0
يک  email از طرف خدا ...
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،  حتی برای چند کلمه ، نظرم را بپرسی یا برا...
با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من  حرف  بزنی . متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کن...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام . من  صبورم ،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی . حتی دلم می...
در بی كران زندگی، دو چیز افسونم می‌كند :  آبی آسمان را كه می‌بینم و می‌دانم كه نیست  و خدا را كه نمی‌بینم و می‌دانم كه هست...
 
Upcoming SlideShare
Loading in...5
×

From God

357

Published on

Published in: Spiritual, Technology
0 Comments
0 Likes
Statistics
Notes
  • Be the first to comment

  • Be the first to like this

No Downloads
Views
Total Views
357
On Slideshare
0
From Embeds
0
Number of Embeds
0
Actions
Shares
0
Downloads
4
Comments
0
Likes
0
Embeds 0
No embeds

No notes for slide

Transcript of "From God"

  1. 1. يک email از طرف خدا ...
  2. 2. امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه ، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی . اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی . وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی : سلام ؛ اما تو خیلی مشغول بودی . یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی . بعد دیدمت که از جا پریدی . خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی . تمام روز با صبوری منتظر بودم .
  3. 3. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی . متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ، سرت را به سوی من خم نکردی . تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری . بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی . نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری ... باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی . موقع خواب ... ،فکر می کنم خیلی خسته بودی . بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی . ..... اشکالی ندارد . دوست و دوستدارت : خدا
  4. 4. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام . من صبورم ،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی . حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی . من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم . منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد . خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی . خوب،من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو ... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی . آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم . روز خوبی داشته باشی ... دوست و دوستدارت خدا . دوست و دوستدارت : خدا
  5. 5. در بی كران زندگی، دو چیز افسونم می‌كند : آبی آسمان را كه می‌بینم و می‌دانم كه نیست و خدا را كه نمی‌بینم و می‌دانم كه هست ...
  1. A particular slide catching your eye?

    Clipping is a handy way to collect important slides you want to go back to later.

×