (ره) می فرماید:
      قرآن در بیش از 300 مورد انسان ها را به تعقل و تدبر در نظام هستی دعوت نموده است و در هیچ حا حتی یک مورد نیست که امر شده باشد ، تعبدا و کورکودانه تابع شریعت باشید.
    • در پایان این بحث بر خلاف مفرضاتی که دین را سد افکار و مخالف عقل و خرد می داند، اسالم اساس خداشناسی را در تعقل می داند و سعادت و نجات انسان را بر استفاده از عقل و خرد قرار داده است و جزا و پاداش هر کس را به اندازه عقل و خرد او معین نموده است.
      آیات 164 بقره ، 118 آل عمران ، 80 مومنون ، 61 نور ، 4 رعد، 12 و 67 نحل ، 24 و 28 روم ، 17 حدید
    • حوزه و دامنه تفکر
      قرآن در اکثر موارد بعد از بیان برخی مسائل انسان را به تعقل و تفکر در آن ها دعوت می نماید و می خواهد عقل را در مسیر سعادتش قرار دهد و آنچه به اندیشیدن در آن بیشتر دعوت می کند تفکر در آیات تکوینی و نظام خلقت است.
    • قرآن در سوره مومنون می فرماید:
      هو الذی یحیی و یمیت و له اختلاف اللیل و النهار افلا تعقلون
      قرآن این خصیصه اندیشیدن در نظام هستی را به اندیشمندان با خرد اختصاص می دهد و می فرماید
      ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاق الیل و انهار لایات لاولی الالباب
      اوست که زنده می کند و می میراند و اختلاف شب و رزو بدست اوست آیا اندیشه تان را بکار نمی گیرید.
      همانا در خلقت آسمانها و زمین و آمد و شد و شب و روز نشانه های بر وجود حق تعالی برای خرمدنان وجود می باشد.
    • علاوه بر این قران به تفکر در آیات خودش نیز دعوت فرموده است.
      در سوره یوسف می فرمایید.
      انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون
      لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکر کم افلا تعقلون
      ما قرآن را عربی نازل کردیم تا شاید شما در آن اندیشه نمایید.
      یعین آیا در قران اندیشه نمی کنید در حالیکه این کتابی که به سوی شما فرستایدم و هر آنچه برای اندیشیدن نیاز دارید در آن هست .
    • خداوند تفکر و تعقل را محدود به حدود خاصی نکرده اگر چه در مسیر صحیح جهت داده است و در سوره 44 سبا می فرماید:
      قل انما اعظکم بواحده ان تقومو الله مثنی و فرادی قم تتفکروا
      در تفسیر نمونه ذیل آین آیه ، متعلق اندیشه را مطلق می داند و مگوید. در اینجا قران می گوید تتفکروا اما در چه چیز ؟ از این نظر مطلق است و به اصطلاج حذف متعلق دلیل بر عموم است ، یعنی در همه چیز در زندیگی مادی و معنوی ، مسائل مهم و کوچک و خلاصه در هر کاری نخست باید اندیشه کرد.
      بگو شما را نصیحت و موعظه می کنم که برای خدا دوتایی و یا تنهایی قیام نمایید سپس در این مسیر تفکر کنید.
    • نهی از اندیشه در ذات الهی
      از نظر اسلام تعقل و تفکر محدود به موارد خاصی نشده اما ظاهرا در یک چیز است که توان رسدن عقل انسان به آن نا ممکن است و آن درک ذات و صفات خداست و به همین خاطر در روایات زیادی از تعقل و تفکر در ذات الهی نهی شده است.
    • از حضرت علی نقل شده است
      من تفکر فی ذات الله الحد
      در جای دیگری می فرمایید.
      ایاکم و التفر فی الله فان التفکر فی الله لا یزید الا تیها
      هر کس در ذات خداوند تفکر نماید ، ملحد و کافر می شود.
      از تفکر در ذات خداوند شما را بر حذر می دارم چون تفکر در ذات خداند جز سرگردانی به انسان اضافه نمی کند.
    • پیامبر اسلام می فرماید
      تفکرو فی خلق الله و لایتفکرو فی الله فانکم لن تقدروا قدره
      یعنی در مخلوقات خداوند تفکر نمیاید و در خداوند تفکر نکنید که شما توان درک عظمت و قدرتش را ندارید.