مهارت رفتارشناسی

6,046 views

Published on

مهارت رفتارشناسی يا شناخت ويژگی های فردی افراد

0 Comments
2 Likes
Statistics
Notes
  • Be the first to comment

No Downloads
Views
Total views
6,046
On SlideShare
0
From Embeds
0
Number of Embeds
4
Actions
Shares
0
Downloads
130
Comments
0
Likes
2
Embeds 0
No embeds

No notes for slide

مهارت رفتارشناسی

  1. 1. ‫مهارت رفتارشناسی يا‬ ‫شناخت ويژگی های فردی افراد‬ ‫محمدعلی شفیعا-استاد دانشکده مهندسی صنایع ومدیریت اجرایی‬ ‫دانشگاه علم وصنعت ایران‬ ‫77672312190-‪omidshafia@gmail.com‬‬ ‫‪www.iust.ac.ir‬‬
  2. 2. ‫شناسایی شایستگی ها‬ ‫شایسبتگی یبک لمزمبه متعارف برای یبک فرد ببه منظور به‬ ‫درستی انجام دادن یک کار خاص است.‬ ‫شامبل ترکیببی امز دانبش ، مهارت و رفتار مورد استفاده در‬ ‫جهت بهبود عملکرد می باشد. شایستگی وضعیت یا کیفیت‬ ‫مناسب داشتن برای انجام نقشی خاص است.‬ ‫شایسبتگي تركیببي امز دانبش، رفتار و مهارتهاي صریح و‬ ‫ضمني است كه به شخص، نیروهاي بالقوه براي اثر بخشي‬ ‫در عملكرد كاري را مي دهد‬
  3. 3. ‫ت‬ ‫تو‬ ‫سع‬ ‫آم ه ب‬ ‫و رنا‬ ‫مزشی مه‬ ‫ل فا‬ ‫حلی‬ ‫صله‬ ‫شایستگی‬ ‫هدف‬ ‫تعل‬ ‫یم‬ ‫بامز‬ ‫و ار‬ ‫آمو مزیا‬ ‫حی مز بی‬ ‫نک ش‬ ‫ار‬
  4. 4. ‫به تقویت این ممیزه ها بپردامزید‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫توان جمع آوري، پالیش و انتخاب‬ ‫توانایي كاربرد علوم در جهت رشد اقتصادي بلندمدت‬ ‫توان ایجاد فرصت هاي یادگیري مداوم براي خود‬ ‫دارا بودن اطلعات گسبترده در مزمینه هاي گوناگون و‬ ‫تعمق در تعداد محدودي امز آ نها‬ ‫جمع آوري، سامزماندهي و تجزیه و تحلیل اطلعات‬ ‫باور و اهتمام به مشاركت پژوهش در آمومزش‬ ‫توانایي حل مسأله‬
  5. 5. ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫مهارت به كارگیري فن آوري و فرا فن آوري‬ ‫شیوه به كارگیري دانش در بامزار‬ ‫توان رشد و پرورش ابعاد و شخصیت انساني تا بالترین حد‬ ‫درك تغییرات صورت گرفته و قابل پیش بیني در بامزار كسب و كار‬ ‫مهارت هاي مربوط به اخل ق حرفه اي و شغلي یا داشتن تعهد و اخل ق‬ ‫كار‬ ‫افزایش مستمر سطح استاندارد و صلحیت هاي شغلي یا قابلیت آمومزش‬ ‫دیدن حین كار‬ ‫مهارت عضویت مسؤول و مشاركت جو در جامعه‬ ‫توانایبي تفاهبم و مزندگبي مسبالمت آمیبز ببه دور امز هبر گونبه تعصب و‬ ‫ناشكیبایي‬ ‫اعمال و احقا ق مسؤولیتها و حقو ق فردي و اجتماعي‬ ‫محلي اندیشي‬ ‫كار گروهي‬
  6. 6. ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫شایستگی های محوری اعلم‬ ‫شده امزموسسات گالوپ و‬ ‫یونسکو‬ ‫خود ادراكي‬ ‫خلقیت‬ ‫فهم فرهنگي‬ ‫آشنایي با ابزارهاي تولید و اشاعه دانش‬ ‫برنامه ریزي و سامزماندهي فعالیت هاي شخصي‬ ‫قابلیت استفاده امز فناوري‬ ‫بهره گیري امز مزبان خارجي‬ ‫توانایي برقراري ارتباط و تبادل اطلعات‬ ‫داشتن انتظارات شغلي معقول‬ ‫قابلیت بررسي و پذیرش عقاید مختلف‬ ‫درك جهت گیري مثبت نسبت به رشته تحصیلي‬ ‫شناخت و عمل به عناصر رفتار سامزماني )استنباط صحیح‬ ‫امز روابط انساني و توسعه آن(‬
  7. 7. ‫ضرورت حذر از چنین صفاتی‬ ‫مزبان درامز-توهین آمیز ‪Abusive‬‬ ‫بال پایین‪Up Side Down‬‬ ‫طعنه مزن-کنایه در ‪Ironic‬‬ ‫مکانیکی-ماشینی-غیرفکری‪Mechanical‬‬ ‫عاشق اسباب بامزی – بامزی گوش‪Toy Lover‬‬ ‫بزرگ کننده-درشت کن‪Magnifier‬‬ ‫کسیمه سرمزده یا بدون اجامزه وارد شود- مزاحم ‪Intruder‬‬ ‫مدیون-بدهکار ‪Debtor‬‬ ‫مزور دهنده-مزورگو-متخاصم ‪Pusher‬‬ ‫تنبل-کند‪Slow‬‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬
  8. 8. ‫شناسايی چنین مولفه هايی در افراد‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫دست یابنده یا مکتسب،‬ ‫فعال کننده وکارآفرین ،‬ ‫سامزگار،‬ ‫تحلیل گر،‬ ‫سامان دهنده،‬ ‫باایمان وباور،‬ ‫فرمانده،‬ ‫برقرارکننده ارتباط،‬ ‫رقابت طلب،‬ ‫همپیوند،‬ ‫کنکاشگر،‬ ‫اندیشه ورمز،‬
  9. 9. ‫شناسايی چنین مولفه هايی در افراد‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫پرورش دهنده،‬ ‫با انظباط،‬ ‫یکدل،‬ ‫باانصاف،‬ ‫تمرکز کن،‬ ‫آینده نگر،‬ ‫همسامز،‬ ‫خیال پرور،‬ ‫دربرگیرنده،‬ ‫فردشناس،‬ ‫درونداد،‬ ‫خردورمز،‬
  10. 10. ‫شناسايی چنین مولفه هايی در افراد‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫یادگیرنده،‬ ‫بیشینه سامز،‬ ‫عاقبت نگر،‬ ‫بامزگوگر،‬ ‫پاسخگوو مسئول،‬ ‫برگرداننده،‬ ‫مطمئن به خود،‬ ‫ارجمند،‬ ‫راهبرد،‬ ‫عشق خواه.‬
  11. 11. ‫گستره اي امزبیماریهاي رایج سامزماني‬ ‫کببم کاري:حداقببل کردن خروجبي نسبببت به ورودي امز طرف‬ ‫افراد.این پدیده عموما به عنوان یک عکس العمل اجتماع ي به‬ ‫بعضي ناهنجاري ها مثل یاس امز آینده و عدم علقه بکار برومز‬ ‫مي کند. براي مرتفع ساختن ای ن مشکل باید با همان ناهنجاري‬ ‫ها مقابله کرد با ایجاد انگیزه کار و امید به آینده.‬ ‫• کارشکنبي: ایجاد اخلل در انجام کار یبا شکبل گیري فرآیند‬ ‫توسط خود یا دیگران بصورت عمدي و هدف دار.رها کردن و‬ ‫درمان نکردن بیماري در مرحله کم کاري منجر به این بیماري‬ ‫خواهد شد .پیشگیري قبل امز درمان بهترین راهکار مقابله است.‬
  12. 12. ‫اتل ف نيروي انساني:پايي ن بودن برونداد نسبت به درونداد نيروي‬ ‫انسسساني.عدم اسسستفاده بهينسسه و هدفمنسسد از نيروي انساني.‬ ‫راهکارهايسي نظيسر سسازماندهي و افزايسش کارآيسي و اثربخشي‬ ‫نيروي انسساني، بهبود فرآيندهاوتعديسل نيروي انسساني باتوجسه به‬ ‫نياز سازمان.‬ ‫ظلم وتعدي:وضع قواني ن نادرست يااجراي نادرست قواني ن درست‬ ‫در ي ک جامعه. مصاديق راي ج در سازمانها: پرداخت کمتر از‬ ‫حسد مناسسب، حجسم کار بالتسر از شرح وظايف. استفاده از‬ ‫خردجمعسي در وضسع قوانيسن و کنترل اجراي درسست قوانين‬ ‫وضع شده.‬ ‫سفله پروري: ايجاد شان، شرافت و بزرگي از طريق پايين آوردن‬ ‫مفهوم بزرگ و شريف.بها دادن به افراد کم بهره و کوچک در‬ ‫جامعه از بارزترين جنبه هاي اين بيماري است.‬
  13. 13. ‫مردم آزاري:بيماري ايجاد اخلل در آسسسايش روحي‬ ‫ديگران.‬ ‫عقده هاي درون ي، رشد در محي ط نامناسب و حسادت از‬ ‫دليل اين بيماري است.‬ ‫تل ش براي درمان آسن بسا اسستفاده از متخصصين امور‬ ‫اجتماعي و رواني‬ ‫ضعف و ناتوان ي:عدم توانايي فرد در اجراي کامل و يا‬ ‫بخشسي از وظايف.فاصسله وضسع موجود فرد بسا وضع‬ ‫مطلوب.‬ ‫ارتقسسا توانايسسي هاي فرد بسسا راهکارهاي آموزشي و‬ ‫پرورشي.‬ ‫تغيير موقعيت فرد با هد ف تغيير وضع مطلوب‬
  14. 14. ‫دنبالسه روي کورکورانسه: اشتباه يا افراط در الگوگيري و حذ ف‬ ‫عنصر تعقل‬ ‫عدم اعتماد بنفس و باور شخصي، نداشتن دانش ي ا تخصص لزم،‬ ‫راي ج نبودن فرهنگ تعقل و خردگرايي از ريشه هاي مهم اين‬ ‫بيماري است‬ ‫ترويسج و تشويسق خردگرايسي، پرور ش باور بسه خويشتن و اعتماد‬ ‫بنفس در افراد‬ ‫حاکمي ت روابط قبيلگي به جاي ضوابط عقلني: بکارگيري عر ف‬ ‫و چارچوبهاي يسک اجتماع کوچسک، قسبيله، در يک اجتماع‬ ‫بزرگتر، جامعه، که جز با بکارگيري قوانين قابل اداره نيست.‬ ‫عدم شايسته سالري که منجربه پديده هايي مانندفرارمغزها است‬ ‫ازمهمترين عوارض اين بيماري است.‬ ‫اجراي قوانين و ضوابط و ترويج فرهنگ شايسته سالري.‬
  15. 15. ‫عدم خلقيست:محدود شدن در بازه موجودهسا و رها کردن‬ ‫امکان ايجاد چيزهايسي کسه نيسستند.عدم نوآوري و نوانديشي‬ ‫بدليسل اعتماد بسه وضسع موجود، ترس از وضعيست جديد و‬ ‫تغيي ر، راي ج نبودن فرهنگ نوآوري.بسترسازي و ارزشمند‬ ‫کردن فرهنگ نوآوري و خلقيت در جامعه.‬ ‫حقارت و خودکم بين ي:برآورد غلط در جهت منف ي از توانايي‬ ‫هسا و اسستعدادهاي خود.عدم اعتماد بنفسس کسه مسي توانسد به‬ ‫ناتوان ي واقعسي و دائمسي فرد منجر شود از جنبه هاي بارز‬ ‫اي ن بيماري اسست.عقب افتادگ ي اجتماع ي خود معلول و هم‬ ‫از دليسل ايسن بيماري اسست. کمسک بسه شناسايي و باور‬ ‫توانايي هاي فرد .‬
  16. 16. ‫مواجهه یا برخورد با افراد‬ ‫ تفاوتهاي افراد را بيشتسر و بيشتسر بشناسسيد چون همواره منجسر به‬‫اصسطکاک مسي شود. اگسر تفاوت ميان انسسانها را يسک موهبست- نه‬ ‫يک مسئله- بدانيد، مي توانيد به خوبي موقعيتهاي دشوار را اداره‬ ‫کنيد.‬ ‫ مطمئن باشيد که همه افراد ساز ش و هماهنگي را دوست دارند. اين‬‫انديشسه کسه ديگران بسه دنبال تحقيسر و صسدمه زدن بسه مسا هستند،‬ ‫درست نيست. مطمئن باشيد همه توافق و يکدلي را دوست دارند. با‬ ‫اعتقاد بسه ايسن مسسئله شمسا فرصست پيدا مسي کنيد، درهاي گفتگو را‬ ‫براي رسيدن به توافقات دوجانبه باز کنيد.‬ ‫ باور کنيسد کسه مسي توانيسد در کنار افراد مسسئله سساز بدون تنش و‬‫اصطکاک کار کنيد. شما ممکن است که با افراد دشوار دوست و‬ ‫صسميمي نباشيسد، امسا مسي توانيسد بسا آنهسا رفتار مسسالمت آميسز داشته‬ ‫باشيد. سعي کنيد به خواسته هاي هم احترام بگذاريد‬
  17. 17. ‫در تله افراد دشوار گرفتار نشويد. وقتي ديگران به گونه اي رفتار مي کنند‬ ‫کسه شما عصباني و خشمگين مي شويسد، در واقع شمسا را در تله خود‬ ‫گرفتار کرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههاي‬ ‫افراد گرفتار مي شويم. نبايد اجازه دهيم رفتارهاي افراد مسئله ساز، ما‬ ‫را در کنترل رفتارمان دچار مشکل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.‬ ‫ گو ش کنيد؛ گو ش کنيد؛ گو ش کنيد.وقتي ديگران بدانند شما حرفهاي‬‫آنها را مسي شنويسد و بسه مسسائل آنان اهميست مسي دهيد، کمتر رفتارهاي‬ ‫دشوار را از خود بروز ميدهند.‬ ‫د‌‬ ‫ براي ايجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنيد)نام هر فرد گرمترين‬‫آهنگي است که او مي شنود و دوست دارد بشنود(. افراد را سرزنش‬ ‫نکنيد. سرزنش افراد، آنها را براي بروز رفتارهاي مسئله ساز مستعد‬ ‫مي سازد.‬ ‫-‬
  18. 18. ‫مراقب بلندي و لحن صدا و زبان بدن خود باشيد. استفاده از زبان‬ ‫بدن به شما کمک مي کند ارتباط بهتري را با ديگران برقرار‬ ‫سازيد. با برقراري ارتباطات عميق و اصولي، فرصت کمتري‬ ‫براي نشان دادن تعارضات و رفتارهاي دشوار ايجاد ميشود.‬ ‫د‌‬ ‫ازبه کاربردن کلمات زيرپرهيز کنيد: بايد، ولي، من مي خواهم...،‬ ‫متاسفم، نميتواني و......‬ ‫د‌‬ ‫ اگر طالب صداقت هستيد با ديگران نيز صادقانه برخورد کنيد و‬‫به تعهدات خود عمل کنيد.‬ ‫ اسستفاده از کلمات جادويسي را بياموزيد. در دامنسه لغات ما،‬‫کلمات زيادي وجود دارند که اثرات فوق العاده اي بر جاي مي‬ ‫گذارند. ايسسن کلمات را بيابيسسد و از آنهسسا اسسستفاده کنيد.‬ ‫ فنون مذاکره را ياد بگيريد چرا که موفقيت در زندگي امروز‬‫در گرو ارتباطات خوب اسست و مذاکره در ايسن راه بسه شما‬ ‫کمک ميکند.‬ ‫د‌‬
  19. 19. ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫رفتارشناسی یا شناخت ویژگی های فردی‬ ‫فرد منفعل‬ ‫زود تحت تاثير قرار می گيريند.‬ ‫نمی توانند ديگران را تحت تاثير قرار دهند.‬ ‫در مقابل کار شکنی ديگران عکس العمل نشان نمی دهند.‬ ‫دوست دارند به ديگران وابسته باشند.‬ ‫وابستگی خود را به ديگران ناخوشايند نمی دانند.‬ ‫از پايمال شدن حق خود ناراحت نمی شوند.‬ ‫در مقابسل کسسانی کسه بسه قيمست عدم موفقيست آنان پيروز می‬ ‫شوند، عکس العمل نشان نمی دهند.‬ ‫مصالحه را به مجادله و مشاجره ترجيح می دهند.‬
  20. 20. ‫ويژگی های فرد منفعل‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫از کارهای پرجنب و جو ش دوری می کنند.‬ ‫با استدلل طر ف مقابل زود قانع می شوند.‬ ‫از تغيير وضعيت خود احساس نگرانی می کنند.‬ ‫در صورت تعارض با ديگران، نيازهای طر ف مقابل را بر‬ ‫نيازهای خود ترجيح می دهند.‬ ‫در صسورت تعارض بسا ديگران، اختيار حسل مسسئله را به‬ ‫طر ف مقابل می دهند.‬ ‫از تعارض و اختل ف با ديگران دوری و وحشت دارند.‬ ‫عليق خود را رک و روراست بيان نمی کنند.‬
  21. 21. ‫ويژگيهای فرد متعادل‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫با همکاران خود تفاهم دارد.‬ ‫از روی عمد برای ديگران ايجاد مشکل نمی کند.‬ ‫نسبت به ديگران پرخاشگری نمی کند.‬ ‫درصدد انتقام جويی از ديگران برنمی آيد.‬ ‫واقع گرا است.‬ ‫اشتباهات خود را می پذيرد و درصدد اصلح آن برمی آيد.‬ ‫به ديگران فرصت موفقيت می دهد.‬ ‫وابستگی دوطرفه با ديگران را دوست دارد.‬
  22. 22. ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫پيروزی را تنها برای خود نمی خواهد و از موفقيت ديگران‬ ‫هم لذت می برد.‬ ‫عمدتا مصالحه را بر مشاجره ترجيح می دهد.‬ ‫ ً‬ ‫منطق طر ف مقابل را می پذيرد.‬ ‫دربرخوردبامسائل،راه حل های مختلف رابه کار می بندد.‬ ‫خواسسته های طر ف مقابسل راهمانندخواسسته های خودمی‬ ‫داند.‬ ‫خود را به جای طر ف مقابل قرار می دهد و به مواضع او‬ ‫احترام می گذارد.‬ ‫راه حل های ميانه را کارساز می داند.‬ ‫بسسه طور کلسسی فردی اسسست متعادل، ميانسسه رو،مصلحت‬ ‫گرا،اهل همکاری و بحث منطقی.‬
  23. 23. ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫ویژگی های فرد تعارض آفرین‬ ‫با همکاران ودربعضی مواقع با همسر خود تفاهم ندارند.‬ ‫از ناکامی دیگران احساس رضایت می کندوخودخواه است.‬ ‫برسرمسائل جزئی خشمگین می شود.‬ ‫کینه توز و انتقام جو است وپرخاشگری را دوست دارد.‬ ‫اشتباهات خود را نمی پذیرد.‬ ‫از مخالفت کردن در جمع لذت می برد.‬ ‫از رک گویی و بدون پرده حرف زدن ابایی ندارد.‬ ‫مشارکت با دیگران را دوست ندارد.‬ ‫همواره سعی داردخواسته های خودرابه دیگران تحمیل کند.‬
  24. 24. ‫ویژگی های فرد تعارض آفرین‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫•‬ ‫وابستگی دیگران به خود را دوست دارد‬ ‫در برابر نظرهای جمع مقاومت می کند.‬ ‫به دیگران اعتماد ندارد.‬ ‫دائما احساس شکست می کند.‬ ‫ ً‬ ‫رقابت ناسالم را دوست دارد.‬ ‫در به کرسی نشاندن خواسته های خود اصرار می ورزد.‬ ‫پیروزی خود به قیمت شکست دیگران را دوست دارد.‬ ‫از جریحه دار کردن احساسات دیگران لذت می برد.‬
  25. 25. ‫زورگو و متخاصم‬ ‫عصسباني و متخاصسم اسست و ناراحتسی خود را با اعمال زور‬ ‫نشان مسي دهد. خصسومت، کینسه توزي، استفاده ازکلمات‬ ‫نیشدار، امتناع ازکارهاي گروهسي وخودپسسندي و تکبر از‬ ‫جملسه ویژگیهاي ایسن افراد اسست. آنهسا دلشان مسي خواهد‬ ‫همیشه غالب و مسلط باشند و سعي مي کنند با توسل به هر‬ ‫شیوه و روشي به خواسته هاي خود برسند.‬ ‫راه برخورد:درمقابل آنها بایستید، اما سعي نکنید باآنهابجنگید.‬ ‫هرگز رفتار آنها را تحمل نکنید بلکه در مقابل آنها قاطع،‬ ‫محکم، جسور و با اعتماد به نفس باشید.‬
  26. 26. ‫همیشه شاکي‬ ‫از نظر این افراد تنها چیزي که زندگي به آنها عطا کرده، بدشانسي‬ ‫اسست. آنهسا بسه جاي پیدا کردن راه حسل براي مسائل و مشکلت،‬ ‫عادت کرده اند که شکایت کنند و بهانه بگیرند. نگرشهاي این افراد‬ ‫مسسموم و متاسسفانه بیماري آنهسا واگیسر اسست.این افراد بندرت سعي‬ ‫مي کنند شرایط ناخواسته راتغییر دهند، در عوض دائم دقیقا مثل‬ ‫بچسه اي کسه بسه او اجازه کاري داده نمسي شودرفتارمي کنند.اجازه‬ ‫ندادن باعث منفي بافي او مي شود. جمله معروف آنها این است: »‬ ‫هیچ کس مرا دوست ندارد«.‬ ‫راه برخورد: به این افرادنشان دهیدکه مسائل آنها را مي بینید و مي‬ ‫شنوید، زیرا آنها به محیط حمایتي و تشویق احتیاج دارند.همچنین‬ ‫بایدسطح فشار و تنش رابراي آنهاپایین آورد. علوه بر این به آنها‬ ‫اجازه شکایت کردن ندهید، مگر زماني که راه حلي براي مشکل‬ ‫پیش آمده داشته باشند.‬
  27. 27. ‫وسواسي و کمال گرا‬ ‫ایسن افراد دلشان مسي خواهدکارهابسه بهتریسن نحسو ممکن انجام گیرد.‬ ‫درعین حال که ممکن است خسته ک‌کننده و ملل آور به نظر رسند،‬ ‫اما داراي مهارتهاي تجزیه و تحلیلي اند که مستلزم توجه زیاد به‬ ‫جزئیات اسست. اسستانداردهاي عملکرد ایسن افراد در سسطح بسیار‬ ‫بالیسي قرار دارد. در برخسي مواقسع کار خوبسي کسه توسط دیگران‬ ‫مورد تمجید واقع مي شود از نظر این افراد قابل قبول نیست. جمله‬ ‫معروف آنهسا ایسن اسست:» ایسن کار مسي توانسست بهتسر انجام شود«.‬ ‫راه برخورد: در صورتي که در برخورد با این افراد، واقعیتها و‬ ‫منطق را ارائه دهید، مي توانید بهترین بهره را از آنها ببرید. در‬ ‫عین حال حرفهاي این افراد را درباره بهتر انجام شدن کارها جدي‬ ‫نگیرید. آنها معمول نقاط ضعف خودرا بیان مي کنند نه نقاط ضعف‬ ‫شمسا را. سسعي کنیسد بسا ایسن افراد بسه گونسه اي کار کنیسد تسا بتوانند‬ ‫انتظارات واقعسسي براي خود و دیگران داشتسسه باشنسسد و مطابق‬ ‫انتظارات واقعي عمل کنند.‬
  28. 28. ‫افراد یخي‬ ‫این افراد براي تغییر آمادگي ندارند وهر تغییري – هر چند‬ ‫کوچک – مي تواند آنها را نگران و آشفته سازد و آغازي‬ ‫براي رفتار منفي در آنها باشد.‬ ‫جملسه معروف آنهسا ایسن اسست:» راه قدیمسي بهتسر اسست«.‬ ‫راه برخورد: در مقابل این افراد صبور باشید، زیرا ممکن‬ ‫است در مسیر انجام تغییرات مانع تراشي کنند. این افراد را‬ ‫در تغییسر درگیسر کنیسد یسا از تغییرات تدریجي براي ایجاد‬ ‫فرصت مناسب براي آنها استفاده كنید.‬
  29. 29. ‫افراد بسته‬ ‫راههاي برقراري ارتباط بسا ایسن افراد مسسدود اسست. آنهسا بسیار‬ ‫تودار و دیرجوش هستند و تنهایي و خلوت را به بودن در میان‬ ‫جمع ترجیح مي دهند. آنها هرگز درباره تفکرات و احساسات‬ ‫خود صسحبت نمسي کننسد و بسه همیسن دلیل ارتباطات محدودي‬ ‫دارند. » حوصسله ندارم« یسا » فعل وقست ندارم« از جملتي‬ ‫اسست کسه آنهسا براي فرار از جمسع از آسن اسستفاده مسي کنند.‬ ‫راه برخورد: براي برقراري ارتباط بسا ایسن افراد بایسد حوصله‬ ‫کنید. ممکسن اسست مدتسي طول بکشسد تسا ایسن گونسه افراد احساس‬ ‫راحتسي بکننسد و بسا شمسا راحت تسر و بهتر برخورد کنند. هنگام‬ ‫صسحبت بسا ایسن افراد از سسوالت باز اسستفاده کنیسد و آنهسا را به‬ ‫شرکت در بحثها تشویق کنید.‬
  30. 30. ‫کم حرف و منفعل‬ ‫ایسن افراد زیاد سسخن نمسي گویند. حتسي اگسر اصسرار کنید، فریاد‬ ‫بکشیسد یسا از آنهسا خواهسش کنیسد، جوابسي بیشتسر از آري یسا خیر‬ ‫نخواهید شنید. آنهاحتي زماني که باید از حقوق خود دفاع کنند،‬ ‫ساکت ميمانند. در نتیجه غالبا مورد ظلم قرار مي گیرند. فرد‬ ‫ ً‬ ‫ک‌‬ ‫منفعسل همیشسه احسساس ناامنسي مسي کنسد واعتماد بسه نفسس بسیار‬ ‫پاییني دارد. آنها غالبا از شرکت در تصمیم گیریها امتناع مي‬ ‫ ً‬ ‫كنند و یا نظري ارائه نمي دهند.‬ ‫راه برخورد: ایسن افراد شدیدا بسه اعتماد بسه نفسس و حمایت احتیاج‬ ‫ ً‬ ‫دارند و باید بطور مستقیم از آنها انجام اموري را که مي توانند‬ ‫انجام دهند خواسته شود. تشویق نیز در ایجاد اعتماد به نفس آنها‬ ‫بسیار موثر است.‬
  31. 31. ‫افرادي كه مي گویند: »کار من نیست«‬ ‫دائم از زیر بار قبول مسئولیتهاي بیشتر شانه خالي کرده و منفي‬ ‫بودن خود را بسا رد کردن انجام کارهایسي کسه باید برعهده‬ ‫بگیرنسد، ظاهسر مسي کنند.معمول دوسستان و همکاران این افراد‬ ‫ ً‬ ‫باید کارهاي مربوط به آنها را انجام دهند و این در حالي است‬ ‫که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آنها مي دانند نه‬ ‫وظایف خود.جمله معروف آنها این است: »این کار جز وظایف‬ ‫ک‌‬ ‫و شرح شغلي که من باید انجام دهم نیست«.‬ ‫راه برخورد: سعي کنید شرح شغل این افراد را واضح و روشن‬ ‫در اختیار آنهسا قرار دهیسد، تسا جایسي براي توجیهات آنهسا باقي‬ ‫نماند. بازرسي و کنترل غیر محسوس نیز در برخي مواقع مي‬ ‫تواند کارساز باشد.‬
  32. 32. ‫شايعه پراکن ها‬ ‫این افراد از شایعه بعنوان سلح قوي جهت کنترل روي دیگران و‬ ‫محیسط اسستفاده مسي کنند. آنهسا بسا پخسش شایعسه و درگیر کردن‬ ‫دیگران در مسائل مربوط به آن لذت مي برند و احساس مهم‬ ‫بودن مسي کنند. جمله معروف آنهسا ایسن اسست: » اجازه بده من‬ ‫بگویم چه اتفاقي دارد مي افتد«.‬ ‫راه برخورد: بهترین راه جلوگیري از شایعه سازي در سازمان،‬ ‫دادن اطلعات و حقایق لزم و کافي به افراد است. وقتي افراد‬ ‫سسازمان از کلیسه اطلعات مربوط بسه مسسائل سسازمان آگاهي‬ ‫داشته باشند، به شایعه و افراد شایعه پراکن توجهي نمي کنند.‬ ‫در نتیجسه انگیزه اي براي ایسن افراد بمنظور ایجاد شایعه و‬ ‫پخش آن باقي نمي ماند.‬
  33. 33. ‫افراد منفي گرا‬ ‫نگرش بدي نسبت به دنیا دارند. آنها فکر مي کنند که دنیا بر سرآنان‬ ‫خراب شده اسست. از شیوه انجام امور ناراضسي انسسسد و مهسم نیست‬ ‫شما چقدر تلش کنید تا کاري براي آنان انجام دهید. در واقع این‬ ‫افراد همیشه نیمه خالي لیوان را ميبینند و براي انجسسسام یک کار‬ ‫ک‌‬ ‫بیشتسر بر عواقسب منفسي آسن تأکیسد دارنسد تسا نتایسج مثبت. این افراد‬ ‫اعضاي خوبي براي کارهاي گسسسسروهي نیستند. جمله معروف آنها‬ ‫ایسسن اسسست:» مسسن مسسي دانسسسم ایسسن کار شدنسسي نیسسست«.‬ ‫راه برخورد: تغییسر نگرش افراد منفسي گرا کار آسساني نیسست. اما‬ ‫شمسا بایسد آنهسا را مجبور بسه تطسبیق بسا عادتهاي مثبست کنیسد تا از‬ ‫عادتهاي منفسي دور شوند. ایجاد تفکرات مثبست و نشان دادن نتایج‬ ‫خوب کارهایي که او امیدي به انجام آنها نداشته است، مي تواند به‬ ‫این اشخاص کمک کند.‬
  34. 34. ‫افراد غير متعهد‬ ‫آندقدر براي انجام کاري بهانه مي آورند تا شخص ديگري آن را‬ ‫ق‌‬ ‫انجام دهند و ينا آندقدر در انجام تصنميمي تعلنل مني کننند که‬ ‫ق‌‬ ‫ارزش آن از بين مي رود. کار خود را بطور جدي انجام نمي‬ ‫دهند، زيرا کار براي آنها اولويت ندارد. انجام امور شخصي و‬ ‫پرداختنن بنه مسنائل غينر کاري براي آنهنا مهمتر از انجام‬ ‫کارهاي سازماني است. جمله معروف آنها اين است: » او مي‬ ‫تواند منتظر شود«.‬ ‫راه برخورد: دلينل اصنلي تأخينر و تعلنل آنهنا را سنوال کنيد. اين‬ ‫افراد معموال احتياج بننه اهداف و اسننتانداردهاي واضح و‬ ‫ا ً‬ ‫انتظارات رسنمي دارنند و اينهنا بايند بنه او ابل غ شود. همچنين‬ ‫آنها به يک سيستم نظارتي بسته نيازمندند تا نتوانند براحتي از‬ ‫زير کار شانه خالي کنند.‬
  35. 35. ‫افراد هميشه منتقد‬ ‫اين افراد هميشه با کلمات نيشدار و انتقادات بيمورد خود، ديگران‬ ‫ق‌‬ ‫را آزار ميدهند.آنها درباره هر ايده اي، انتقادات خاص خود را‬ ‫ق‌‬ ‫دارند؛ چه آن ايده، خوب باشد يا بد.‬ ‫هدف اين افراد مخالفت با تمام چيزهايي است که گفته ميشود. آنها‬ ‫ق‌‬ ‫هر جا مي روند مشکلت را پيدا مي کنند. جمله معروف اين‬ ‫افراد اين است:»ايده بدي است«.‬ ‫راه برخورد: در مذاکره و گفتگو با افراد انتقاد کننده بر اطلاعات‬ ‫تمرکز کنيد. از آنها درباره اعلت انتقاد و مخالفتشان سوال کنيد‬ ‫و هميشنه آنهنا را براي اطلاعات بيشتنر تحت فشار دقرار دهيد.‬ ‫هرگز رفتارهاي نامناسب چنين افرادي را تأييد نکنيد.‬
  36. 36. ‫افراد خودخواه‬ ‫افراد خودخواه، هميشه مي خواهند راه خود را ادامه دهند و فکر‬ ‫مي کنند همه چيز را مي دانند.‬ ‫در وادقع اين افراد مي خواهند نداشتن امنيت خود را به گونه اي‬ ‫پنهان کنند.‬ ‫راه برخورد: با اين افراد تنها بر اساس حقايق و وادقعيتها رفتار‬ ‫کنيد. دقبل از ملدقات با آنها تمام اطلاعات مورد نياز را بدست‬ ‫آوريد و خود را براي پاسخ به سواالت آنها آماده کنيد. به ياد‬ ‫داشته باشيد برخورد تهاجم آميز يا تسليم در برابر آنها کارساز‬ ‫نخواهد بود.‬
  37. 37. ‫افراد فداکار) دقرباني(‬ ‫دقلب خونين سازمان هستند. آنها زود سرکار مي آيند و دير مي روند و‬ ‫يار و پشتيبان همکاران و دوسنتان خودهسنتند. ازآنهنا هرکاري که‬ ‫بخواهيند انجام ميدهنند، زيرا اينن افراد معموال بنه دلينل مسائل‬ ‫ا ً‬ ‫ق‌‬ ‫شخصني ترجينح مني دهنند بيشتنر اودقات زندگني خود را در محيط‬ ‫سنازمان بگذرانند. در صنورتي کنه از خدمات آنهنا دقدردانني نکنيد،‬ ‫منفني گري آنهنا آغاز مني شود. جملنه معروف افراد فداکار اين‬ ‫اسنت:» منن زندگني ام را ودقنف اينن شرکنت کردم، ولني براي هيچ‬ ‫کس مهم نيست«.‬ ‫راه برخورد: به حرفهاي اين افراد گوش دهيد و به آنها نشان دهيد که‬ ‫وجودشان تنا چنه اندازه براي سنازمان اهمينت دارد. از تلشها و‬ ‫همکاري آنها صميمانه دقدرداني کنيد و اين کار را در حضور ديگر‬ ‫کارکنان انجام دهيد.‬
  38. 38. ‫افراد خود سرزنش کن‬ ‫اين افراد همواره كمبودهايي را در اعملکرد کاري و رفتاري‬ ‫خود مي يابند و دائم خود را ملمت مي کنند. آنها از هيچ‬ ‫ينک از جنبنه هاي زندگني شخصني و کاري خود راضي‬ ‫نيستند. جمله معروف آنها: » من توبيخ خواهم شد. من مي‬ ‫توانستم اين کار را بهتر انجام دهم«.‬ ‫راه برخورد: ااعتماد بنه نفنس آنهنا را باال ببريد و از کارهاي‬ ‫مثبت و خوب آنها دقدرداني کنيد. به آنها نشان دهيد آنطور‬ ‫ق‌‬ ‫که خودشان فکر مي کنند بي دست و پا و کار خراب کن‬ ‫نيستند.‬
  39. 39. ‫افراد پرحرف‬ ‫اين افراد به دقدري حرف مي زنند که اجازه صحننننبت به افراد‬ ‫ديگنر نمني دهند. جالنب اينجاسنت کننه بيشتنر حرفهاي آنها‬ ‫اصل ربطي به موضوع مورد بحث ندارد و صرفا از دست‬ ‫ا ً‬ ‫ا ً‬ ‫دادن ودقت و زمان مفيد است.‬ ‫راه برخورد: برخورد با اين افراد اين است که به آنها تنها چند‬ ‫ددقيقه فرصت صحبت کردن داده شود. در صورتي که باز‬ ‫هنم بنه حرف زدن ادامنه دادنند، بنه هينچ وجنه رفتار آنها را‬ ‫تحمنل نکنيد. بنه آنهنا بگوييند، بايند برويند و فرصتي براي‬ ‫گوش دادن به حرفهاي آنها نداريد.‬
  40. 40. ‫افراد نامنظم‬ ‫اين افراد در انجام وظايف و شركت در جلسات، نظم و ترتيب‬ ‫را راعايت نمي كنند ونواعي آشفتگي در رفتار و کردار آنها‬ ‫ديده مي شود.‬ ‫آنهنا دائم بنه دنبال وسنائل خود ميگردنند و هميشنه در جلسات‬ ‫ق‌‬ ‫تأخير دارند.‬ ‫راه برخورد: براي برخورد با اين افراد نظم و انضباط را‬ ‫اعامل مهمي در ارزيابي اعملکردشان ااعلم کنيد و آنها را‬ ‫به مرتب بودن تشويق کنيد.‬
  41. 41. ‫افراد بي مسئوليت‬ ‫اين افراد تحمل دقبول مسئوليت يا توبيخ بابت اشتباه را ندارند.‬ ‫آنها از زير بار مسائل شانه خالي مي كنند و انگشت اتهام‬ ‫خود را هميشه به سمت ديگران نشانه مي روند.‬ ‫جمله معروف آنها اين است: » من اين کار را نکردم، فلني‬ ‫آن کار را انجام داد«.‬ ‫راه برخورد: بنا آنهنا دقاطنع برخورد کنيند و بطور مستقيم‬ ‫اشتباهشان را با دليل برايشان توضيح دهيد تا نتوانند اشتباه‬ ‫را به ديگري منتقل کنند.‬
  42. 42. ‫افراد پوست تخم مرغي‬ ‫اين افراد بسيار حساس هستند و بياهميت ترين مسائل آنها را‬ ‫ق‌‬ ‫ناراحت ميکند.‬ ‫ق‌‬ ‫روحيه حساس آنها بااعث مي شود ديگران در برخورد با آنها‬ ‫بسنيار محتاط باشنند و از بردقراري ارتباط بنا آنهنا احساس‬ ‫راحتي نکنند.‬ ‫راه برخورد: بازخورد، بنه اينن افراد بايند سنريع و مستقيم‬ ‫نباشد، بلکه به آرامي و با توجه به شخصيت آنها باشد.‬ ‫در بردقراري ارتباط با آنها شخصيت حساس آنان را در نظر‬ ‫بگيريد.‬
  43. 43. ‫افراد ريزنگر‬ ‫اينن افراد همواره مني گوينند:» منن احتياج بنه بررسی کردن‬ ‫مجدد کار دارم، شايند چيزي از زينر دستم رد شده باشد.«‬ ‫آنها به جزئيترين و ريزترين موارد يک مسئله توجه مي‬ ‫ق‌‬ ‫کنند و گاهي به خاطر يک مسئله کوچک اودقات ديگران را‬ ‫تلخ مي كنند.‬ ‫راه برخورد: آنها را اعادت دهيد در کنار توجه به جزئيات به‬ ‫مسائل کلي و اصلي توجه کنند. آنها بايد ياد بگيرند کليات و‬ ‫جزئيات را با هم در نظر بگيرند و به دليل مسائل جزئي کل‬ ‫پروژه را به تأخير و خطر نياندازند.‬
  44. 44. ‫افراد خيلي خوب‬ ‫اين افراد به نظر مي رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه‬ ‫کاري را که آنها از شما خواسته اند انجام ندهيد، مسئله ساز‬ ‫مي شوند.‬ ‫راه برخورد: اين افراد به تأييد بسيار نياز دارند. به آنها نشان‬ ‫دهيد، آنان رادوست داريد و براي آنها ارزش دقائليد.‬

×